خانه عناوین مطالب تماس با من

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

من و وبلاگ و دلنوشته ها

این وبلاگ رو درست کردم که حرفامو بزنم (حرفایی که جای دیگه نمی تونم بزنم)..... ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر شیر باشم چون اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم....... گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم چون احد مطالب وبلاگ شامل:........................ خود نویسی : اظهار نظر ها و مطالب من در مورد مسائل مختلف فرهنگی ُ اجتماعی سیاسی ورزشی و غیره هست............. فتو وبنویسی : عکس هایی هست که برداشت می کنم و گاهی مناسب می بینم اینجا بگذارم .................................... دل نویسی : افکار منظوم و منثور من است که از دلم بیرون می آید و د ر واقع دل نویسی وبنگاری حرف های دلم است که مستقیم و بدون هیچ واسظه ای از دل به صفحه کلید و از صفحه کلید بر صفحه وب جاری می گردد. این بخش را بیشتر از بقیه دوست دارم .... شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی...... این دلنوشته های درهم من را جدا کنی...... تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است......... باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی......... طنز نویسی : تلاش من برای گفتن و نوشتن بعضی مطالب بصورت طنز است........ خاطره نویسی : وب نویسی بعضی از خاطرات من است که هوس می کنم به قلم آورم و بر صفحه وب جاری کنم. کپی نویسی : این مطالب در واقع مربوط به من نیست و تنها چون از آنها خوشم آمده از سایت ها و وبلاگ های دیگر کپی کرده ام ............ القصه وب نویسی دفترچه نوشته های از دل برآمده و کاملا شخصی من است پس دنبال بازدید کننده نیستم فقط برای خودم می نویسم ، وبلاگ های دیگری دارم که برای همکلاسی ها ، همولایتی ها ، همشهری ها و هموطنان می نویسم ولی این برای خودم است خود خودم . بازدید کنندش هم خود من هستم. اگر کسی آمد هم خوش آمد . اینجا خلوت من است . مهمانم باشید و درگوشی از نواقص و ایرادات و احساس تان در مورد نوشته هایم بگویید............... ایمیل من: mahmasoudi@gmail.com ادامه...

نظرسنجی

سلام دلنوشته های وبلاگ را در چه سطحی می بینید

    روزانه‌ها

    همه
    • محمود مسعودی در سایت شعر ناب
    • محمود مسعودی در سایت شعر نو
    • زمین شناسی 69 دانشگاه بیرجند
    • عکسخانه بیرجند
    • ژئوبلاگ
    • از گل تا دل
    • فتوبلاگ آیینه
    • دنیای بزرگ علی کوچولو

    پیوندها

    • گنجور
    • سارا شعر
    • عمران و معماری
    • داستان نویس مغرور
    • دلنوشته های کویری
    • اشعار شاعران بیرجند
    • غزل های منتظر محمد نوزادی
    • اشعار شاعران معاصر
    • شعر شاعران بیرجند
    • گلچین شعر معاصر
    • صدای آشنا
    • شعر نو

    دسته‌ها

    • دل نویسی 765
      • غزلواره 137
      • نوگونه 108
      • چارگانه 318
      • تکدانه 35
      • مثنوی مانند 15
      • و غیره ... 113
      • زمینشناسانه 9
      • بیرچندانه 20
      • سپیدانه 3
    • خود نویسی 76
    • خاطره نویسی 7
    • طنز نویسی 14
    • زیست محیطی 14
    • فتو وبنویسی 4
    • کپی نویسی 10
    • ژئو وبنویسی 1

    برگه‌ها

    • در مورد وبلاگ

    جدیدترین یادداشت‌ها

    همه
    • تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی مرا آتش زدی، خود را درون من رها کردی چه خرم بودم و خوشدل به بوی آب بر کاگل...
    • دل قوی دار دل قوی دار و پر از شوق،که بر می گردیم از شب تیره گذر کرده ،سحر می گردیم پیله ترکانده و با بال و پر تازه تری ما جهش کرده...
    • بَدیش اینه که ۱۴ روز دیگه می فهمیم چکار کرده ایم سال ها پیش استادی داشتیم می گفت ما ایرانی ها بهمون میگن بخاری می سوزه باور نمی کنیم میگیم حالا بزار امتحان کنم . سرمون...
    • چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما داغ به دل نشسته ای فسرده پود و تار ما نه راه پس،نه راه پیش،نه نور و نه ترانه ای که...
    • تاریخ جز تکرار،چیزی نیست م می خواهد قلم بردارم و بنویسم آدمیت را چه شده است انسانیت را چه شده است برما چه گذشته است اشک امانم نمی دهد نفسم می...
    • نه مرا طاقت دوری نه مرا طاقت دوری، نه تو را لطف حضوری نه تو را نامه و مهری نه مرا شور و سروری شب مان دراز گشت و سحری نیامد از راه نه تو...
    • یک زمین یک زندگی یک زمین ،یک زندگی، یک روزگار یک بشر، یک عمر ،چند فصل بهار حیف نیست آغشته گردانیم شان با دروغ و حسرت و حرص و نقار محمود...
    • به بهانه ی مستند تالان به بهانه ی تالان. امشب خودم را به آخرین اکران های مستند تالان می رسانم. فیلم با تاباندن نور در اعماق زمین به آب آغاز می...
    • دلم برای تو تنگ است دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دلت تنگ است؟ میان عقل و عشق در کشور تو هم جنگ است؟ باورم...
    • ای جان چشم در چشم تو و گوش به فرمان توام تو اگر دم بزنی مرغ سخندان توام می نویسم که نسیم از نفست می خیزد عاشق لب زدن و گفتن ای...
    • دیدار دماوند کوله بر بسته دلم تا که به دیدار دماوند برود تا به نزدیکترین نقطه ی ایران به خداوند برود کوله بربسته که از کوه و در و...
    • مهر و مهربانی ِغیر مهر و مهربانی چیست در دنیای ما که منور می کند احساس ناپیدای ما رنگ می پاشد به اعماق ضمیر آدمی شوق می ریزد به...
    • خیال صحبت تو زنده می کند دل را مرا به جرم نکرده به دار خواهند زد تو را ز راه نرفته کنار خواهند زد اگر که سینه ای از عشق لب به لب گردد به شهر دیده ی او...
    • رویای تو رویاست تا..... رویای تو رویاست تا در خواب باشی در کرسی گرمت فقط بی تاب باشی بیدار اگر گردی و راهی، بلکه روزی در قله ای هم صحبت مهتاب...
    • گره از زلف چمن باز کنیم ای دوست بیا ز خویش و پیله پرواز کنیم با حضرت عشق و با طبیعت آغاز کنیم صدبار گره زدیم،زلف چمن و نبود حاصل امسال،گره از...
    • کشف کن کوه و در دشت و دمن بنام خدایی که در جسم روح آفرید جهان را چنین کامل و باشکوه آفرید به هر کس نشانی ز احساس داد مرا عاشق قله و سنگ و کوه...
    • کاش بارانی ببارد کاش ابر آسمان خاک زمین یاری کند تا زمین تشنه احساس امیدواری کند مهربان گردد زمین با دانه های سربزیر دانه نومید هم،احساس...
    • روزمرَگی ملی روزمرَگی ملی زلزله ما را می کشد معدن ما را حبس می کند.کشتی ما را غرق می کند.پلاسکو ما را به آتش می کشد.خشکسالی نفس ما...
    • ای زلزله جان چطور مطوری خوبی ای زلزله جان چطور مطوری خوبی داری به کجای مملکت می کوبی گویند دوباره قصد تهران کردی شاید که تو هم پی ژن مرغوبی از بس که...
    • پتوی خرافات زلزله ما را می کشد آتش ما را می سوزاند تونل ما را می بلعد سیل ما را می برد و ما چقدر سخت جانیم انگار پتوی خرافات ما را...
    • باران که می آید باران که می آید زمین هم حرف های تازه ای دارد. تمام بوته ها عاشق تر از پیش اند تمام جوی ها جاری، تمام رودها آواز می...
    • پاییز نرو پاییز نرو فرصت دلتنگی نیست زیبایی تو به هیچ آهنگی نیست عشقم شده هر روز ببینم رویت یکسال کم از هزار فرسنگی نیست محمود...
    • دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد قفس هر چند بزرگ باشد دل انسان می گیرد اگر صدها خیابان دارد و میدان و ده ها پارک...
    • مانند یک بوسه که بر داغی یک احساس می تازد تو را مثل گلی در دامن یک دشت ناهموار می خواهم به دشتی که به غیر از زوزه بادی ندارد یار می خواهم تو را مثل نسیمی در میان...
    • سرگذشت نفت (از تشکیل تا کشف) شعر نفت از تشکیل تا کشف بنام خداوند چین و گسل خداوند دشت و خدای قلل بنام خداوند شعر و شعور خدای دوبیتی خدای غزل بنام...
    • پناه من فقط تار است پناه من فقط تار است در شب های تار من که شاید مرهمی باشد به زخم انتظار من نه گل روییده در باغم،نه آبی مانده در جویم چه...
    • مدتی هست مدتی هست که پر کرده پدافندش را دو لب و لپ و نگاه های هدفمندش را می زند تیر چپ و راست به دیوار دلم دل افتاده به میدان...
    • رقص گل از واجبات خواهد شد سال هاست که گنج های زمین جای گل ،گلوله می شوند جای محبت ،نفرت می کارند و زمین متحیر از این قساوت به گرد خویش سرگردان به...
    • شما چرا؟ ای گلوله ها ای تفنگ ها ما آدم ها هزار دلیل داریم برای کشتن بنام دین برای ثروت به حکم سیاست شما چرا ؟ شما چرا قلب ها را...
    • عاشقانه باید دید عاشقانه باید دید این زمین و مردم را لاله های رنگی را،خوشه های گندم را عاشقانه باید رفت کوه و دشت و دریا را جرعه جرعه...
    • چراااااا؟خداااااا؟ چراااااا؟خداااااا؟ هر بار که انتحاری،انفجاری در اطراف می شود انگار لرزش ها و ترکش های آن مستقیم بر روح و روان مان وارد...
    • معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات 96 با نگاهی به آرای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مشاهده می شود تنها در چند استان...
    • شجریان در مقابل تتلو شجریان در مقابل تتلو کاری به نتایج انتخابات ندارم که هر چه باشد تا چند ساعت دیگر اعلام خواهد شد. آنچه آزارم می دهد این...
    • برای فردای انتخابات ریاست جمهوری 96 جدای از هر رنگی و هر تفکری همه به ایران می اندیشند اگرچه گاهی دروغ بگویند و بداخلاقی کنند که این هم متاسفانه مشخصه...
    • تحلیلی ساده از مناظرات انتخاباتی 96 یک تحلیل ساده از یک آدم ساده بعد از مناظره با خودم فکر می کردم اگر صدا و سیما از من بپرسد نظر شما در مورد مناطره ها...
    • پوپولیسم یعنی چه؟ پسرم گفت پوپولیسم یعنی چه که شده ورد زبان کوچه و بازار یعنی استفاده بهینه ی از آمار از دین و مذهب،از کار،از همکار از...
    • صبح خوبست صبح خوبست که همصحبت باران باشی همدل و همنفس سبز بهاران باشی رود و دریاچه و جنگل همه را درک کنی خاصه تر آنکه به ملک...
    • آژیر زلزله (شعری از زبان زمین لرزه ای که خواهد آمد ) شبی،روزی ،غروبی یا سحرگاهی زمانی که شود تسلیم سنگ سخت کوهستان و زان ناگه فروریزد سکوت سرد سنگستان سوار سینه ی امواج...
    • مقصر حادثه پلاسکو کیست؟ یکی از مهمترین بحث ها و شاید وطایف ما بعد از هر حادثه این است که مقصر را پیدا کنیم. مقصرانی که همه می شناسیم ولی برای...
    • دشمن خر است ( خریت های روزانه ما آدم ها) هیچ می دانی که در دنیای ما چند تن خر است البته منظور غیر از خر، که او رسما خر است در علوم زیست شناسی خر فقط یک گونه است...
    • تاخیر و دیگر هیچ تاخیر و دیگر هیچ ساعت حدود ۲۳ به تحویل بار فرودگاه می رسم منتظر می مانم تا با آژیر نوار نقاله ورود بار اعلام شود نکاهی...
    • بسوزیم و بسازیم غریبه ای هستم در میان شهری بزرگ نه شهر مرا قبول می کند نه من او را نه من با او کنار می آیم نه او با من ولی از جبر...
    • به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند اگر جا کم بیارن شـــــــک نکن در ماه می سازند نه تنها دولتی ،بلکه پیام نـــور و...
    • مثال قطره آبی چنان گاهی فشارم می دهد دیوار این زندان که می ترسم فرو ریزد ز دیوار دهان دندان چنان در بطن و دهلیزم ز خون فریاد می آید...
    • می چسبه چای آتیشی ولی کو چای آتیشی؟ این شعر در یک سفر زمین شناسی سروده شده و در آن از کلمات زمین شناسی استفاده کردیده است. تراست زیر بارون و با چند تا دوست...
    • تاراج قطار شهر ها را هواپیما قاره ها را سفینه سیاره ها را به هم نزدیک می کند اینترنت فاصله ها را ماشین سختی ها را پول کمبود...
    • فیش نامه ایا یا ایهاالساقی کجا رفت کاس و ناول ها که فیش اول نمود آسان ولی افتاد مشکل ها گرفتم فیش و گفتم می خورم یک آب هم رویش...
    • تبخیر آرزوها هر صبح شیشه ی گاز دار آرزوهایم را باز می کنم جرعه ای می نوشم و پا در خیابانی خسته می گذارم با عابرانی خسته تر از خودم...
    • آیه ی امن یجیب احساس او به شاخسار گلم عندلیب داشت اقرار می کنم که حالت من را عجیب داشت اقرار می کنم که ذهن مرا پاک خوانده بود هر تحفه...
    • یاد بیرجند یاد بیرجند در دلم هر روز غوغا می کند در رحیم آباد چشمت شور پیدا می کند بین میدان ابوذر تا خیابان حکیم با شهیدان نگاهت...

    بایگانی

    • تیر 1402 1
    • فروردین 1399 1
    • اسفند 1398 1
    • اسفند 1397 1
    • بهمن 1397 3
    • دی 1397 1
    • مرداد 1397 4
    • اردیبهشت 1397 1
    • فروردین 1397 2
    • اسفند 1396 1
    • بهمن 1396 1
    • دی 1396 4
    • آذر 1396 2
    • آبان 1396 1
    • مهر 1396 1
    • شهریور 1396 1
    • مرداد 1396 1
    • خرداد 1396 5
    • اردیبهشت 1396 5
    • بهمن 1395 2
    • آبان 1395 1
    • مهر 1395 2
    • شهریور 1395 2
    • مرداد 1395 1
    • تیر 1395 3
    • اردیبهشت 1395 1
    • فروردین 1395 5
    • بهمن 1394 2
    • دی 1394 4
    • آذر 1394 3
    • آبان 1394 4
    • مهر 1394 2
    • شهریور 1394 6
    • مرداد 1394 4
    • تیر 1394 3
    • خرداد 1394 3
    • اردیبهشت 1394 3
    • فروردین 1394 7
    • اسفند 1393 6
    • بهمن 1393 4
    • دی 1393 8
    • آذر 1393 9
    • آبان 1393 8
    • مهر 1393 9
    • شهریور 1393 10
    • مرداد 1393 32
    • تیر 1393 24
    • خرداد 1393 24
    • اردیبهشت 1393 11
    • فروردین 1393 25
    • اسفند 1392 25
    • بهمن 1392 31
    • دی 1392 36
    • آذر 1392 38
    • آبان 1392 24
    • مهر 1392 30
    • شهریور 1392 35
    • مرداد 1392 36
    • تیر 1392 24
    • خرداد 1392 19
    • اردیبهشت 1392 26
    • فروردین 1392 18
    • اسفند 1391 31
    • بهمن 1391 20
    • دی 1391 15
    • آذر 1391 19
    • آبان 1391 44
    • مهر 1391 31
    • شهریور 1391 55
    • مرداد 1391 30
    • تیر 1391 6
    • خرداد 1391 15
    • اردیبهشت 1391 23
    • فروردین 1391 1
    • اسفند 1390 1
    • بهمن 1390 3
    • دی 1390 1
    • آذر 1390 3
    • آبان 1390 16
    • مهر 1390 23
    • شهریور 1390 3
    • مرداد 1390 7
    • تیر 1390 1

    تقویم

    تیر 1402
    ش ی د س چ پ ج
    1 2
    3 4 5 6 7 8 9
    10 11 12 13 14 15 16
    17 18 19 20 21 22 23
    24 25 26 27 28 29 30
    31

    جستجو


    آمار : 426380 بازدید Powered by Blogsky

    عناوین یادداشت‌ها

    • جان برکف 1393/03/24 12:57
      آن ابرو و مژگان و دو چشمان که تو داری آن گیسو و آن زلف پریشان که تو داری آن جام عسل بر لب و دندان که تو داری آن خط لب و چاه زنخدان که تو داری آن روی مه و ماهک رقصان که تو داری آن خال لب و طبع سخندان که تو داری آن غبغب افتاده به میدان که تو داری آن محو ترین حس گل افشان که تو داری شیرین دهن و سبزه ی عریان که تو داری زان...
    • فاجعه در راه است 1393/03/20 18:13
      ماه هاست در قنات ده ما ماهی نیست چونکه در سوقه ی کاریز دگر آبی نیست گندم از خاطره ی خاک فراری شده است تک درخت لب جو، کار وی گریه و زاری شده است بع بعی نیست در این نزدیکی مرتع تشنه ندارد نفسی چوپانان همه راهی شده اند خانه ها شهر خیالی شده اند قامت جمله درختان به خاک افتاده خاک در حسرت یک قطره ز تاب افتاده به گمانم خبری...
    • آغاز تو 1393/03/19 21:31
      همچون غزلی که بوسه آغاز تو است چارانه ی عاشقانه، در ساز تو است غافل ز قصیده و رباعی شده ام چون مثنوی عشق در اعجاز تو است " محمود مسعودی(ساده)"
    • سرشته از ازل 1393/03/18 22:06
      ای که سرشته از ازل مهر تو با خمیر من کی به کجا رود غمت از دل و از ضمیر من بس که به جان تنیده ای تار محبت از وفا جان رود و نمی روی از دلم ای منیر من ای همه آرزوی من لطف تو آبروی من راه نما بسوی خود ای شه بی نظیر من تاب و تحملی نما تا به صراط عشق تو چاه فراق پر شود در شبم ای مجیر من من به تحیرم چرا یا به کجا و کی ، که...
    • اگر فرصت دهد 1393/03/18 20:12
      به صد دل همت کوی تو دارم دو چشمم دعوت روی تو دارم اگر فرصت دهد گردون گردون دمادم قصد شب بوی تو دارم هزار آواره دل سوی تو دارم به امیدی که در کوی تو دارم اگر فرصت دهد گردون گردون حکایت ها ز گیسوی تو دارم به دل سودای مه روی تو دارم امید از چرخش موی تو دارم اگر فرصت دهد گردون گردون هنوزم دل به سوسوی تو دارم " محمود...
    • شوق لبت 1393/03/16 19:26
      ای لبت چون قند و قندت چون عسل موی و زلفت بند و بندت چون گسل لرزه بر اندام کوه افتاده از شوق لبت باز سازی کن مرا با بوسه های بی مثل " محمود مسعودی(ساده)"
    • جاده صاف کن بهشت یا دوزخ 1393/03/13 09:04
      خدا را شکر که با تدبیر و همت داره بهتر میشه احوال ملت حسابی کار دنیا رو به راهه تمام مشکلات ریسمون به چاهه حالا بحث و جدل از بهر فرداست که راه اخرت ها از کجاهاست که شلاق بهتر است یا انتخابات برای جستن حوری به باغات سپاس و شکر مردان سیاست دارن حل می کنن راه قیامت تموم جاده صاف کن ها به کارن که تخم هر چه بیراهه در ارن...
    • دنیای وارون 1393/03/12 08:24
      دنیا بنگر که جمله وارون شده است مردانه گدا ببین که قارون شده است بی همت و اعتبار و بی کار و تلاش صاحب نطر شهر فلانون شده است از فضل نیای خویش و فامیل عیال یکباره نماینده ی جیحون شده است گیریم که ما غافل و کوته بینیم بنگر که دل زمانه پرخون شده است تا کی به خیال خویش دلخوش باشیم روزی خبری رسد بهارون شده است نتوان به کسی...
    • جام صبحدم 1393/03/11 07:39
      نسیم صبحدم عیسی نشان است ز لطفش عالمی تا شب جوان است سحرخیزان عالم جمله سرمست که جام صبحدم جامی ز جان است
    • ناز چشمت 1393/03/11 06:14
      ناز چشمت در دلم آن می کند سینه را دیوار زندان می کند با گذر از سستی ایمان ما دین و دنیا جمله ویران می کند
    • اهل دل 1393/03/11 01:08
      دل را به رنگ عالم بالا سرشته اند چونان ترانه ای به کاعذ دنیا نوشته اند دل شد گِلی که به مهر خدا رسید اهل دل از برای دو عالم فرشته اند
    • طبس :درّی به دریای کویر 1393/03/08 15:51
      طبس چون دُر به دریای کویر است چو انگشتر که زیبایی منیر است میان رمل و ماسه ،کوه و صحرا طبس چون گل به پهنای کویر است ز کال سردرش آبی روان است که بر هر تشنه معنای مجیر است به باغ گلشنش دل تازه گردان که گلشن پیش او خاکی فقیر است به هر سو بنگری تاریخ و فرهنگ به اهل دل همیشه چشمگیر است چو نارنج بهارش پیک شادیست غروب نخل...
    • حال من 1393/03/08 15:00
      پرسیده ای ز من ،حالت چگونه است جونان بیان کنم،گفتن ندارد این آخر چه گویمت، حالم غریبه است نا آشنا ترین دل آشنای من مسکوت مانده ای در پرده های من شادم ز زندگی ،مستم به بندگی خود هم ندانمت حالم چگونه است شاد همیشگی غمگین خانگی مثل همیشه دمدمیم گاه شاد شاد،گاه مثال باد گاه ماهی یم به آب ،سرشار زندگی گاهی فسرده ام در خاک...
    • چو پسته ی خندان 1393/03/06 20:37
      لبت چو پسته ی خندان بخند می خواهم دلت چو زلف کمندت به بند می خواهم برای شرح ضمیرم به ماه رخسارت شبی چو موی بلندت بلند می خواهم "محمود مسعودی(ساده)"
    • انگشت نما 1393/03/05 21:56
      دل را به سر کوی تو دیوانه نکردیم که کردیم انگشت نمای خود و بیگانه نکردیم که کردیم از شوق تو در باغ غزل قافیه گفتیم هر قافیه را همدم پیمانه نکردیم که کردیم هر جام که از دست تو گردونه به ما داد آنرا به رهت گوهر یکدانه نکردیم که کردیم در حسرت خال لب و آن چاه زنخدان هر روز سفر تا در میخانه نکردیم که کردیم گفتند که کس جان...
    • لحظه ها 1393/03/03 13:07
      لحظه ها تنگ بلوری خالی خالی از رنگ و لعاب خالی از حادثه اند لحظه ها بی حسند لحظه ها بی نامند به زبانی خامند ما بر او شال و کله می پوشیم ما در او نفرت و غم می نوشیم ما در او شرم و حیا می بینیم حس خود یا که خدا می بینیم ما در او عشق و صفا می کاریم دانه ی صلح و جفا می پاشیم لحظه ها پا ک ترینند به زبانی همه عمر لحظه ها...
    • تقدیم ساکنان شهر محبت 1393/03/03 06:07
      صبحی پر از ترانه و روزی پر از امید رمزی ز بی کرانه و رازی پر از نوید تقدیم ساکنان شهر محبت نموده ایم بهتر ز عشق چه توان زین کرانه چید "محمود مسعودی(ساده)"
    • با سین سلام 1393/03/03 06:01
      یک جرعه ز جام صبح در کامم ریز با سین سلام ،ستاره بر بامم ریز در پیچش رزوگار از لام به کام کامی برسان ترانه در جامم ریز
    • سرگردان 1393/03/02 06:07
      تو هم آخر ز دستم می روی ای ماه تابنده تو هم آخر به پایان می رسی ای راه آینده شرابی ده و جامی نوش و خوش می باش منم آخر به زندان می رسم ای دام پاینده سرودی گوی و می می جوی و شادی کن تو هم آخر خیالی می شوی در چرخ زاینده تو در شهر و میان سینه ها افسانه می گردی منم آخر غباری می شوم از پای افکنده حساب چرخ گردون دائما یکسان...
    • یاقوتی بنفش 1393/02/29 21:43
      یاقوتی یِ بنفش من ای زیبا کهن دیار دل در تو می سپارم و جسمم به روزگار همچون پرنده ی غریب مهاجر ز شهر خویش دنبال آب و دانه می روم و همواره بیقرار هر چند در دیار کسان آب و دانه هست بی ریشه ای در این دیارم و افسوس پایدار یاد آرم از سکوت خفته به ساباط های تنگ آنجا که دل به تلاطم رسد از دست گلعذار هر چند دره های باغران تو...
    • با یاد جوانی ها 1393/02/28 20:15
      شبی باز آ که خوش باشیم با یاد جوانی ها چو نی گوییم از هجران و شرح بی زبانی ها چو گرگان طمع بر روزگار عشق می تازند شبان عشق خود گردیم و گوییم از شبانی ها کنار برگ برگ زندگی با دست بنویسیم که عاشق زنده می ماند میان جاودانی ها طلوع صبح صادق تازه می سازد حقیقت را اگر چه عمر سرشار است از دل ناگرانی ها خدا را مصلحت بگذار و...
    • سهم من 1393/02/27 18:39
      سهم من از زلف تو یک تار نیست تار و پودت را بجز انکار نیست سهم من از کوی تو سیلاب شد بخت من در کوی تو بیدار نیست سهم من از چشم تو افتادن است نردبان در کوی تو انگار نیست سهم من از موی تو پیچدگیست فرصت وصل تو در پندار نیست سهم من از روی گل حسرت شده گل چو تو در باغ و در گلزار نیست سهم من از شهر تو دیوانگیست جمله مستند و...
    • روا نباشد 1393/02/27 10:04
      در جستن تک ستاره ی بخت، غفلت ز مهان روا نباشد شاید چو ستاره را بجویی ماه تو غروب کرده باشد "محمود مسعودی(ساده)"
    • طعنه به یاقوت 1393/02/24 10:08
      لعل لبش ببین که طعنه به یاقوت می زند مژگان نگر که تیر طعنه به باروت می زند شهریست پر ز فتنه حذر چون توان نمود زان حُسن روی که طعنه به لاهوت می زند
    • زل 1393/02/20 10:52
      بر دره ی بی دلی بیا پل بزنیم بر سردر خوشدلی بیا گل بزنیم گر گفت کسی زمانه بی مهر شده برخیز و بیا به چشم هم زل بزنیم "محمود مسعودی(ساده)"
    • یاد تو 1393/02/16 10:56
      دیوانه دلی که بی تو دیوانه نباشد بیگانه دلی که جز تو بیگانه نباشد شهریست پر آشوب و غم انگیز گر کهنه دلی همدم میخانه نباشد جنت بود هر جا که نسیم تو برآید گر غیر تو در حسرت دلخانه نباشد در دامگه حادثه ها یاد تو جاریست زانست که مرغم ز پی دانه نباشد برخیز و بزن تار وفا در قدم یار جز تار وفا ساز در انبانه نباشد دیوانه و...
    • تلاقی شب و سکوت 1393/02/10 09:41
      پر از سکوتم و خالی ز واژه ها امشب بپرس حال دلم را ز لاله ها امشب به فال حافظ شیراز دلخوشم ورنه نمی رسد خبر از یوسف وفا امشب روان شده آب از دو چشم خشکیده ز دردِ هجرِ کشیده ز ناکجا امشب شراب لعل لبش را ز تاک باید جست رسیده تازه خبر از کرانه ها امشب به آسمان ابری دلها ستاره ای نبود کجاست یورش بادی به ادعا امشب جو بی رخ...
    • میوه هستی 1393/02/10 09:20
      سبزیم که ریشه هایمان در خاک است هستیم که خاک دلمان نمناک است ما میوه هستی ییم چرا غمناکی مستیم به جرعه ها که اندر تاک است "محمود مسعودی(ساده)"
    • بمان دوباره مرو 1393/02/05 18:54
      حالا که آمدی بمان، ز کنارم دگر مرو مچاله کن بهانه های پر از انتظار را یک عمر رفته بوده ای و یک لحظه آمدی یک لحظه هم بمان ، یک عمر هم مرو حالا که آمدی بمان به غربت بی خانمانیم بنشین کنار خالی حوضم به رسم دیرینه نگو که کهنه شد آواز های دیروزی بیاد ماهی تنها در آبی زیبا بیاد خیس شدن های گاه و بیگاهم بگذار کاشی های رنگ و...
    • مزن زخم زبان 1393/02/03 13:57
      نیازی نیست تا از من بگیری دردهایم را و یا مرهم گذاری زخم هایم را و حتی بشنوی شب قصه هایم و یا از من بپرسی غصه هایم را فقط خود را تحمل کن مزن تیر ملامت بر در و دیوار زندانم مزن زخم زبان بر جسم بی جانم فقط تفهیم کن خود را نصیحت ها ی بی موقع چو اختاپوس می باشد. که با هر جمله بر اعماق جانم چنگ اندازد و در هر لحظه افکار...
    • 955
    • 1
    • ...
    • 6
    • 7
    • صفحه 8
    • 9
    • 10
    • ...
    • 32