-
غنیمت دان
1392/12/10 23:37
بهاران می رسد آواز بلبل را غنیمت دان کنار سبزه ها زیبایی گل را غنیمت دان نه دایم در چمن گل هست و بلبل هم کنار گل نشین و ناز سنبل را غنیمت دان " محمود مسعودی(ساده)"
-
عشق را باور کن
1392/12/10 14:48
عشق را باور کن تا که بال و پر پرواز شود تا که در وقت سحرگاه و نسیم عطر گل از دلت آغاز شود تا که ابری شود آن سقف بلند تو به باران امید و هیجان تکیه کنی و دقایق همه زیبا گردند تا به بوی کاهگل نفس پیر قدیم از لب سرد زمان تازه شود و بگوید حرفی که دلت یک چمدان خاطره را زنده کند قدرت عشق به سرانگشت حقایق جاریست وقتی از کوچه...
-
چای زعفرانی
1392/12/09 22:54
به چای زعفرانی دعوتم کن حریم خویشتن را خلوتم کن همیشه زائر کوی تو بودم تو هم دریای دل را ثروتم کن بریز آن چای سرخ زعفرانی بیاد روز و شب های جوانی به قند لب چو شیرینم نمودی جوانم کن به عشقی جاودانی
-
دل می زنم به دریا
1392/12/09 21:59
دل می زنم به دریا تا غرق آب گردد راز نهفته در وی شاید مجاب گردد شاید ستاره ماهی آرد ز سینه آهی یا در صدف نشیند یکباره ناب گردد شاید ز بعد قرنی در پای تخته سنگی گردد عتیقه، یا هم سنگ ثواب گردد شاید به ساحل شن یا از عبور یک جن بر سینه ای نشیند بی تاب تاب گردد شاید که لنج دریا ناجی شود برایش با دست جاشوانی پا در رکاب...
-
بهار عشق
1392/12/09 08:03
نسیم از هر طرف دل می گشاید گره از پای در گل می گشاید بگو ساز و دهل آرند و مطرب بهار عشق مشکل می گشاید " محمود مسعودی(ساده)"
-
نسیم دلنواز
1392/12/09 07:22
نسیمی دلنواز آید ز هر سو نوازش می کند هر زلف و گیسو معطر گشته صبح باغ و بستان چه خوش باشد بهار و یار همسو " محمود مسعودی(ساده)" -------------------------------------- گل سرخ از سحر لب می گشاید معطر می کند ، دل می رباید خبر می آورد از خیزش دشت خودش را چون عروسی می نماید " محمود مسعودی(ساده)"...
-
از آن روز می ترسم
1392/12/08 21:50
تصور کنید: وقتی از آدم کوه و کویر ،طبیعت را بگیرند و در میان خیابان های شهری دود آلود رهایش کنند. وقتی از قلمدار و قافیه پرداز، نوشتن و شعر را بگیرند و در میان آپارتمانی رو به آپارتمان رهایش کنند. وقتی از عکاس، دوربین و عکس را بگیرند و در میان راهروهای اداره ای رهایش کنند. وقتی از زمین شناس زمین را بگیرند و او را در...
-
برگرد
1392/12/08 21:33
اندازه ی یک دشت دلم غم دارد اندازه ی یک کوه تو را کم دارد برگرد به جوی زندگی، جاری باش تا بذر به خاک است و زمین نم دارد " محمود مسعودی(ساده)"
-
مسابقه ثانیه ها با دقیقه ها
1392/12/06 21:08
گاهی حس می کنی زمان خیلی بی رحمه وقتی می بینی ثانیه ها با دقیقه ها دقیقه ها با ساعت ها ساعت ها با روزها روزها با ماه ها و ماه ها با سال ها مسابقه گذاشتند و تو رو هم هیچ حساب نمی کنند. از روی آدما رد میشن مثل بولدوزر صافشون می کنن و می رن جالبه که همشون برنده اند و ما آدما بازنده . البته شاید تعداد کمی باشند که بازنده...
-
اگر محرم شوی
1392/12/06 11:37
طواف قبله ی چشمت ثوابی بیکران دارد چو زمزم آب از لعلت توانا جسم و جان دارد جلای دیده از سعی و صفای سینه می آید اگر محرم شوی دانی که لطفی بی امان دارد " محمود مسعودی(ساده)"
-
بنازم
1392/12/05 21:34
بنازم چشم های مهربونت دو ناز مونده در کنج چشونت اگر دانم امید بوسه ای هست به سر آیم به دیدار لبونت " محمود مسعودی(ساده)"
-
حیف است
1392/12/05 21:06
حیف است خنده از لبان قشنگت به در شود حیف است تیرهای چشم تفنگت هدر شود بنشین کنار بوسه های کمین کرده بر لبم حیف است شب بدون بوسه ی تنگت سحر شود " محمود مسعودی(ساده)"
-
تقدیمت
1392/12/05 15:21
قولم ،غزلم ، قصیده ام تقدیمت حرفم،سخنم ،شنیده ام تقدیمت در باغ گلی که عشق حاکم باشد حسم، بغلم ، عقیده ام تقدیمت " محمود مسعودی(ساده)"
-
دل قافیه پرداز
1392/12/03 14:47
در سینه هوای عاشقی برگشته دل قافیه پرداز و منم سرگشته در باغ غزل حس دو بیتی آمد گلزار دلم چه خوش معطر گشته " محمود مسعودی(ساده)"
-
فریاد دودی ماشین
1392/12/02 19:19
هر طرف دود است و شهری شب شده آرزوهایی که از تب رد شده شعله های آتشی در جسم و جان گاه پنهان می شود گاهی نهان هر طرف فریاد ماشین است بس: آی ...من خدای شهر آدم گشته ام ای رعیت های خوب سر به زیر ای گرفتاران تبریزی پنیر دود باید کرد دود قبر باید کند قبر ای رعیت های بی چون و چرا من ندیدم چون شما تسلیم مرگ من ندیدم چون شما...
-
ز عشق
1392/12/02 19:09
هر دم که دلت به عشق دادی هستی بر حضرتش ار دلت نهادی هستی بی عشق تمام زندگی بی جان است گر مرده شدی ،ز عشق زادی هستی " محمود مسعودی(ساده)"
-
دل نشاید بست بر این روزگار
1392/12/02 18:54
کوه هم آخر به دشتی می رسد قله هم آخر به پستی می رسد دل نشاید بست بر این روزگار زانکه پایانش به جستی می رسد " محمود مسعودی(ساده)"
-
مگشای
1392/12/02 18:37
گفتم بنویس عهد ننوشته ی ما یاد آر دوباره عهد نابسته ی ما خندید و گذشت و در غباری گم شد یعنی مگشای عهد سربسته ی ما " محمود مسعودی(ساده)"
-
کنار موج های صبح ساحل
1392/12/02 17:19
دلم آخر به رویا می سپارم لبم را بر لبت جا می گذارم کنار موج های صبح ساحل به دریای دلت پا می گذارم " محمود مسعودی(ساده)"
-
غرقاب
1392/12/01 21:58
به دریا می زنم دل را که گویم راز مشکل را ولی غرقاب می گردم چو جاری می شوی بر لب " محمود مسعودی(ساده)"
-
گناهش چیست؟
1392/11/30 07:18
برای قدرت و جاه و مقام و ثروت و صد اسم نابرده همیشه کودکان قربانی جنگند به غیر از یک عروسک را نمی فهمد به غیر از نام مادر را نمی داند به غیر از چشم مادر را نمی خواند به غیر از لای لایی هیچ آهنگی نمی خواهد ولی یکباره ارامش ز ذهنش رخت می بندد صدای تیر می آید صدای نعره مردان نامردی صدا غرشی از عمق مذهب های بی پایان صدای...
-
اندر حکایت وزارت ازدواج و طلاق
1392/11/28 23:19
بعد سال ها غور و تفکر در احوال کودکان ،جوانان و بزرگسالان مسئولین دریافتند یکی از مشکلات اساسی مملکت نبود وزارت ازدواج و طلاق است که باعث اجتناب مجردان ازازدواج و نزدیکی متاهل به طلاق گشته است. مسلما با کار های کارشناسانه ای که صورت گرفته است بر همگان واضح و مبرهن گشته است که این وزارت فوایدی بیش از تمام دستگاه های...
-
آرام ندارم
1392/11/26 10:36
پنهان نتوان کرد که آرام ندارم آسایشی از گردش ایام ندارم پنهان شده ام در خود و غایب زان لب به لب یار گل اندام ندارم پنهان نتوان کرد از او چهره ی جان را وز حضرت او قصه ی پنهان و عیان را با کس نتوان گفت چه بگذشت نهانی در شهر ندیدم به جز از حسرت نان را " محمود مسعودی(ساده)"
-
کدام خد؟ا کدام بهشت؟
1392/11/23 20:27
آی آدم ها در بی نهایت روزگار چه می جویید در نهایت این بی قرار چه می جویید بهشت بهشت بهشت؟ کدام خدا؟ کدام بهشت؟ کدام حق ؟کدام حقیقت؟ کدام راه؟ کدام شریعت؟ کدام عشق؟ کدام معنویت؟ کدامین بهشت : راهش از خون می گذرد از شادی مرگ می گذرد از بدن های تکه تکه شده از تن های بی سر شده از سرو های بر زمین افتاده می گذرد لحظه ای...
-
عشق چیست:
1392/11/23 20:11
عشق چیست: نقطه هایی همیشه سربسته حرف هایی همیشه ناگفته لحظه هایی همیشه آشفته سینه های همیشه تب دیده چشم هایی همیشه در دیده زلف هایی همیشه رقصیده دیده هایی همیشه باریده ابروانی همیشه تابیده سبزه هایی همیشه سبزینه دلبرانی همیشه بی کینه رهروانی همیشه ره دیده راهیانی همیشه مه دیده دردهای همیشه تفتیده زخم هایی همیشه سوزیده...
-
دو روزی
1392/11/23 19:40
دو روزی عشق را فریاد کردیم چو مجنون خویش را فرهاد کردیم کنون که خسروان شیرین پرستند چه حاصل کوه اگر آباد کردیم فراق یار آخر دام ما شد اگر چه نقش خود صیاد کردیم تلاطم داشت دریای زمانه چو سود ار خویشتن را باد کردیم به غیر از خاطراتی نیست در یاد اگر چه سال ها فریاد کردیم تمام آه هایم شرح درد است اگر چه آب هاون شاد کردیم...
-
دنبال چه می گردی؟
1392/11/22 20:38
من مانده ام چه گم دارم تو را او را خود را زمان را جهان را همه پیدا و نهان را ای دل تو را چه می شود دمی آرام بگیر دمی در خلوت خودت خوش باش آرام بگیر زمین خود سرگردان فضا است زمان خود نسبیتی بیش نیست من و تو و او و ما همه مسافریم همه گم شدگان این بیکرانه ایم دنبال چه می گردی؟ دمی آرام بگیر بگذار سلول ها نفسی تازه کنند...
-
عذرخواهی خوب ، بی سوادی بد
1392/11/21 07:08
این روز ها سبد کالا ورد زبان ها شده . دوباره مردم حسابی سرشون گرمه ، دوباره صف راه افتاده ، دوباره بازار داغ شده، دوباره من نیستم تو هستی ، عده ای سبد در دست و عده ای در حسرت ، عده ای انگشت به دهان و عده ای نگران ، عده ای زبان در دهان و عده ای از بن بی زبان ، برای تفکر و قسمت خوبش تشکر ولی برای اجرای ناقص و ضعیفش لطفا...
-
سکوتی بغض گونه
1392/11/21 06:36
سکوتی بغض گونه در دلم هست حروفی شرم گونه بر لبم هست ولی در جستجوی زلف مشکین سرودی مردگونه در سرم هست " محمود مسعودی(ساده)"
-
انتظاری یخ زده
1392/11/21 06:32
چشمه ساری غم زده از نوبهارم مانده است خاک کویی نم زده از کشتزارم مانده است ای دریغ از فصل های نانجیب روزگار انتظاری یخ زده از عشق نابم مانده است " محمود مسعودی(ساده)"