خانه عناوین مطالب تماس با من

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

من و وبلاگ و دلنوشته ها

این وبلاگ رو درست کردم که حرفامو بزنم (حرفایی که جای دیگه نمی تونم بزنم)..... ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر شیر باشم چون اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم....... گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم چون احد مطالب وبلاگ شامل:........................ خود نویسی : اظهار نظر ها و مطالب من در مورد مسائل مختلف فرهنگی ُ اجتماعی سیاسی ورزشی و غیره هست............. فتو وبنویسی : عکس هایی هست که برداشت می کنم و گاهی مناسب می بینم اینجا بگذارم .................................... دل نویسی : افکار منظوم و منثور من است که از دلم بیرون می آید و د ر واقع دل نویسی وبنگاری حرف های دلم است که مستقیم و بدون هیچ واسظه ای از دل به صفحه کلید و از صفحه کلید بر صفحه وب جاری می گردد. این بخش را بیشتر از بقیه دوست دارم .... شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی...... این دلنوشته های درهم من را جدا کنی...... تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است......... باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی......... طنز نویسی : تلاش من برای گفتن و نوشتن بعضی مطالب بصورت طنز است........ خاطره نویسی : وب نویسی بعضی از خاطرات من است که هوس می کنم به قلم آورم و بر صفحه وب جاری کنم. کپی نویسی : این مطالب در واقع مربوط به من نیست و تنها چون از آنها خوشم آمده از سایت ها و وبلاگ های دیگر کپی کرده ام ............ القصه وب نویسی دفترچه نوشته های از دل برآمده و کاملا شخصی من است پس دنبال بازدید کننده نیستم فقط برای خودم می نویسم ، وبلاگ های دیگری دارم که برای همکلاسی ها ، همولایتی ها ، همشهری ها و هموطنان می نویسم ولی این برای خودم است خود خودم . بازدید کنندش هم خود من هستم. اگر کسی آمد هم خوش آمد . اینجا خلوت من است . مهمانم باشید و درگوشی از نواقص و ایرادات و احساس تان در مورد نوشته هایم بگویید............... ایمیل من: mahmasoudi@gmail.com ادامه...

نظرسنجی

سلام دلنوشته های وبلاگ را در چه سطحی می بینید

    روزانه‌ها

    همه
    • محمود مسعودی در سایت شعر ناب
    • محمود مسعودی در سایت شعر نو
    • زمین شناسی 69 دانشگاه بیرجند
    • عکسخانه بیرجند
    • ژئوبلاگ
    • از گل تا دل
    • فتوبلاگ آیینه
    • دنیای بزرگ علی کوچولو

    پیوندها

    • گنجور
    • سارا شعر
    • عمران و معماری
    • داستان نویس مغرور
    • دلنوشته های کویری
    • اشعار شاعران بیرجند
    • غزل های منتظر محمد نوزادی
    • اشعار شاعران معاصر
    • شعر شاعران بیرجند
    • گلچین شعر معاصر
    • صدای آشنا
    • شعر نو

    دسته‌ها

    • دل نویسی 765
      • غزلواره 137
      • نوگونه 108
      • چارگانه 318
      • تکدانه 35
      • مثنوی مانند 15
      • و غیره ... 113
      • زمینشناسانه 9
      • بیرچندانه 20
      • سپیدانه 3
    • خود نویسی 76
    • خاطره نویسی 7
    • طنز نویسی 14
    • زیست محیطی 14
    • فتو وبنویسی 4
    • کپی نویسی 10
    • ژئو وبنویسی 1

    برگه‌ها

    • در مورد وبلاگ

    جدیدترین یادداشت‌ها

    همه
    • تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی مرا آتش زدی، خود را درون من رها کردی چه خرم بودم و خوشدل به بوی آب بر کاگل...
    • دل قوی دار دل قوی دار و پر از شوق،که بر می گردیم از شب تیره گذر کرده ،سحر می گردیم پیله ترکانده و با بال و پر تازه تری ما جهش کرده...
    • بَدیش اینه که ۱۴ روز دیگه می فهمیم چکار کرده ایم سال ها پیش استادی داشتیم می گفت ما ایرانی ها بهمون میگن بخاری می سوزه باور نمی کنیم میگیم حالا بزار امتحان کنم . سرمون...
    • چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما داغ به دل نشسته ای فسرده پود و تار ما نه راه پس،نه راه پیش،نه نور و نه ترانه ای که...
    • تاریخ جز تکرار،چیزی نیست م می خواهد قلم بردارم و بنویسم آدمیت را چه شده است انسانیت را چه شده است برما چه گذشته است اشک امانم نمی دهد نفسم می...
    • نه مرا طاقت دوری نه مرا طاقت دوری، نه تو را لطف حضوری نه تو را نامه و مهری نه مرا شور و سروری شب مان دراز گشت و سحری نیامد از راه نه تو...
    • یک زمین یک زندگی یک زمین ،یک زندگی، یک روزگار یک بشر، یک عمر ،چند فصل بهار حیف نیست آغشته گردانیم شان با دروغ و حسرت و حرص و نقار محمود...
    • به بهانه ی مستند تالان به بهانه ی تالان. امشب خودم را به آخرین اکران های مستند تالان می رسانم. فیلم با تاباندن نور در اعماق زمین به آب آغاز می...
    • دلم برای تو تنگ است دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دلت تنگ است؟ میان عقل و عشق در کشور تو هم جنگ است؟ باورم...
    • ای جان چشم در چشم تو و گوش به فرمان توام تو اگر دم بزنی مرغ سخندان توام می نویسم که نسیم از نفست می خیزد عاشق لب زدن و گفتن ای...
    • دیدار دماوند کوله بر بسته دلم تا که به دیدار دماوند برود تا به نزدیکترین نقطه ی ایران به خداوند برود کوله بربسته که از کوه و در و...
    • مهر و مهربانی ِغیر مهر و مهربانی چیست در دنیای ما که منور می کند احساس ناپیدای ما رنگ می پاشد به اعماق ضمیر آدمی شوق می ریزد به...
    • خیال صحبت تو زنده می کند دل را مرا به جرم نکرده به دار خواهند زد تو را ز راه نرفته کنار خواهند زد اگر که سینه ای از عشق لب به لب گردد به شهر دیده ی او...
    • رویای تو رویاست تا..... رویای تو رویاست تا در خواب باشی در کرسی گرمت فقط بی تاب باشی بیدار اگر گردی و راهی، بلکه روزی در قله ای هم صحبت مهتاب...
    • گره از زلف چمن باز کنیم ای دوست بیا ز خویش و پیله پرواز کنیم با حضرت عشق و با طبیعت آغاز کنیم صدبار گره زدیم،زلف چمن و نبود حاصل امسال،گره از...
    • کشف کن کوه و در دشت و دمن بنام خدایی که در جسم روح آفرید جهان را چنین کامل و باشکوه آفرید به هر کس نشانی ز احساس داد مرا عاشق قله و سنگ و کوه...
    • کاش بارانی ببارد کاش ابر آسمان خاک زمین یاری کند تا زمین تشنه احساس امیدواری کند مهربان گردد زمین با دانه های سربزیر دانه نومید هم،احساس...
    • روزمرَگی ملی روزمرَگی ملی زلزله ما را می کشد معدن ما را حبس می کند.کشتی ما را غرق می کند.پلاسکو ما را به آتش می کشد.خشکسالی نفس ما...
    • ای زلزله جان چطور مطوری خوبی ای زلزله جان چطور مطوری خوبی داری به کجای مملکت می کوبی گویند دوباره قصد تهران کردی شاید که تو هم پی ژن مرغوبی از بس که...
    • پتوی خرافات زلزله ما را می کشد آتش ما را می سوزاند تونل ما را می بلعد سیل ما را می برد و ما چقدر سخت جانیم انگار پتوی خرافات ما را...
    • باران که می آید باران که می آید زمین هم حرف های تازه ای دارد. تمام بوته ها عاشق تر از پیش اند تمام جوی ها جاری، تمام رودها آواز می...
    • پاییز نرو پاییز نرو فرصت دلتنگی نیست زیبایی تو به هیچ آهنگی نیست عشقم شده هر روز ببینم رویت یکسال کم از هزار فرسنگی نیست محمود...
    • دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد قفس هر چند بزرگ باشد دل انسان می گیرد اگر صدها خیابان دارد و میدان و ده ها پارک...
    • مانند یک بوسه که بر داغی یک احساس می تازد تو را مثل گلی در دامن یک دشت ناهموار می خواهم به دشتی که به غیر از زوزه بادی ندارد یار می خواهم تو را مثل نسیمی در میان...
    • سرگذشت نفت (از تشکیل تا کشف) شعر نفت از تشکیل تا کشف بنام خداوند چین و گسل خداوند دشت و خدای قلل بنام خداوند شعر و شعور خدای دوبیتی خدای غزل بنام...
    • پناه من فقط تار است پناه من فقط تار است در شب های تار من که شاید مرهمی باشد به زخم انتظار من نه گل روییده در باغم،نه آبی مانده در جویم چه...
    • مدتی هست مدتی هست که پر کرده پدافندش را دو لب و لپ و نگاه های هدفمندش را می زند تیر چپ و راست به دیوار دلم دل افتاده به میدان...
    • رقص گل از واجبات خواهد شد سال هاست که گنج های زمین جای گل ،گلوله می شوند جای محبت ،نفرت می کارند و زمین متحیر از این قساوت به گرد خویش سرگردان به...
    • شما چرا؟ ای گلوله ها ای تفنگ ها ما آدم ها هزار دلیل داریم برای کشتن بنام دین برای ثروت به حکم سیاست شما چرا ؟ شما چرا قلب ها را...
    • عاشقانه باید دید عاشقانه باید دید این زمین و مردم را لاله های رنگی را،خوشه های گندم را عاشقانه باید رفت کوه و دشت و دریا را جرعه جرعه...
    • چراااااا؟خداااااا؟ چراااااا؟خداااااا؟ هر بار که انتحاری،انفجاری در اطراف می شود انگار لرزش ها و ترکش های آن مستقیم بر روح و روان مان وارد...
    • معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات 96 با نگاهی به آرای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مشاهده می شود تنها در چند استان...
    • شجریان در مقابل تتلو شجریان در مقابل تتلو کاری به نتایج انتخابات ندارم که هر چه باشد تا چند ساعت دیگر اعلام خواهد شد. آنچه آزارم می دهد این...
    • برای فردای انتخابات ریاست جمهوری 96 جدای از هر رنگی و هر تفکری همه به ایران می اندیشند اگرچه گاهی دروغ بگویند و بداخلاقی کنند که این هم متاسفانه مشخصه...
    • تحلیلی ساده از مناظرات انتخاباتی 96 یک تحلیل ساده از یک آدم ساده بعد از مناظره با خودم فکر می کردم اگر صدا و سیما از من بپرسد نظر شما در مورد مناطره ها...
    • پوپولیسم یعنی چه؟ پسرم گفت پوپولیسم یعنی چه که شده ورد زبان کوچه و بازار یعنی استفاده بهینه ی از آمار از دین و مذهب،از کار،از همکار از...
    • صبح خوبست صبح خوبست که همصحبت باران باشی همدل و همنفس سبز بهاران باشی رود و دریاچه و جنگل همه را درک کنی خاصه تر آنکه به ملک...
    • آژیر زلزله (شعری از زبان زمین لرزه ای که خواهد آمد ) شبی،روزی ،غروبی یا سحرگاهی زمانی که شود تسلیم سنگ سخت کوهستان و زان ناگه فروریزد سکوت سرد سنگستان سوار سینه ی امواج...
    • مقصر حادثه پلاسکو کیست؟ یکی از مهمترین بحث ها و شاید وطایف ما بعد از هر حادثه این است که مقصر را پیدا کنیم. مقصرانی که همه می شناسیم ولی برای...
    • دشمن خر است ( خریت های روزانه ما آدم ها) هیچ می دانی که در دنیای ما چند تن خر است البته منظور غیر از خر، که او رسما خر است در علوم زیست شناسی خر فقط یک گونه است...
    • تاخیر و دیگر هیچ تاخیر و دیگر هیچ ساعت حدود ۲۳ به تحویل بار فرودگاه می رسم منتظر می مانم تا با آژیر نوار نقاله ورود بار اعلام شود نکاهی...
    • بسوزیم و بسازیم غریبه ای هستم در میان شهری بزرگ نه شهر مرا قبول می کند نه من او را نه من با او کنار می آیم نه او با من ولی از جبر...
    • به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند اگر جا کم بیارن شـــــــک نکن در ماه می سازند نه تنها دولتی ،بلکه پیام نـــور و...
    • مثال قطره آبی چنان گاهی فشارم می دهد دیوار این زندان که می ترسم فرو ریزد ز دیوار دهان دندان چنان در بطن و دهلیزم ز خون فریاد می آید...
    • می چسبه چای آتیشی ولی کو چای آتیشی؟ این شعر در یک سفر زمین شناسی سروده شده و در آن از کلمات زمین شناسی استفاده کردیده است. تراست زیر بارون و با چند تا دوست...
    • تاراج قطار شهر ها را هواپیما قاره ها را سفینه سیاره ها را به هم نزدیک می کند اینترنت فاصله ها را ماشین سختی ها را پول کمبود...
    • فیش نامه ایا یا ایهاالساقی کجا رفت کاس و ناول ها که فیش اول نمود آسان ولی افتاد مشکل ها گرفتم فیش و گفتم می خورم یک آب هم رویش...
    • تبخیر آرزوها هر صبح شیشه ی گاز دار آرزوهایم را باز می کنم جرعه ای می نوشم و پا در خیابانی خسته می گذارم با عابرانی خسته تر از خودم...
    • آیه ی امن یجیب احساس او به شاخسار گلم عندلیب داشت اقرار می کنم که حالت من را عجیب داشت اقرار می کنم که ذهن مرا پاک خوانده بود هر تحفه...
    • یاد بیرجند یاد بیرجند در دلم هر روز غوغا می کند در رحیم آباد چشمت شور پیدا می کند بین میدان ابوذر تا خیابان حکیم با شهیدان نگاهت...

    بایگانی

    • تیر 1402 1
    • فروردین 1399 1
    • اسفند 1398 1
    • اسفند 1397 1
    • بهمن 1397 3
    • دی 1397 1
    • مرداد 1397 4
    • اردیبهشت 1397 1
    • فروردین 1397 2
    • اسفند 1396 1
    • بهمن 1396 1
    • دی 1396 4
    • آذر 1396 2
    • آبان 1396 1
    • مهر 1396 1
    • شهریور 1396 1
    • مرداد 1396 1
    • خرداد 1396 5
    • اردیبهشت 1396 5
    • بهمن 1395 2
    • آبان 1395 1
    • مهر 1395 2
    • شهریور 1395 2
    • مرداد 1395 1
    • تیر 1395 3
    • اردیبهشت 1395 1
    • فروردین 1395 5
    • بهمن 1394 2
    • دی 1394 4
    • آذر 1394 3
    • آبان 1394 4
    • مهر 1394 2
    • شهریور 1394 6
    • مرداد 1394 4
    • تیر 1394 3
    • خرداد 1394 3
    • اردیبهشت 1394 3
    • فروردین 1394 7
    • اسفند 1393 6
    • بهمن 1393 4
    • دی 1393 8
    • آذر 1393 9
    • آبان 1393 8
    • مهر 1393 9
    • شهریور 1393 10
    • مرداد 1393 32
    • تیر 1393 24
    • خرداد 1393 24
    • اردیبهشت 1393 11
    • فروردین 1393 25
    • اسفند 1392 25
    • بهمن 1392 31
    • دی 1392 36
    • آذر 1392 38
    • آبان 1392 24
    • مهر 1392 30
    • شهریور 1392 35
    • مرداد 1392 36
    • تیر 1392 24
    • خرداد 1392 19
    • اردیبهشت 1392 26
    • فروردین 1392 18
    • اسفند 1391 31
    • بهمن 1391 20
    • دی 1391 15
    • آذر 1391 19
    • آبان 1391 44
    • مهر 1391 31
    • شهریور 1391 55
    • مرداد 1391 30
    • تیر 1391 6
    • خرداد 1391 15
    • اردیبهشت 1391 23
    • فروردین 1391 1
    • اسفند 1390 1
    • بهمن 1390 3
    • دی 1390 1
    • آذر 1390 3
    • آبان 1390 16
    • مهر 1390 23
    • شهریور 1390 3
    • مرداد 1390 7
    • تیر 1390 1

    تقویم

    تیر 1402
    ش ی د س چ پ ج
    1 2
    3 4 5 6 7 8 9
    10 11 12 13 14 15 16
    17 18 19 20 21 22 23
    24 25 26 27 28 29 30
    31

    جستجو


    آمار : 425946 بازدید Powered by Blogsky

    عناوین یادداشت‌ها

    • چرا رفتی؟ 1393/05/30 18:47
      چرا رفتی چــــــــرا من بی قرارم * چـــــــــرا سیمین و نیما را ندارم در این دنیا ی غـــم آلود بی درد ســـــرم را بر چه آغوشی گذارم ندیدی فصل مــرداد است و میوه که دل در پیچ ابـــــــــروی تو دارم غزل هایت که عمری ماه من بود ببین حالا چـــــــو آه از دل بر آرم دل دیوانه هم دیـــــــوانه تر شد ولیـــــــکن روز و شب...
    • آتشفشان دل 1393/05/30 06:52
      امان از دست این آتشفشــان دل امان از دست این شیـــر ژیان دل بسوزد و بسوزاند جهان را امان از دست این بی همزبان دل امان از لشـــکر بی ساربان دل امان از تشــــنه بی سایبان دل بسوزد و بسوزاند جهان را امان از دست این بی آشیان دل " محمود مسعودی(ساده)"
    • بزن باران بزن باران 1393/05/29 20:50
      بزن باران بزن باران بزن باران که دلتنگم بزن بر لحظه های نامراد و ناهماهنگم بزن آهنگ نو در ساز بی آهنگ هف رنگم بزن باران بزن باران که سقف خانه ام آهنگ می خواهد نوایی تازه از افسانه ای همرنگ می خواهد چو بلبل باغ و بستانی ز صدها رنگ می خواهد بزن باران بزن باران که شعرم خیس و تر گردد صدای خفته در قلبم به عشقت بارور گردد...
    • دم وصل 1393/05/28 18:57
      بهار هر بار می آید خــــــزانی در پی اش دارد دم بودن غنیمت دان که رفتن در نی اش دارد " محمود مسعودی(ساده)"
    • بی وفایی 1393/05/28 18:30
      تو آنشب بی وفـــــایی کردی و رفتی به زعم خود خـــــدایی کردی و رفتی بدون گفتن حتـــــی خداحـــــــــــافظ ز ذاتت رونمـــــایی کـــــــردی و رفتی من آنشب ماندم و دلــواپسـی هایم گمانم دلــــــــــــــربایی کردی و رفتی نگو باغ هــــــــــــوس پر کرده دامانت مبارک ،بی ریایی کــــــــردی و رفتی گـــــریزی نیست ازافسانه...
    • از رفاقت چیده ام 1393/05/27 07:15
      یک سبد شادی برایــت از محبت چیده ام غنچه ی لطف و صفا از باغ همت چیده ام مرحمت فرموده بر درگــــــاه احساسم بیا تا که گویم من چها از این رفاقت چیده ام " محمود مسعودی(ساده)"
    • تَرَک احساس 1393/05/26 23:13
      وای آن روز که احساس تــرک بر دارد زخم جان گردد و از خاک نمک بردارد محرم دل که تو را مهر بیان می فرمود دل به دریا زاده از چهــره کلک بردارد طوطی جان که شکر همسفر راهش بود شکر بگزارد و چند دانـــه کپک بردارد دل دریایی یت اندازه یـــــک بغض شود لطف بگذاشته از قهـــــــــر کتک بردارد صبرت از کف برود راه گلـو تنگ شود سینه...
    • با چشمک نور 1393/05/26 08:16
      با چشمک نور غنچه ای لب وا کرد با عطر حضور کوچــــــــه را زیبا کرد از تابـــــــش نور و عطــــــــــــر امید احساس دوباره عشق را معنا کرد " محمود مسعودی(ساده)"
    • چه آتش ها 1393/05/24 16:50
      چه آتش ها کز آن خرمــــن نخیزد چه عصیان ها کز آن دامـــن نخیزد به یاری دل بر او بستیـــــــــــم اما چه طوفان ها کز آن دشمن نخیزد " محمود مسعودی(ساده)"
    • در کهکشان شیری 1393/05/23 00:27
      قند و شکر میریزد از لحــــــــــن کلامت مهر و گهر میپاشد از کــــــــــوه مرامت درکهکشان شیری شب های حسنت بوی هنر می اید از چشـــــــــم بر آبت گلدان پنهان دلــــــــــــت گل داده امروز ابراز هر نوعی وفـــــــــــــا کرده نگاهت هر قافیه رمز دگر می گــویی از عشق شعر و غــــزل خیزد ز احساسات نابت سیب و گلابی بر...
    • وسعت اقیانوس 1393/05/21 14:24
      کاش میشد که دلم وسعت اقیانوس بود نور اندازه ی یک شهر نه یک فانوس بود عشق اندازه ی فرهاد پی کندن کــــــوه علم اندازه یک بقچـــه ی جالینوس بود " محمود مسعودی(ساده)"
    • محرم دل 1393/05/18 22:40
      گله از کس نتوان کرد که فریــــــاد شکست حس شیرین تو بر سینــــــه ی ما بازنگشت انکه خود مـــــــــــرغ دلــم را به هوایی آورد به هوای دگــــــــری کرد دلــــم بازنشست خواستم تا بنویسم هنــر خویش به سنـــگ دیدم از پایه و پاکار نمـــــــــودست نشست آتشی را که فــــــــراق تو به جان می فرمود روز وصل تو چو دودی شد از...
    • از تو چه پنهان تو مشو 1393/05/17 17:10
      من که عاشق شده ام از تو چه پنهان تو مشو چون شقایق شده ام از تو چه پنهان تو مشو آتش افتاده به جانم نکند دیر شود زود بالغ شده ام از تو چه پنهــــــــــــان تو مشو تا سر کوچه به اندازه یک عمر ره است پر هق هق شـده ام از تو چه پنهان تو مشو بال و پر کرده ام و در هیجان پرواز مثل وامق شده ام از تو چه پنهان تو مشو شاعری حرفه ی...
    • بس کنید 1393/05/13 18:04
      من به اندازه ی یک کوه دلــم می گیرد که به اندازه صد بغض نفس می گیرد که به اندازه صد اشک شعف می گیرد که به اندازی یک عمر هـــدف می گیرد من به اندازه یک دشت پر از تنهـایی و به اندازه ی یک موج ز بی فــردایی و به اندازه ی یک حس خـــــداآگاهی تار و پود دل نازک شده ام می گیرد اشک و خون است که همخانه شده همسراینده و همزاده و...
    • توافق 1393/05/12 18:13
      توافق کرده چشـمت با دل من سپــــر سازد برای مشـکل من و لیکن از کمـــــــــــــان ابروانت کجا کی زنده می ماند دل من " محمود مسعودی(ساده)"
    • بســرا شعــر و غــزل 1393/05/12 06:40
      بســرا شعــر و غــزل تابســــراید دل من بنما عهــــد و وفا ساده شود مشکل من بنشین بر سر زانـــــــــوی محبت به ادب به دو صد صلح و صفا تا به دم آید هل من بدرا با گل احساس که شــــــــــادم بکنی به دو لبخند که برآید ز لب خوشــــگل من مشکن شبنم پنــــــــــدار به تنگ امده را به تکــــانی که دهی در صدف ساحل من به...
    • مهمان خوش اطراق 1393/05/10 23:06
      مثال بوته ای کز سایه ســــار باغ می نالد رفاقت هم زمهمانان خوش اُطراق می نالد " محمود مسعودی(ساده)"
    • غم تو 1393/05/09 18:17
      نه دل دارم که بنویسم غم تو نه فرصت تا که گردم همدم تو خدا را از دل تنگم چه پرسی دعا کن تا که بینم مرهم تو الهی حسرت و غم ها بمیرن که گویی در دل تنگم اسیرن اگر صد راه و بیرا هم گشایی چنان محکم که اصلا در نمیرن سکوتم پر ز فریاد و ز درد است وزان رخساره ام همواره زرد است گل باغ محبت مرده گویی که دلتنگی مرا هموار مرد است...
    • خانه ام پنجره ای داشت: 1393/05/08 20:33
      خانه ام پنجره ای داشت: رو به احساس خدا رو به تبخیر دعا رو به یک کوچه ی سنگفرش شده رو به دیوار پر از یاس و سمن رو به بوی سنگک رو به طعم دیزی رو به گل کوچک و هفت سنگ و عروسک بازی رو به آهنگ اذان وقت تقدیم غروب رو به دلتنگی مادر زادم رو به دلشوره ی مادر، وقتی در خاک زمین افتادم رو به دیوار بلند قلعه که پر از حرف ولی ساکت...
    • به اوج تمنا (برای صدای استاد شجریان) 1393/05/08 01:09
      مرا با صدایت ز دنیا ببر بسوی افق های فردا ببر فراتر ز احساس سرد زمین مرا تا فراسوی معنا ببر به هاهای تو بس تمنا بود تمنای من هم به بالا ببر به آواز خود زنده کردی غزل غزل را به لب های زیبا ببر به تصنیف و آواز ایزدنشان دلم را به اوج خدایا ببر فرود آر بر قلب انسان خدا خدا را به قلب مصفا ببر خدایا به احساس آن ربنا بشر را...
    • آدم را چه می شود؟ 1393/05/07 18:17
      روزگاری در کتاب ها می خواندم فلان پادشاه فلان تعداد آدم را کشت، جوی خون راه انداخت، از جمجمه ی ادم ها مناره ساخت و ....... واقعیتش باور کردنش سخت بود می گفتم خوب جنگ بود حالا سر هر چی بود آدمها کشته می شوند . ولی باور کردن مناره ساختن با جمجمه ادم ها و بیرون اوردن حدقه چشم مردمان شهر هیچوقت در ذهنم بعنوان یک فعل جاری...
    • سلام ساده 1393/05/07 06:31
      هر صبح دوباره آرزو باید کرد زلف و رخ یار جستجو باید کرد از لطف مهش که بر جهان می تابد درد دل خویش را رفو باید کرد هر صبح سلام قاصدان باید گفت خورشید و مه و ستارگان باید گفت احساس نوازش خدا را ز نسیم هم دید همم به دیگران باید گفت هر صبح نسیم را صدا باید کرد در گوش وی ابراز وفا باید کرد با عرض تشکر از خرامیدن وی در مکتب...
    • عید آمده 1393/05/06 19:37
      عید امده بوسه بر سبو باید زد هم بر لب جام و هم بر او باید زد عید آمده دل به جستجو باید زد دست بر دل سبز آرزو باید زد عید آمده بر خیز که هو باید زد تا عرش دوباره اُشکرو باید زد تا به گذرد دو روز جامانده ی عمر تا صبح وصال بغبغو باید زد عید فطر مبارک باد " محمود مسعودی(ساده)"
    • بعد تو 1393/05/06 07:06
      بعد تو هیچ لبی بر لب من جا نگرفت دیده دریا شد و احساس دگر پا نگرفت گل و بلبل نسرودند برایم غزلی غزلی جز تو مرا در صف صهبا نگرفت سرخ و سبز لب دیوار که همبوی تو بود پرپری گشت و دگر بر دل من را نگرفت دلم افتاد به میدان و به وقت بسمل غیر روی تو خبر از همه دنیا نگرفت سبزه زاری که مرا بر تو اشارت می کرد دگر از شرم ز دست کجم...
    • موج سواری 1393/05/05 16:24
      موج هم از خود ندارد عرضه ای جز سواری بر دل آزرده ای اب هر سو ضربه ها را می خورد عشق و حالش موج دریا می برد صخره در زیر تمام اب ها هی تحمل می کند پرتاب ها ماهیان دل را به دریا می زنند از مسیر رد پایش می پرند ماسه ها با هم به دعوا می شوند عاقبت در ساحلی جا می شوند زندگی دریایی از آدم بود صخره و آب و گل و شبنم بود جملگی...
    • با یک کرشمه 1393/05/04 11:36
      حیف این آدم که خام سیب حوا می شود نیمه شب ها همنشین خال لب ها می شود جنتی را سیب سرخش تا ابد بر باد داد باز هم با یک کرشمه غرق آنجا می شود " محمود مسعودی(ساده)"
    • میخ بسیار است گازانبر بیار 1393/05/03 23:43
      میخ بسیار است گازانبر بیار تا که برداری غمی انبر بیار گرکه نتوانی لبی خندان کنی لااقل چایی بریز قندبر بیار " محمود مسعودی(ساده)" ببخشید دیگه نمی دونم چی شد یدفعه نصف شبی همچین چیزی به ذهنم اومد:
    • به بوسه 1393/05/03 17:58
      بر هر نخ دل نشسته دارش کردی وقتی که به بوسه بیقرارش کردی گفتم که دوای درد من خواهی بود دیدم که یکی بود و هزارش کردی " محمود مسعودی(ساده)"
    • میل تو دارم 1393/05/03 16:53
      عمریست که دل در گرو مهر تو دارم غافل ز همه بر لب خود ذکر تو دارم ساکت شده ام از همه و با تو سخنگو اندیشه ز تو ، شعر ز تو ، فکر تو دارم در فصل زمستان و میان شب سرما بس گرم توام بر دو لبم شعر تو دارم محنت بسیار است در این بادیه اما من دل به تو و لطف تو و سحر تو دارم صورتگر نقاش نزادست به گیتی زیباتر از این نقشه که از...
    • الا دختر 1393/05/02 14:16
      الا دختر که دایم در نمازی نه اهل ناز و نی اهل نیازی نمی دی بوسه از کنج لبونت در این دنیای فانی بر چه نازی الا دختر که سانتافه سواری پراید بنده را نامیده گاری اگر از جیب بابای تو نباشه نداری توی کیفت یک هزاری " محمود مسعودی(ساده)"
    • 955
    • 1
    • ...
    • 4
    • 5
    • صفحه 6
    • 7
    • 8
    • ...
    • 32