خانه عناوین مطالب تماس با من

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

من و وبلاگ و دلنوشته ها

این وبلاگ رو درست کردم که حرفامو بزنم (حرفایی که جای دیگه نمی تونم بزنم)..... ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر شیر باشم چون اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم....... گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم چون احد مطالب وبلاگ شامل:........................ خود نویسی : اظهار نظر ها و مطالب من در مورد مسائل مختلف فرهنگی ُ اجتماعی سیاسی ورزشی و غیره هست............. فتو وبنویسی : عکس هایی هست که برداشت می کنم و گاهی مناسب می بینم اینجا بگذارم .................................... دل نویسی : افکار منظوم و منثور من است که از دلم بیرون می آید و د ر واقع دل نویسی وبنگاری حرف های دلم است که مستقیم و بدون هیچ واسظه ای از دل به صفحه کلید و از صفحه کلید بر صفحه وب جاری می گردد. این بخش را بیشتر از بقیه دوست دارم .... شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی...... این دلنوشته های درهم من را جدا کنی...... تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است......... باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی......... طنز نویسی : تلاش من برای گفتن و نوشتن بعضی مطالب بصورت طنز است........ خاطره نویسی : وب نویسی بعضی از خاطرات من است که هوس می کنم به قلم آورم و بر صفحه وب جاری کنم. کپی نویسی : این مطالب در واقع مربوط به من نیست و تنها چون از آنها خوشم آمده از سایت ها و وبلاگ های دیگر کپی کرده ام ............ القصه وب نویسی دفترچه نوشته های از دل برآمده و کاملا شخصی من است پس دنبال بازدید کننده نیستم فقط برای خودم می نویسم ، وبلاگ های دیگری دارم که برای همکلاسی ها ، همولایتی ها ، همشهری ها و هموطنان می نویسم ولی این برای خودم است خود خودم . بازدید کنندش هم خود من هستم. اگر کسی آمد هم خوش آمد . اینجا خلوت من است . مهمانم باشید و درگوشی از نواقص و ایرادات و احساس تان در مورد نوشته هایم بگویید............... ایمیل من: mahmasoudi@gmail.com ادامه...

نظرسنجی

سلام دلنوشته های وبلاگ را در چه سطحی می بینید

    روزانه‌ها

    همه
    • محمود مسعودی در سایت شعر ناب
    • محمود مسعودی در سایت شعر نو
    • زمین شناسی 69 دانشگاه بیرجند
    • عکسخانه بیرجند
    • ژئوبلاگ
    • از گل تا دل
    • فتوبلاگ آیینه
    • دنیای بزرگ علی کوچولو

    پیوندها

    • گنجور
    • سارا شعر
    • عمران و معماری
    • داستان نویس مغرور
    • دلنوشته های کویری
    • اشعار شاعران بیرجند
    • غزل های منتظر محمد نوزادی
    • اشعار شاعران معاصر
    • شعر شاعران بیرجند
    • گلچین شعر معاصر
    • صدای آشنا
    • شعر نو

    دسته‌ها

    • دل نویسی 765
      • غزلواره 137
      • نوگونه 108
      • چارگانه 318
      • تکدانه 35
      • مثنوی مانند 15
      • و غیره ... 113
      • زمینشناسانه 9
      • بیرچندانه 20
      • سپیدانه 3
    • خود نویسی 76
    • خاطره نویسی 7
    • طنز نویسی 14
    • زیست محیطی 14
    • فتو وبنویسی 4
    • کپی نویسی 10
    • ژئو وبنویسی 1

    برگه‌ها

    • در مورد وبلاگ

    جدیدترین یادداشت‌ها

    همه
    • تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی مرا آتش زدی، خود را درون من رها کردی چه خرم بودم و خوشدل به بوی آب بر کاگل...
    • دل قوی دار دل قوی دار و پر از شوق،که بر می گردیم از شب تیره گذر کرده ،سحر می گردیم پیله ترکانده و با بال و پر تازه تری ما جهش کرده...
    • بَدیش اینه که ۱۴ روز دیگه می فهمیم چکار کرده ایم سال ها پیش استادی داشتیم می گفت ما ایرانی ها بهمون میگن بخاری می سوزه باور نمی کنیم میگیم حالا بزار امتحان کنم . سرمون...
    • چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما داغ به دل نشسته ای فسرده پود و تار ما نه راه پس،نه راه پیش،نه نور و نه ترانه ای که...
    • تاریخ جز تکرار،چیزی نیست م می خواهد قلم بردارم و بنویسم آدمیت را چه شده است انسانیت را چه شده است برما چه گذشته است اشک امانم نمی دهد نفسم می...
    • نه مرا طاقت دوری نه مرا طاقت دوری، نه تو را لطف حضوری نه تو را نامه و مهری نه مرا شور و سروری شب مان دراز گشت و سحری نیامد از راه نه تو...
    • یک زمین یک زندگی یک زمین ،یک زندگی، یک روزگار یک بشر، یک عمر ،چند فصل بهار حیف نیست آغشته گردانیم شان با دروغ و حسرت و حرص و نقار محمود...
    • به بهانه ی مستند تالان به بهانه ی تالان. امشب خودم را به آخرین اکران های مستند تالان می رسانم. فیلم با تاباندن نور در اعماق زمین به آب آغاز می...
    • دلم برای تو تنگ است دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دلت تنگ است؟ میان عقل و عشق در کشور تو هم جنگ است؟ باورم...
    • ای جان چشم در چشم تو و گوش به فرمان توام تو اگر دم بزنی مرغ سخندان توام می نویسم که نسیم از نفست می خیزد عاشق لب زدن و گفتن ای...
    • دیدار دماوند کوله بر بسته دلم تا که به دیدار دماوند برود تا به نزدیکترین نقطه ی ایران به خداوند برود کوله بربسته که از کوه و در و...
    • مهر و مهربانی ِغیر مهر و مهربانی چیست در دنیای ما که منور می کند احساس ناپیدای ما رنگ می پاشد به اعماق ضمیر آدمی شوق می ریزد به...
    • خیال صحبت تو زنده می کند دل را مرا به جرم نکرده به دار خواهند زد تو را ز راه نرفته کنار خواهند زد اگر که سینه ای از عشق لب به لب گردد به شهر دیده ی او...
    • رویای تو رویاست تا..... رویای تو رویاست تا در خواب باشی در کرسی گرمت فقط بی تاب باشی بیدار اگر گردی و راهی، بلکه روزی در قله ای هم صحبت مهتاب...
    • گره از زلف چمن باز کنیم ای دوست بیا ز خویش و پیله پرواز کنیم با حضرت عشق و با طبیعت آغاز کنیم صدبار گره زدیم،زلف چمن و نبود حاصل امسال،گره از...
    • کشف کن کوه و در دشت و دمن بنام خدایی که در جسم روح آفرید جهان را چنین کامل و باشکوه آفرید به هر کس نشانی ز احساس داد مرا عاشق قله و سنگ و کوه...
    • کاش بارانی ببارد کاش ابر آسمان خاک زمین یاری کند تا زمین تشنه احساس امیدواری کند مهربان گردد زمین با دانه های سربزیر دانه نومید هم،احساس...
    • روزمرَگی ملی روزمرَگی ملی زلزله ما را می کشد معدن ما را حبس می کند.کشتی ما را غرق می کند.پلاسکو ما را به آتش می کشد.خشکسالی نفس ما...
    • ای زلزله جان چطور مطوری خوبی ای زلزله جان چطور مطوری خوبی داری به کجای مملکت می کوبی گویند دوباره قصد تهران کردی شاید که تو هم پی ژن مرغوبی از بس که...
    • پتوی خرافات زلزله ما را می کشد آتش ما را می سوزاند تونل ما را می بلعد سیل ما را می برد و ما چقدر سخت جانیم انگار پتوی خرافات ما را...
    • باران که می آید باران که می آید زمین هم حرف های تازه ای دارد. تمام بوته ها عاشق تر از پیش اند تمام جوی ها جاری، تمام رودها آواز می...
    • پاییز نرو پاییز نرو فرصت دلتنگی نیست زیبایی تو به هیچ آهنگی نیست عشقم شده هر روز ببینم رویت یکسال کم از هزار فرسنگی نیست محمود...
    • دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد قفس هر چند بزرگ باشد دل انسان می گیرد اگر صدها خیابان دارد و میدان و ده ها پارک...
    • مانند یک بوسه که بر داغی یک احساس می تازد تو را مثل گلی در دامن یک دشت ناهموار می خواهم به دشتی که به غیر از زوزه بادی ندارد یار می خواهم تو را مثل نسیمی در میان...
    • سرگذشت نفت (از تشکیل تا کشف) شعر نفت از تشکیل تا کشف بنام خداوند چین و گسل خداوند دشت و خدای قلل بنام خداوند شعر و شعور خدای دوبیتی خدای غزل بنام...
    • پناه من فقط تار است پناه من فقط تار است در شب های تار من که شاید مرهمی باشد به زخم انتظار من نه گل روییده در باغم،نه آبی مانده در جویم چه...
    • مدتی هست مدتی هست که پر کرده پدافندش را دو لب و لپ و نگاه های هدفمندش را می زند تیر چپ و راست به دیوار دلم دل افتاده به میدان...
    • رقص گل از واجبات خواهد شد سال هاست که گنج های زمین جای گل ،گلوله می شوند جای محبت ،نفرت می کارند و زمین متحیر از این قساوت به گرد خویش سرگردان به...
    • شما چرا؟ ای گلوله ها ای تفنگ ها ما آدم ها هزار دلیل داریم برای کشتن بنام دین برای ثروت به حکم سیاست شما چرا ؟ شما چرا قلب ها را...
    • عاشقانه باید دید عاشقانه باید دید این زمین و مردم را لاله های رنگی را،خوشه های گندم را عاشقانه باید رفت کوه و دشت و دریا را جرعه جرعه...
    • چراااااا؟خداااااا؟ چراااااا؟خداااااا؟ هر بار که انتحاری،انفجاری در اطراف می شود انگار لرزش ها و ترکش های آن مستقیم بر روح و روان مان وارد...
    • معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات 96 با نگاهی به آرای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مشاهده می شود تنها در چند استان...
    • شجریان در مقابل تتلو شجریان در مقابل تتلو کاری به نتایج انتخابات ندارم که هر چه باشد تا چند ساعت دیگر اعلام خواهد شد. آنچه آزارم می دهد این...
    • برای فردای انتخابات ریاست جمهوری 96 جدای از هر رنگی و هر تفکری همه به ایران می اندیشند اگرچه گاهی دروغ بگویند و بداخلاقی کنند که این هم متاسفانه مشخصه...
    • تحلیلی ساده از مناظرات انتخاباتی 96 یک تحلیل ساده از یک آدم ساده بعد از مناظره با خودم فکر می کردم اگر صدا و سیما از من بپرسد نظر شما در مورد مناطره ها...
    • پوپولیسم یعنی چه؟ پسرم گفت پوپولیسم یعنی چه که شده ورد زبان کوچه و بازار یعنی استفاده بهینه ی از آمار از دین و مذهب،از کار،از همکار از...
    • صبح خوبست صبح خوبست که همصحبت باران باشی همدل و همنفس سبز بهاران باشی رود و دریاچه و جنگل همه را درک کنی خاصه تر آنکه به ملک...
    • آژیر زلزله (شعری از زبان زمین لرزه ای که خواهد آمد ) شبی،روزی ،غروبی یا سحرگاهی زمانی که شود تسلیم سنگ سخت کوهستان و زان ناگه فروریزد سکوت سرد سنگستان سوار سینه ی امواج...
    • مقصر حادثه پلاسکو کیست؟ یکی از مهمترین بحث ها و شاید وطایف ما بعد از هر حادثه این است که مقصر را پیدا کنیم. مقصرانی که همه می شناسیم ولی برای...
    • دشمن خر است ( خریت های روزانه ما آدم ها) هیچ می دانی که در دنیای ما چند تن خر است البته منظور غیر از خر، که او رسما خر است در علوم زیست شناسی خر فقط یک گونه است...
    • تاخیر و دیگر هیچ تاخیر و دیگر هیچ ساعت حدود ۲۳ به تحویل بار فرودگاه می رسم منتظر می مانم تا با آژیر نوار نقاله ورود بار اعلام شود نکاهی...
    • بسوزیم و بسازیم غریبه ای هستم در میان شهری بزرگ نه شهر مرا قبول می کند نه من او را نه من با او کنار می آیم نه او با من ولی از جبر...
    • به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند اگر جا کم بیارن شـــــــک نکن در ماه می سازند نه تنها دولتی ،بلکه پیام نـــور و...
    • مثال قطره آبی چنان گاهی فشارم می دهد دیوار این زندان که می ترسم فرو ریزد ز دیوار دهان دندان چنان در بطن و دهلیزم ز خون فریاد می آید...
    • می چسبه چای آتیشی ولی کو چای آتیشی؟ این شعر در یک سفر زمین شناسی سروده شده و در آن از کلمات زمین شناسی استفاده کردیده است. تراست زیر بارون و با چند تا دوست...
    • تاراج قطار شهر ها را هواپیما قاره ها را سفینه سیاره ها را به هم نزدیک می کند اینترنت فاصله ها را ماشین سختی ها را پول کمبود...
    • فیش نامه ایا یا ایهاالساقی کجا رفت کاس و ناول ها که فیش اول نمود آسان ولی افتاد مشکل ها گرفتم فیش و گفتم می خورم یک آب هم رویش...
    • تبخیر آرزوها هر صبح شیشه ی گاز دار آرزوهایم را باز می کنم جرعه ای می نوشم و پا در خیابانی خسته می گذارم با عابرانی خسته تر از خودم...
    • آیه ی امن یجیب احساس او به شاخسار گلم عندلیب داشت اقرار می کنم که حالت من را عجیب داشت اقرار می کنم که ذهن مرا پاک خوانده بود هر تحفه...
    • یاد بیرجند یاد بیرجند در دلم هر روز غوغا می کند در رحیم آباد چشمت شور پیدا می کند بین میدان ابوذر تا خیابان حکیم با شهیدان نگاهت...

    بایگانی

    • تیر 1402 1
    • فروردین 1399 1
    • اسفند 1398 1
    • اسفند 1397 1
    • بهمن 1397 3
    • دی 1397 1
    • مرداد 1397 4
    • اردیبهشت 1397 1
    • فروردین 1397 2
    • اسفند 1396 1
    • بهمن 1396 1
    • دی 1396 4
    • آذر 1396 2
    • آبان 1396 1
    • مهر 1396 1
    • شهریور 1396 1
    • مرداد 1396 1
    • خرداد 1396 5
    • اردیبهشت 1396 5
    • بهمن 1395 2
    • آبان 1395 1
    • مهر 1395 2
    • شهریور 1395 2
    • مرداد 1395 1
    • تیر 1395 3
    • اردیبهشت 1395 1
    • فروردین 1395 5
    • بهمن 1394 2
    • دی 1394 4
    • آذر 1394 3
    • آبان 1394 4
    • مهر 1394 2
    • شهریور 1394 6
    • مرداد 1394 4
    • تیر 1394 3
    • خرداد 1394 3
    • اردیبهشت 1394 3
    • فروردین 1394 7
    • اسفند 1393 6
    • بهمن 1393 4
    • دی 1393 8
    • آذر 1393 9
    • آبان 1393 8
    • مهر 1393 9
    • شهریور 1393 10
    • مرداد 1393 32
    • تیر 1393 24
    • خرداد 1393 24
    • اردیبهشت 1393 11
    • فروردین 1393 25
    • اسفند 1392 25
    • بهمن 1392 31
    • دی 1392 36
    • آذر 1392 38
    • آبان 1392 24
    • مهر 1392 30
    • شهریور 1392 35
    • مرداد 1392 36
    • تیر 1392 24
    • خرداد 1392 19
    • اردیبهشت 1392 26
    • فروردین 1392 18
    • اسفند 1391 31
    • بهمن 1391 20
    • دی 1391 15
    • آذر 1391 19
    • آبان 1391 44
    • مهر 1391 31
    • شهریور 1391 55
    • مرداد 1391 30
    • تیر 1391 6
    • خرداد 1391 15
    • اردیبهشت 1391 23
    • فروردین 1391 1
    • اسفند 1390 1
    • بهمن 1390 3
    • دی 1390 1
    • آذر 1390 3
    • آبان 1390 16
    • مهر 1390 23
    • شهریور 1390 3
    • مرداد 1390 7
    • تیر 1390 1

    تقویم

    تیر 1402
    ش ی د س چ پ ج
    1 2
    3 4 5 6 7 8 9
    10 11 12 13 14 15 16
    17 18 19 20 21 22 23
    24 25 26 27 28 29 30
    31

    جستجو


    آمار : 426115 بازدید Powered by Blogsky

    عناوین یادداشت‌ها

    • در چشم مادر 1393/05/01 00:01
      من یادم نمی آید ولی مادرم می گفت روزی که تو بدنبا آمدی هوا گرم بود و زمین تفتیده جمله ی مردم ده تشنه ی قطره ی آبی بودند مادرم می گفت سالی که تو بدنیا آمدی زمین تشنه، سال ها چشم انتظار باران بود زمین با خودش قهر کرده بود ، آسمان با همه بغض و دلتنگی در چهره ها نمایان بود نان گندم زینت سفره ی بزرگان و نان جو و گاورس قوت...
    • سومین سالگرد وبنویسی 1393/04/30 08:10
      امروز 30 تیر ماه سومین سالگرد وب نویسی و این هفتصد و هفتاد و هفتمین (777)زاده ی وب نویسی هست. جدای از کیفیت مطالب هرگز فکر نمی کردم دلتنگی ها ،دلناگرانی ها من باعث این تعداد دلنویسی در وبنویسی گردد . لازم به ذکر است حدود 99 درصد مطالب وبلاگ تولیدی و نطرات ، عقاید و دلنگاری های شخصی من است. احساس شخصی من این است که...
    • قدر قدر 1393/04/27 00:41
      ای خوش آن شمع که تا صبح بنالید سحر شعله بر خود زد و از غیر رهانید سحر ما که جامانده ی اسرار حیاتیم ولی ناز آن چشم که شوق تو چکانید سحر به دعای سحری خانه ی دل شاد نمود به سجودی کمر خویش کمانید سحر هر که بشکست دلش در الف قامت یار دست بر حلقه ی زلف تو رسانید سحر عاشقان نوش شما باد که در ره طلب کوبه بر در زده الغوث کنانید...
    • شمع یا پروانه 1393/04/24 21:39
      شمع یا پروانه ام یا اتش سوزان ندانم عاشقم،معشوق یا یک روح سرگردان ندانم از زمینم ، اسمان یا آنکه دنیایی فراتر بلبلم، برگ گلم یا عشق بی پایان ندانم زین زمینی آدمان بیگانه گردیدم و لیکن آدمم ، حوا و یا تعبیری از شیطان ندانم شاعرم، دیوانه ام یا راهی ملکی خیالی طایرم،طیاره ام یا مرغک طوفان ندانم گاه در خاک زمینم ،گاه در...
    • روی ماه 1393/04/22 11:42
      موج اگر برخود نپیچد مرده است گر ز ساحل لب نگیرد مرده است ساحل ار تنها نشیند با خودش دل ز دریایی نگیرد مرده است گر صدف بگریزد از دریای عشق گر چه با ساحل نشیند مرده است ماهی زیبا به ابی زنده است خاک پر گل گر ببیند مرده است ساحل و ماهی و موج بی امان بارش از ابری نخیزد مرده است هر کسی را روی ماهی داده اند شاه اگر ماهش...
    • نه دل ارامیم و نه دلواپسیم 1393/04/22 11:34
      نه دل ارامیم و نه دلواپسیم نه ز شهر یار پا پس میکشیم هر که از مهر و وفا شد یار ما تا ابد از جام او سرمیکشم ما برای با تو بودن زنده ایم روز بی تو خاک بر سر میکشیم شهریار قلب های خسته ای کی ز پشت بام تو پر میکشیم حال تو خوش باد خوشتر حال ما تا خیالت را به ساغر میکشیم " محمود مسعودی(ساده)"
    • بی جاذبه ی ماه 1393/04/19 09:34
      دلتنگ ترین ساحل دریا هستم وقتیکه بدون موج تنها هستم بی جاذبه ی ماه تو ای زیبا رو افتاده به گل درون رویا هستم " محمود مسعودی(ساده)"
    • کشتی عشقت 1393/04/12 11:07
      کشتی عشقت به دریای دلم پهلو زده لشکر مهرت به شهر سینه ام اردو زده طبل جنگ می آید از هر سوی شهر بس که سربازان تو بر برج و بر بارو زده هر طرف احساس جنگی نابرابر داشتم تیر مژگان هم شکنجی بر خم ابرو زده تیشه ی آهن به جان بیستون افکنده ای سوز شیرنت به فرهاد دلم هو هو زده صبر و طاقت را ز کام خلوتم بگرفته ای چشم مرواید تو در...
    • اینترنت افیونی مدرن 1393/04/11 20:22
      اینترنت افیونی مدرن ماده ی مخدر یا همان افیون چه می کند: آری معتاد می کند معتاد کیست : کسی که از لحاظ جسم و روحی به ماده ای یا چیزی وابسته می شود بطوری که تمام زندگیش را تحت تاثیر قرار می دهد ، گاهی آدمی آنقدر غرق می شود که انگل جامعه و عذاب خود می گردد. افیون ظاهری دارد و بواطنی ظاهری آن همان حال و روز معتاد است و...
    • از سر تکلیف یا اجبار 1393/04/11 09:50
      نماز و روزه هامان از سر تکلیف یا اجبار زکات و حج مان از جستن تبریک یا اظهار نمی بینم خداوندی به عمق کرده ی آدم ز بس که سفره گستردیم از تزویر یا زنهار "محمود مسعودی(ساده)"
    • گل سرخ پیراهن 1393/04/11 08:35
      گل سرخی که بر پیراهن توست نماد عشق من در دامن توست تو را امشب به باران می سپارم از این آتش که در شهر تن توست "محمود مسعودی(ساده)"
    • شاید اصلا 1393/04/10 08:15
      هرچه داری از محبت، از صفا، از عاشقی زودتر تقدیم کن بر لایقی شاید اصلا صبح فردایی نبود موسم عشق هویدایی نبود بخشش و زایش ز یک پیمانه اند هر دو دل بر صبح فردا داده اند گر ببخشی بیش می آری به دست گر بترسی کی شوی از عشق مست "محمود مسعودی(ساده)"
    • مسلمان کم شده 1393/04/09 00:44
      درد بسیار است درمان کم شده دین همان اسلام،مسلمان کم شده دیگران بی دین،مسلمان گشته اند ما مسلمانیم و ایمان کم شده "محمود مسعودی(ساده)"
    • لوله بندی و قاچاق 1393/04/07 22:42
      جوانمردی رشید و خوب و رعنا که داشت فرزندکانی ناز و زیبا هوس کرد تا ببندد لوله اش همان تک لوله ی فرسوده اش جو رفت تا پیش مرد لوله بندی بگفتا جرم باشد ، گر نخندی بگفتا رانت و پارتی هم نداریم فقط یک راه می ماند که دانیم برو انبار را پر کن ز کاندوم بزودی آن نیابی دست چندم که قاچاق می شود آنهم به زودی نگویی که نگفتیم یا...
    • از خود به خودخواهی 1393/04/07 18:38
      دلم می گیرد از دست خودم گاهی که گاهی می رسم از خود به خودخواهی "محمود مسعودی(ساده)"
    • تغییر جهان 1393/04/07 17:50
      عمری پی تغییر جهان می رفتیم تغییر زمین و آسمان می رفتیم یک عمر گذشت تا کنون فهمیدیم باید به جهان از خودمان می رفتیم "محمود مسعودی(ساده)"
    • جدول زندگی 1393/04/07 07:32
      خانه های زندگی را یک به یک پر می کنیم هر زمان فرصت دهد صد بار غرغر می کنیم عمر همجون موج می کوبد به دریای زمان ما همه عمر عزیز خویش مفخور می کنیم چون صراط مستقیمی نیست در چشمان ما گه خراسانیم و گه دل روی سنقر می کنیم گرگ باران دیده می نامیم خود را هر طرف گر چه در خلوت بسی حس تهجر می کنیم ای فلک افسانه ات روزی به پایان...
    • دل 1393/04/06 15:03
      گر عشق نزاید به چه کار آید دل گر خون نخورد بهر چه می آید دل مفهوم تمام زندگانی این است زاییدن عشق و کردنش خونین دل "محمود مسعودی(ساده)"
    • نگهدار 1393/04/05 14:42
      بلور اشک هایت را نگهدار تب سرخ نگاهت را نگهدار برای آتش تند امیدم تمام بوسه هایت را نگهدار "محمود مسعودی(ساده)"
    • برای دلبریت 1393/04/04 23:48
      آری دلم برای دلبری یت تنگ می شود حتی سکوت همدم آونگ می شود برگرد و عاشقانه های مرا مستجاب کن نازت مرا ترانه ی هفت رنگ می شود "محمود مسعودی(ساده)"
    • شادی حق ماست 1393/04/04 17:21
      یک مستطیل سبز آنسوی حجم خاک یک ملت بزرگ اینسوی عشق پاک در جستجوی گل تا اوج می روند چشم است و ساقشان دائم دعایشان ما جمله منتظر بهر وفایشان یک گل ،دو گل ،سه گل فریاد میکشیم یارب مدد نما شادی حق ماست "محمود مسعودی(ساده)"
    • بنام دین 1393/04/04 07:54
      بنام دین سر فرزند آدم می برد آدم گناه از آدم است یا دین چه باید گفت نام این قساوت را چه باید خواند اهل این شقاوت را به زیر پرچم دین و به زیر بیرق مذهب به روی کرسی امت ، به روی منبر حضرت صدای غرش شمشیر می آید ضدای تیر بی تدبیرمی آید گناه از ادم است یا دین و یا بازیچه ای در دست قدرت ها که نادانسته در میدان آنهاییم جمود...
    • اوضاع پیچیده و چند منطوره ی عراق 1393/04/02 23:12
      داستان این روز های عراق بسیار پیچیده و چند منظوره است. به نظر می رسد برنامه های دراز مدت بازیگردانان جهانی جواب داده و با یک تیر چندین نشان را می زنند. از طرفی بدون کمترین هزینه ای دشمنان بالقوه ای را حذف می کنند از طرفی انها را از کشورهای خودشان خارج کرده و برای ناارامی به جاهای دیگر فرستاده اند. آتش فرقه گرایی...
    • کو مجالی 1393/04/02 20:01
      کو مجالی تا کنارت بقچه ی دل وا کنم کو قراری تا به چشمت شعر خود گویا کنم آتشی از حسرت ناگفته ها در سینه است کو سرابی تا خیالت راهی دریا کنم "محمود مسعودی(ساده)"
    • پس...چرا؟ 1393/04/02 06:25
      هر صبحدم به خود می گویم: شاید این آخرین نفس باشد شاید این آخرین قدم باشد شاید این اخرین سخن باشد پس: غصه چرا، غم چرا این لحظه ی آلوده به زیر و بم چرا دلخوری از بیش و کم چرا افسوس که این بخش از حافظه ام خیلی زود "فرمت" می شود و همه چیز فراموش و فردا دوباره هجوم دوباره دلتنگی دوباره بی قراری دوباره سکوت "...
    • چه کوتاه ، چه زیبا 1393/03/31 20:11
      چه کوتاه است این زیبا چه زیبا است این کوتاه " محمود مسعودی(ساده)"
    • سرگردون 1393/03/31 15:48
      دلی دارم که سرگردون شهره گهی عاشق گهی حیرون شهره رفیقون حال و احوالم مَپُرسِی که مو در شهره دل بیرون شهره " محمود مسعودی(ساده)"
    • دلخوش تر 1393/03/28 23:02
      دلخوش تر از آنیم که ناخوش باشیم گویا تر از آنیم که خامش باشیم یکتا تر از ادمی به عالم چه بود برخیز و بیا همیشه سر خوش باشیم " محمود مسعودی(ساده)"
    • اسیر و دلخوش 1393/03/28 20:42
      هر نسل: پدر وعده ی فرزند می دهد فرزند وعده ی همسر همسر وعده ی فرزند و فرزند وعده ی پدر هر ساله: بهار وعده ی پاییز پاییز وعده ی زمستان و زمستان وعده ی بهار هر ساله : گل وعده ی میوه میوه وعده ی دانه و دانه وعده ی گل هر روزه: شب وعده ی سحر سحر وعده ی طلوع طلوع وعده ی صبح صبح وعده ی غروب و غروب وعده ی شب هر روزه: خروج...
    • رازی به لب 1393/03/28 11:21
      چون غنچه ی ناشکفته می مانی تو یک عمر به دل نهفته می مانی تو وقتی که تمام قفل ها بگشایند رازی که به لب نگفته می مانی تو " محمود مسعودی(ساده)"
    • 955
    • 1
    • ...
    • 5
    • 6
    • صفحه 7
    • 8
    • 9
    • ...
    • 32