خانه عناوین مطالب تماس با من

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

من و وبلاگ و دلنوشته ها

این وبلاگ رو درست کردم که حرفامو بزنم (حرفایی که جای دیگه نمی تونم بزنم)..... ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر شیر باشم چون اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم....... گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم چون احد مطالب وبلاگ شامل:........................ خود نویسی : اظهار نظر ها و مطالب من در مورد مسائل مختلف فرهنگی ُ اجتماعی سیاسی ورزشی و غیره هست............. فتو وبنویسی : عکس هایی هست که برداشت می کنم و گاهی مناسب می بینم اینجا بگذارم .................................... دل نویسی : افکار منظوم و منثور من است که از دلم بیرون می آید و د ر واقع دل نویسی وبنگاری حرف های دلم است که مستقیم و بدون هیچ واسظه ای از دل به صفحه کلید و از صفحه کلید بر صفحه وب جاری می گردد. این بخش را بیشتر از بقیه دوست دارم .... شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی...... این دلنوشته های درهم من را جدا کنی...... تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است......... باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی......... طنز نویسی : تلاش من برای گفتن و نوشتن بعضی مطالب بصورت طنز است........ خاطره نویسی : وب نویسی بعضی از خاطرات من است که هوس می کنم به قلم آورم و بر صفحه وب جاری کنم. کپی نویسی : این مطالب در واقع مربوط به من نیست و تنها چون از آنها خوشم آمده از سایت ها و وبلاگ های دیگر کپی کرده ام ............ القصه وب نویسی دفترچه نوشته های از دل برآمده و کاملا شخصی من است پس دنبال بازدید کننده نیستم فقط برای خودم می نویسم ، وبلاگ های دیگری دارم که برای همکلاسی ها ، همولایتی ها ، همشهری ها و هموطنان می نویسم ولی این برای خودم است خود خودم . بازدید کنندش هم خود من هستم. اگر کسی آمد هم خوش آمد . اینجا خلوت من است . مهمانم باشید و درگوشی از نواقص و ایرادات و احساس تان در مورد نوشته هایم بگویید............... ایمیل من: mahmasoudi@gmail.com ادامه...

نظرسنجی

سلام دلنوشته های وبلاگ را در چه سطحی می بینید

    روزانه‌ها

    همه
    • محمود مسعودی در سایت شعر ناب
    • محمود مسعودی در سایت شعر نو
    • زمین شناسی 69 دانشگاه بیرجند
    • عکسخانه بیرجند
    • ژئوبلاگ
    • از گل تا دل
    • فتوبلاگ آیینه
    • دنیای بزرگ علی کوچولو

    پیوندها

    • گنجور
    • سارا شعر
    • عمران و معماری
    • داستان نویس مغرور
    • دلنوشته های کویری
    • اشعار شاعران بیرجند
    • غزل های منتظر محمد نوزادی
    • اشعار شاعران معاصر
    • شعر شاعران بیرجند
    • گلچین شعر معاصر
    • صدای آشنا
    • شعر نو

    دسته‌ها

    • دل نویسی 765
      • غزلواره 137
      • نوگونه 108
      • چارگانه 318
      • تکدانه 35
      • مثنوی مانند 15
      • و غیره ... 113
      • زمینشناسانه 9
      • بیرچندانه 20
      • سپیدانه 3
    • خود نویسی 76
    • خاطره نویسی 7
    • طنز نویسی 14
    • زیست محیطی 14
    • فتو وبنویسی 4
    • کپی نویسی 10
    • ژئو وبنویسی 1

    برگه‌ها

    • در مورد وبلاگ

    جدیدترین یادداشت‌ها

    همه
    • تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی مرا آتش زدی، خود را درون من رها کردی چه خرم بودم و خوشدل به بوی آب بر کاگل...
    • دل قوی دار دل قوی دار و پر از شوق،که بر می گردیم از شب تیره گذر کرده ،سحر می گردیم پیله ترکانده و با بال و پر تازه تری ما جهش کرده...
    • بَدیش اینه که ۱۴ روز دیگه می فهمیم چکار کرده ایم سال ها پیش استادی داشتیم می گفت ما ایرانی ها بهمون میگن بخاری می سوزه باور نمی کنیم میگیم حالا بزار امتحان کنم . سرمون...
    • چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما داغ به دل نشسته ای فسرده پود و تار ما نه راه پس،نه راه پیش،نه نور و نه ترانه ای که...
    • تاریخ جز تکرار،چیزی نیست م می خواهد قلم بردارم و بنویسم آدمیت را چه شده است انسانیت را چه شده است برما چه گذشته است اشک امانم نمی دهد نفسم می...
    • نه مرا طاقت دوری نه مرا طاقت دوری، نه تو را لطف حضوری نه تو را نامه و مهری نه مرا شور و سروری شب مان دراز گشت و سحری نیامد از راه نه تو...
    • یک زمین یک زندگی یک زمین ،یک زندگی، یک روزگار یک بشر، یک عمر ،چند فصل بهار حیف نیست آغشته گردانیم شان با دروغ و حسرت و حرص و نقار محمود...
    • به بهانه ی مستند تالان به بهانه ی تالان. امشب خودم را به آخرین اکران های مستند تالان می رسانم. فیلم با تاباندن نور در اعماق زمین به آب آغاز می...
    • دلم برای تو تنگ است دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دلت تنگ است؟ میان عقل و عشق در کشور تو هم جنگ است؟ باورم...
    • ای جان چشم در چشم تو و گوش به فرمان توام تو اگر دم بزنی مرغ سخندان توام می نویسم که نسیم از نفست می خیزد عاشق لب زدن و گفتن ای...
    • دیدار دماوند کوله بر بسته دلم تا که به دیدار دماوند برود تا به نزدیکترین نقطه ی ایران به خداوند برود کوله بربسته که از کوه و در و...
    • مهر و مهربانی ِغیر مهر و مهربانی چیست در دنیای ما که منور می کند احساس ناپیدای ما رنگ می پاشد به اعماق ضمیر آدمی شوق می ریزد به...
    • خیال صحبت تو زنده می کند دل را مرا به جرم نکرده به دار خواهند زد تو را ز راه نرفته کنار خواهند زد اگر که سینه ای از عشق لب به لب گردد به شهر دیده ی او...
    • رویای تو رویاست تا..... رویای تو رویاست تا در خواب باشی در کرسی گرمت فقط بی تاب باشی بیدار اگر گردی و راهی، بلکه روزی در قله ای هم صحبت مهتاب...
    • گره از زلف چمن باز کنیم ای دوست بیا ز خویش و پیله پرواز کنیم با حضرت عشق و با طبیعت آغاز کنیم صدبار گره زدیم،زلف چمن و نبود حاصل امسال،گره از...
    • کشف کن کوه و در دشت و دمن بنام خدایی که در جسم روح آفرید جهان را چنین کامل و باشکوه آفرید به هر کس نشانی ز احساس داد مرا عاشق قله و سنگ و کوه...
    • کاش بارانی ببارد کاش ابر آسمان خاک زمین یاری کند تا زمین تشنه احساس امیدواری کند مهربان گردد زمین با دانه های سربزیر دانه نومید هم،احساس...
    • روزمرَگی ملی روزمرَگی ملی زلزله ما را می کشد معدن ما را حبس می کند.کشتی ما را غرق می کند.پلاسکو ما را به آتش می کشد.خشکسالی نفس ما...
    • ای زلزله جان چطور مطوری خوبی ای زلزله جان چطور مطوری خوبی داری به کجای مملکت می کوبی گویند دوباره قصد تهران کردی شاید که تو هم پی ژن مرغوبی از بس که...
    • پتوی خرافات زلزله ما را می کشد آتش ما را می سوزاند تونل ما را می بلعد سیل ما را می برد و ما چقدر سخت جانیم انگار پتوی خرافات ما را...
    • باران که می آید باران که می آید زمین هم حرف های تازه ای دارد. تمام بوته ها عاشق تر از پیش اند تمام جوی ها جاری، تمام رودها آواز می...
    • پاییز نرو پاییز نرو فرصت دلتنگی نیست زیبایی تو به هیچ آهنگی نیست عشقم شده هر روز ببینم رویت یکسال کم از هزار فرسنگی نیست محمود...
    • دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد قفس هر چند بزرگ باشد دل انسان می گیرد اگر صدها خیابان دارد و میدان و ده ها پارک...
    • مانند یک بوسه که بر داغی یک احساس می تازد تو را مثل گلی در دامن یک دشت ناهموار می خواهم به دشتی که به غیر از زوزه بادی ندارد یار می خواهم تو را مثل نسیمی در میان...
    • سرگذشت نفت (از تشکیل تا کشف) شعر نفت از تشکیل تا کشف بنام خداوند چین و گسل خداوند دشت و خدای قلل بنام خداوند شعر و شعور خدای دوبیتی خدای غزل بنام...
    • پناه من فقط تار است پناه من فقط تار است در شب های تار من که شاید مرهمی باشد به زخم انتظار من نه گل روییده در باغم،نه آبی مانده در جویم چه...
    • مدتی هست مدتی هست که پر کرده پدافندش را دو لب و لپ و نگاه های هدفمندش را می زند تیر چپ و راست به دیوار دلم دل افتاده به میدان...
    • رقص گل از واجبات خواهد شد سال هاست که گنج های زمین جای گل ،گلوله می شوند جای محبت ،نفرت می کارند و زمین متحیر از این قساوت به گرد خویش سرگردان به...
    • شما چرا؟ ای گلوله ها ای تفنگ ها ما آدم ها هزار دلیل داریم برای کشتن بنام دین برای ثروت به حکم سیاست شما چرا ؟ شما چرا قلب ها را...
    • عاشقانه باید دید عاشقانه باید دید این زمین و مردم را لاله های رنگی را،خوشه های گندم را عاشقانه باید رفت کوه و دشت و دریا را جرعه جرعه...
    • چراااااا؟خداااااا؟ چراااااا؟خداااااا؟ هر بار که انتحاری،انفجاری در اطراف می شود انگار لرزش ها و ترکش های آن مستقیم بر روح و روان مان وارد...
    • معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات 96 با نگاهی به آرای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مشاهده می شود تنها در چند استان...
    • شجریان در مقابل تتلو شجریان در مقابل تتلو کاری به نتایج انتخابات ندارم که هر چه باشد تا چند ساعت دیگر اعلام خواهد شد. آنچه آزارم می دهد این...
    • برای فردای انتخابات ریاست جمهوری 96 جدای از هر رنگی و هر تفکری همه به ایران می اندیشند اگرچه گاهی دروغ بگویند و بداخلاقی کنند که این هم متاسفانه مشخصه...
    • تحلیلی ساده از مناظرات انتخاباتی 96 یک تحلیل ساده از یک آدم ساده بعد از مناظره با خودم فکر می کردم اگر صدا و سیما از من بپرسد نظر شما در مورد مناطره ها...
    • پوپولیسم یعنی چه؟ پسرم گفت پوپولیسم یعنی چه که شده ورد زبان کوچه و بازار یعنی استفاده بهینه ی از آمار از دین و مذهب،از کار،از همکار از...
    • صبح خوبست صبح خوبست که همصحبت باران باشی همدل و همنفس سبز بهاران باشی رود و دریاچه و جنگل همه را درک کنی خاصه تر آنکه به ملک...
    • آژیر زلزله (شعری از زبان زمین لرزه ای که خواهد آمد ) شبی،روزی ،غروبی یا سحرگاهی زمانی که شود تسلیم سنگ سخت کوهستان و زان ناگه فروریزد سکوت سرد سنگستان سوار سینه ی امواج...
    • مقصر حادثه پلاسکو کیست؟ یکی از مهمترین بحث ها و شاید وطایف ما بعد از هر حادثه این است که مقصر را پیدا کنیم. مقصرانی که همه می شناسیم ولی برای...
    • دشمن خر است ( خریت های روزانه ما آدم ها) هیچ می دانی که در دنیای ما چند تن خر است البته منظور غیر از خر، که او رسما خر است در علوم زیست شناسی خر فقط یک گونه است...
    • تاخیر و دیگر هیچ تاخیر و دیگر هیچ ساعت حدود ۲۳ به تحویل بار فرودگاه می رسم منتظر می مانم تا با آژیر نوار نقاله ورود بار اعلام شود نکاهی...
    • بسوزیم و بسازیم غریبه ای هستم در میان شهری بزرگ نه شهر مرا قبول می کند نه من او را نه من با او کنار می آیم نه او با من ولی از جبر...
    • به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند اگر جا کم بیارن شـــــــک نکن در ماه می سازند نه تنها دولتی ،بلکه پیام نـــور و...
    • مثال قطره آبی چنان گاهی فشارم می دهد دیوار این زندان که می ترسم فرو ریزد ز دیوار دهان دندان چنان در بطن و دهلیزم ز خون فریاد می آید...
    • می چسبه چای آتیشی ولی کو چای آتیشی؟ این شعر در یک سفر زمین شناسی سروده شده و در آن از کلمات زمین شناسی استفاده کردیده است. تراست زیر بارون و با چند تا دوست...
    • تاراج قطار شهر ها را هواپیما قاره ها را سفینه سیاره ها را به هم نزدیک می کند اینترنت فاصله ها را ماشین سختی ها را پول کمبود...
    • فیش نامه ایا یا ایهاالساقی کجا رفت کاس و ناول ها که فیش اول نمود آسان ولی افتاد مشکل ها گرفتم فیش و گفتم می خورم یک آب هم رویش...
    • تبخیر آرزوها هر صبح شیشه ی گاز دار آرزوهایم را باز می کنم جرعه ای می نوشم و پا در خیابانی خسته می گذارم با عابرانی خسته تر از خودم...
    • آیه ی امن یجیب احساس او به شاخسار گلم عندلیب داشت اقرار می کنم که حالت من را عجیب داشت اقرار می کنم که ذهن مرا پاک خوانده بود هر تحفه...
    • یاد بیرجند یاد بیرجند در دلم هر روز غوغا می کند در رحیم آباد چشمت شور پیدا می کند بین میدان ابوذر تا خیابان حکیم با شهیدان نگاهت...

    بایگانی

    • تیر 1402 1
    • فروردین 1399 1
    • اسفند 1398 1
    • اسفند 1397 1
    • بهمن 1397 3
    • دی 1397 1
    • مرداد 1397 4
    • اردیبهشت 1397 1
    • فروردین 1397 2
    • اسفند 1396 1
    • بهمن 1396 1
    • دی 1396 4
    • آذر 1396 2
    • آبان 1396 1
    • مهر 1396 1
    • شهریور 1396 1
    • مرداد 1396 1
    • خرداد 1396 5
    • اردیبهشت 1396 5
    • بهمن 1395 2
    • آبان 1395 1
    • مهر 1395 2
    • شهریور 1395 2
    • مرداد 1395 1
    • تیر 1395 3
    • اردیبهشت 1395 1
    • فروردین 1395 5
    • بهمن 1394 2
    • دی 1394 4
    • آذر 1394 3
    • آبان 1394 4
    • مهر 1394 2
    • شهریور 1394 6
    • مرداد 1394 4
    • تیر 1394 3
    • خرداد 1394 3
    • اردیبهشت 1394 3
    • فروردین 1394 7
    • اسفند 1393 6
    • بهمن 1393 4
    • دی 1393 8
    • آذر 1393 9
    • آبان 1393 8
    • مهر 1393 9
    • شهریور 1393 10
    • مرداد 1393 32
    • تیر 1393 24
    • خرداد 1393 24
    • اردیبهشت 1393 11
    • فروردین 1393 25
    • اسفند 1392 25
    • بهمن 1392 31
    • دی 1392 36
    • آذر 1392 38
    • آبان 1392 24
    • مهر 1392 30
    • شهریور 1392 35
    • مرداد 1392 36
    • تیر 1392 24
    • خرداد 1392 19
    • اردیبهشت 1392 26
    • فروردین 1392 18
    • اسفند 1391 31
    • بهمن 1391 20
    • دی 1391 15
    • آذر 1391 19
    • آبان 1391 44
    • مهر 1391 31
    • شهریور 1391 55
    • مرداد 1391 30
    • تیر 1391 6
    • خرداد 1391 15
    • اردیبهشت 1391 23
    • فروردین 1391 1
    • اسفند 1390 1
    • بهمن 1390 3
    • دی 1390 1
    • آذر 1390 3
    • آبان 1390 16
    • مهر 1390 23
    • شهریور 1390 3
    • مرداد 1390 7
    • تیر 1390 1

    تقویم

    تیر 1402
    ش ی د س چ پ ج
    1 2
    3 4 5 6 7 8 9
    10 11 12 13 14 15 16
    17 18 19 20 21 22 23
    24 25 26 27 28 29 30
    31

    جستجو


    آمار : 430303 بازدید Powered by Blogsky

    عناوین یادداشت‌ها

    • شهیدان دیگران دیدند و رفتند 1391/07/17 13:40
      شهیدان دیگران دیدند و رفتند زخویش خویش ببریدند و رفتند خدا تنها سرود شعرشان شد به شام عمر تابیدند و رفتند
    • شهر من بیرجند من پاینده باشی هر زمان 1391/07/17 00:23
      رود شور شهر من بر فکر من جان می دهد آب شورش ذوق من را شور عرفان می دهد گرد و خاک صبح و شامش در عبور از بام ما نسخه می پیچد مرا داروی درمان می دهد کوچه های پیچ در پیچ و خم پسکوچه ها آشتی افزاید و بر قهرها فرمان پایان می دهد باغ ها دادند نام باغ ران بر کوه های استوار کوه هم بر باغ ما صدچشمه جوشان می دهد صبحدم مادر زلال...
    • گل های زرد بهاری باغ ما پاییز که می رسد یاقوت قرمزند 1391/07/15 19:36
      گل های زرد بهاری باغ ما پاییز که می رسد یاقوت قرمزند
    • آویز دار عشق 1391/07/15 16:44
      خود را به دار عشق تو آویز می کنم خود را فدای دیده شب خیز می کنم شاید به اوج دار و زعمق دو دیده ات بینی تمام خویش را ز تو لبریز می کنم
    • پاییز می آید 1391/07/15 14:26
      پاییز می آید و تلنگری دگر می باید هر رنگ قشنگ او تاملی دگر می باید عاشق نشدی فرصت ایام کم است بر گردش ایام تفکری دگر می باید
    • دلم تنگه هوای یار دارم 1391/07/15 11:40
      دلم تنگه هوای یار دارم هوای دلبرم بسیار دارم نگو راه ولایت دور و سخته که در سینه دلی تبدار دارم
    • کاش به صبح بی دلی مهری ز پایان می زدند 1391/07/15 11:29
      کاش به صبح بی دلی مهری ز پایان می زدند کاش بر این عقده ها دستبند زندان می زدند کاش اندر این بازار بی حد و حساب لحظه ها بی دلی را سربریده بر سر بازار عریان می زدند
    • سکوت بی صدایت دوست دارم 1391/07/15 01:59
      سکوت بی صدایت دوست دارم نگاه رو به راهت دوست دارم تو تنها عشق مایی هر کجایی صدای لرزه زایت دوست دارم
    • شاعر نیم 1391/07/13 11:42
      شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی این دلنوشته های درهم من را جدا کنی تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی
    • ای که زیراب میزنی 1391/07/13 10:40
      ای که زیراب میزنی زیراب تو آباد باد روزگارت بر مراد و لحظه هایت شاد باد همچو عقرب کینه های تو همیشه مرده باد اقتضای هر طبیعت هر چه هست آباد باد
    • انعکاس آب و عبور پیرمرد 1391/07/13 01:00
      در انعکاس آب و عبور پیرمرد دیدم که آمدم با یک سلام ساده و بی ادعا ولی دیدم گذشته مرا غمزه های عمر چند لحظه بعد آب ماند و انعکاس تخیل درون آن خالی ز مرد پیر و نگاه عمیق او
    • عاشق نمی شوی 1391/07/13 00:56
      من در سکوت تو عاشق شدم ولی تو با سرود من عاشق نمی شوی من در سکوت تو ساکن شدم ولی تو ساکن کوی سرودم نمی شوی
    • گردی سفید بر سر و صورت 1391/07/12 23:43
      دیروز به اداره رفته بودم چند ماهی می شد دوستان اداره نشین را ندیده بودم همکارانم را که دیدم انگار گرد سفیدی به سر و صورتشان پاشیده بودند . انگار آینه ای در جلوی رویم گذاشته بودند برای لحظه ی دلم گرفت: گردی سفید که بر سر و صورت من است هدیه دوران به هر صبح و شب من است باور نمی کنم قصاب بی ترحم لحظه ها اینگونه در پی...
    • دیشب به یاد تو 1391/07/10 07:26
      دیشب به یاد تو در خواب خودم پرسه می زدم دیشب به نام تو به کام خودم سکه می زدم دیشب هوای عشق تو در من ریشه می دواند من نقش عشق بر این شب پر قصه می زدم
    • تو بمان تا که بمانم زنده 1391/07/06 08:26
      صبحدم سر کوچه دیدمش نان سنگک در دست ریه ها پر ز هوای صبحگاه چشم ها باز تر از روزن تکرار زمان گفتم ای مرد تو امید دل و دریای منی تکیه گاه ره فردای منی پدرم تو بمان تا که بمانم زنده که وجودم همه گردیده ز تو آکنده
    • روزن عشق 1391/07/06 08:07
      نور تابید روزن عشق مرا دیدار کرد نور این روزن مرا از خواب خوش بیدار کرد لحظه بی تابیم را باز هم تکرار کرد من شدم تکرار صبح و لحظه ها لحظه ها تکرار صبح قصه ها قصه ها تکرار بر دل زاده ها جام را دیدم و در جم مانده ام نام را دیدم و در نم مانده ام سینه را دیدم به ماتم مانده ام شیهه اسب خیالم بر خیالم داد زد قمری دشت وجود...
    • نفس می کشم تو را 1391/07/06 07:55
      هر صبح که در کوچه قدم می زنم تو را چون نور صبحگاه نفس می کشم تو را پر می کشم از خیال تو تا آنسوی باورم چون خاطرات کهنه به بر می کشم تو را
    • زندگی ما را چه سنگی کرده است 1391/06/29 23:18
      زندگی ما را چه سنگی کرده است عاشق اما بر دو رنگی کرده است
    • آب را خوردی شکستی کوزه را 1391/06/29 08:32
      آب را خوردی شکستی کوزه را عشق را دیدی ندادی بوسه را آسمان بر وفق اوضاعت مباد عید ناگشته شکستی روزه را
    • من و تنهایی تو و بی انصافی 1391/06/27 16:31
      بی تو در کوچه تنهایی خویش می دویدم تنها گاه می آمدی و تا ته کوچه تو با من بودی ولی در پیچش تند کوچه دوباره تنها می شدم تا زیر سابات خیال های تو رفتم اما ترسیدم فروبریزد و دوباره به کوچه برگشتم مثل هر روز آمدی و از ذهنم عبور کردی همچون همیشه هیچ مرا ندیدی و راه یکطرفه بود آخه بی انصاف کدام هیزمم تر بود که چنین دود غلیظ...
    • چکش به دست بر بام زندگی 1391/06/27 00:29
      وقتی چکش به دست بر بام زندگی ایستاده ام میخ در دست به تابوت لحظه های عمر خودم میخ می زنم هر چند که لحظه ها گرانند ولی من هی چکش به عمر خودم بیش می یزنم . چوب است و سخت تابوت من ولی خوشحالم و به پای خودم تیغ می زنم ای کاش چکش بیفتد و آن میخ کند شود این است لحظه ای که برای خودم جیغ می زنم
    • وقتی که بوسه های تو را جیغ می زدم 1391/06/26 23:33
      بر تابوت لحطه های خودم میخ می زدم وقتی که بوسه های تو را جیغ می زدم فریاد زندگی در همه رگهای من دوان گویی به رگهای وجود خودم تیغ می زدم
    • به هر مژگون ادا داری تو امشو 1391/06/26 12:32
      چطو چشمون سیا داری تو امشو چه شرمی از خدا داری تو امشو قدیمو چشمکو راز و ادا داشت به هر مژگون ادا داری تو امشو
    • بغض فروخورده 1391/06/25 00:05
      من آن بغضم فروخورده ولی پاک نریزم اشک را جز پای آن تاک کویر عشق اگر بی تاک باشد ز بی تاکی گریبان بایدم چاک من و بغضی که بفشارد گلو را نفس را حبس و گیرد گفتگو را من و اشکی که جاماند درونم نبارد جز به سر تا پای او را
    • من بغض کویرم 1391/06/24 23:06
      من بغض کویرم که در حسرت باران آتش به سر خویش بریزم اشکی نبود در همه جانم ، تنها غم هجران تو در سینه بریزم
    • شعر من مایه آرامی من 1391/06/24 07:32
      شعر من بهر دلم گفته شده تو نخون بهر خودم گفته شده شعر من مایه آرامی من این دو بیت بهر شما گفته شده
    • بشین اینجا کنار کوله بارم 1391/06/24 01:45
      بشین اینجا کنار کوله بارم که دیگه طاقت دوری ندارم به توی کوله بارم هر چه باشه رفیق بی کلک هم هرکه باشه به روی ماسه های گرم صحرا خمار آب شورابم به مولا بشین اینجا و بر صحرا نگا کن نگاه ریگ های بی صدا کن بیا نزدیک صدایشان بلند است شراب شهرشان هفتاد رنگ است بیا بنگر که اینان بوسه گیرند مدام از بهر همدیگر بمبرند بشین...
    • قلم بردار و بنویس از برایم 1391/06/23 00:45
      قلم بردار و بنویس از برایم که هر شب ساعتی بعد از سحرگاه کدامین لحظه سروقت تو آید که بی خوابی امانت می رباید و بغضی اشک چشمت می گشاید قلم بردار و عریان کن سمن را پریشان کن سر زلف سخن را قلم بردار تا آرام گیرد و شاید از میان او کام گیرد قلم بردار و بنویس از برایم که شاید لحظه ها آرام گیرند عبور غمزه ها را خواب بینند قلم...
    • سکوت لحظه هایم ماجرا داشت 1391/06/22 04:26
      سکوت لحظه هایم ماجرا داشت درون سینه ی خود قصه ها داشت شبی که عشق خود پنهان نمودی بسی مرغ دل من ناله ها داشت بزن مطرب که در رقصم من امشب برون از قصه و بحثم من امشب بزن که ساز تو افزون ز ساز است زبس مستم و سرمستم من امشب
    • خدا را خواب چشمونم کجا رفت 1391/06/22 03:15
      خدا را خواب چشمونم کجا رفت و یا آب از دو چشمونم چرا رفت تویی از خواب جشمون مو آگه تو می دونی که فکرم تا کجا رفت نمی دونم که ساعت چنده امشب که اوضاعم چنی هفت رنگه امشب نمی خواهم که فردایی بیاید که ذوق شعر ما پر رنگه امشب بیا نصف شبی تنها بشینم جدا از قافیه هم ره ببینم اگر در بند شعری در خطایی بیا یگ گل ز باغ هم بچینم...
    • 955
    • 1
    • ...
    • 24
    • 25
    • صفحه 26
    • 27
    • 28
    • ...
    • 32