خانه عناوین مطالب تماس با من

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

من و وبلاگ و دلنوشته ها

این وبلاگ رو درست کردم که حرفامو بزنم (حرفایی که جای دیگه نمی تونم بزنم)..... ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر شیر باشم چون اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم....... گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم چون احد مطالب وبلاگ شامل:........................ خود نویسی : اظهار نظر ها و مطالب من در مورد مسائل مختلف فرهنگی ُ اجتماعی سیاسی ورزشی و غیره هست............. فتو وبنویسی : عکس هایی هست که برداشت می کنم و گاهی مناسب می بینم اینجا بگذارم .................................... دل نویسی : افکار منظوم و منثور من است که از دلم بیرون می آید و د ر واقع دل نویسی وبنگاری حرف های دلم است که مستقیم و بدون هیچ واسظه ای از دل به صفحه کلید و از صفحه کلید بر صفحه وب جاری می گردد. این بخش را بیشتر از بقیه دوست دارم .... شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی...... این دلنوشته های درهم من را جدا کنی...... تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است......... باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی......... طنز نویسی : تلاش من برای گفتن و نوشتن بعضی مطالب بصورت طنز است........ خاطره نویسی : وب نویسی بعضی از خاطرات من است که هوس می کنم به قلم آورم و بر صفحه وب جاری کنم. کپی نویسی : این مطالب در واقع مربوط به من نیست و تنها چون از آنها خوشم آمده از سایت ها و وبلاگ های دیگر کپی کرده ام ............ القصه وب نویسی دفترچه نوشته های از دل برآمده و کاملا شخصی من است پس دنبال بازدید کننده نیستم فقط برای خودم می نویسم ، وبلاگ های دیگری دارم که برای همکلاسی ها ، همولایتی ها ، همشهری ها و هموطنان می نویسم ولی این برای خودم است خود خودم . بازدید کنندش هم خود من هستم. اگر کسی آمد هم خوش آمد . اینجا خلوت من است . مهمانم باشید و درگوشی از نواقص و ایرادات و احساس تان در مورد نوشته هایم بگویید............... ایمیل من: mahmasoudi@gmail.com ادامه...

نظرسنجی

سلام دلنوشته های وبلاگ را در چه سطحی می بینید

    روزانه‌ها

    همه
    • محمود مسعودی در سایت شعر ناب
    • محمود مسعودی در سایت شعر نو
    • زمین شناسی 69 دانشگاه بیرجند
    • عکسخانه بیرجند
    • ژئوبلاگ
    • از گل تا دل
    • فتوبلاگ آیینه
    • دنیای بزرگ علی کوچولو

    پیوندها

    • گنجور
    • سارا شعر
    • عمران و معماری
    • داستان نویس مغرور
    • دلنوشته های کویری
    • اشعار شاعران بیرجند
    • غزل های منتظر محمد نوزادی
    • اشعار شاعران معاصر
    • شعر شاعران بیرجند
    • گلچین شعر معاصر
    • صدای آشنا
    • شعر نو

    دسته‌ها

    • دل نویسی 765
      • غزلواره 137
      • نوگونه 108
      • چارگانه 318
      • تکدانه 35
      • مثنوی مانند 15
      • و غیره ... 113
      • زمینشناسانه 9
      • بیرچندانه 20
      • سپیدانه 3
    • خود نویسی 76
    • خاطره نویسی 7
    • طنز نویسی 14
    • زیست محیطی 14
    • فتو وبنویسی 4
    • کپی نویسی 10
    • ژئو وبنویسی 1

    برگه‌ها

    • در مورد وبلاگ

    جدیدترین یادداشت‌ها

    همه
    • تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی مرا آتش زدی، خود را درون من رها کردی چه خرم بودم و خوشدل به بوی آب بر کاگل...
    • دل قوی دار دل قوی دار و پر از شوق،که بر می گردیم از شب تیره گذر کرده ،سحر می گردیم پیله ترکانده و با بال و پر تازه تری ما جهش کرده...
    • بَدیش اینه که ۱۴ روز دیگه می فهمیم چکار کرده ایم سال ها پیش استادی داشتیم می گفت ما ایرانی ها بهمون میگن بخاری می سوزه باور نمی کنیم میگیم حالا بزار امتحان کنم . سرمون...
    • چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما داغ به دل نشسته ای فسرده پود و تار ما نه راه پس،نه راه پیش،نه نور و نه ترانه ای که...
    • تاریخ جز تکرار،چیزی نیست م می خواهد قلم بردارم و بنویسم آدمیت را چه شده است انسانیت را چه شده است برما چه گذشته است اشک امانم نمی دهد نفسم می...
    • نه مرا طاقت دوری نه مرا طاقت دوری، نه تو را لطف حضوری نه تو را نامه و مهری نه مرا شور و سروری شب مان دراز گشت و سحری نیامد از راه نه تو...
    • یک زمین یک زندگی یک زمین ،یک زندگی، یک روزگار یک بشر، یک عمر ،چند فصل بهار حیف نیست آغشته گردانیم شان با دروغ و حسرت و حرص و نقار محمود...
    • به بهانه ی مستند تالان به بهانه ی تالان. امشب خودم را به آخرین اکران های مستند تالان می رسانم. فیلم با تاباندن نور در اعماق زمین به آب آغاز می...
    • دلم برای تو تنگ است دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دلت تنگ است؟ میان عقل و عشق در کشور تو هم جنگ است؟ باورم...
    • ای جان چشم در چشم تو و گوش به فرمان توام تو اگر دم بزنی مرغ سخندان توام می نویسم که نسیم از نفست می خیزد عاشق لب زدن و گفتن ای...
    • دیدار دماوند کوله بر بسته دلم تا که به دیدار دماوند برود تا به نزدیکترین نقطه ی ایران به خداوند برود کوله بربسته که از کوه و در و...
    • مهر و مهربانی ِغیر مهر و مهربانی چیست در دنیای ما که منور می کند احساس ناپیدای ما رنگ می پاشد به اعماق ضمیر آدمی شوق می ریزد به...
    • خیال صحبت تو زنده می کند دل را مرا به جرم نکرده به دار خواهند زد تو را ز راه نرفته کنار خواهند زد اگر که سینه ای از عشق لب به لب گردد به شهر دیده ی او...
    • رویای تو رویاست تا..... رویای تو رویاست تا در خواب باشی در کرسی گرمت فقط بی تاب باشی بیدار اگر گردی و راهی، بلکه روزی در قله ای هم صحبت مهتاب...
    • گره از زلف چمن باز کنیم ای دوست بیا ز خویش و پیله پرواز کنیم با حضرت عشق و با طبیعت آغاز کنیم صدبار گره زدیم،زلف چمن و نبود حاصل امسال،گره از...
    • کشف کن کوه و در دشت و دمن بنام خدایی که در جسم روح آفرید جهان را چنین کامل و باشکوه آفرید به هر کس نشانی ز احساس داد مرا عاشق قله و سنگ و کوه...
    • کاش بارانی ببارد کاش ابر آسمان خاک زمین یاری کند تا زمین تشنه احساس امیدواری کند مهربان گردد زمین با دانه های سربزیر دانه نومید هم،احساس...
    • روزمرَگی ملی روزمرَگی ملی زلزله ما را می کشد معدن ما را حبس می کند.کشتی ما را غرق می کند.پلاسکو ما را به آتش می کشد.خشکسالی نفس ما...
    • ای زلزله جان چطور مطوری خوبی ای زلزله جان چطور مطوری خوبی داری به کجای مملکت می کوبی گویند دوباره قصد تهران کردی شاید که تو هم پی ژن مرغوبی از بس که...
    • پتوی خرافات زلزله ما را می کشد آتش ما را می سوزاند تونل ما را می بلعد سیل ما را می برد و ما چقدر سخت جانیم انگار پتوی خرافات ما را...
    • باران که می آید باران که می آید زمین هم حرف های تازه ای دارد. تمام بوته ها عاشق تر از پیش اند تمام جوی ها جاری، تمام رودها آواز می...
    • پاییز نرو پاییز نرو فرصت دلتنگی نیست زیبایی تو به هیچ آهنگی نیست عشقم شده هر روز ببینم رویت یکسال کم از هزار فرسنگی نیست محمود...
    • دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد قفس هر چند بزرگ باشد دل انسان می گیرد اگر صدها خیابان دارد و میدان و ده ها پارک...
    • مانند یک بوسه که بر داغی یک احساس می تازد تو را مثل گلی در دامن یک دشت ناهموار می خواهم به دشتی که به غیر از زوزه بادی ندارد یار می خواهم تو را مثل نسیمی در میان...
    • سرگذشت نفت (از تشکیل تا کشف) شعر نفت از تشکیل تا کشف بنام خداوند چین و گسل خداوند دشت و خدای قلل بنام خداوند شعر و شعور خدای دوبیتی خدای غزل بنام...
    • پناه من فقط تار است پناه من فقط تار است در شب های تار من که شاید مرهمی باشد به زخم انتظار من نه گل روییده در باغم،نه آبی مانده در جویم چه...
    • مدتی هست مدتی هست که پر کرده پدافندش را دو لب و لپ و نگاه های هدفمندش را می زند تیر چپ و راست به دیوار دلم دل افتاده به میدان...
    • رقص گل از واجبات خواهد شد سال هاست که گنج های زمین جای گل ،گلوله می شوند جای محبت ،نفرت می کارند و زمین متحیر از این قساوت به گرد خویش سرگردان به...
    • شما چرا؟ ای گلوله ها ای تفنگ ها ما آدم ها هزار دلیل داریم برای کشتن بنام دین برای ثروت به حکم سیاست شما چرا ؟ شما چرا قلب ها را...
    • عاشقانه باید دید عاشقانه باید دید این زمین و مردم را لاله های رنگی را،خوشه های گندم را عاشقانه باید رفت کوه و دشت و دریا را جرعه جرعه...
    • چراااااا؟خداااااا؟ چراااااا؟خداااااا؟ هر بار که انتحاری،انفجاری در اطراف می شود انگار لرزش ها و ترکش های آن مستقیم بر روح و روان مان وارد...
    • معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات 96 با نگاهی به آرای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مشاهده می شود تنها در چند استان...
    • شجریان در مقابل تتلو شجریان در مقابل تتلو کاری به نتایج انتخابات ندارم که هر چه باشد تا چند ساعت دیگر اعلام خواهد شد. آنچه آزارم می دهد این...
    • برای فردای انتخابات ریاست جمهوری 96 جدای از هر رنگی و هر تفکری همه به ایران می اندیشند اگرچه گاهی دروغ بگویند و بداخلاقی کنند که این هم متاسفانه مشخصه...
    • تحلیلی ساده از مناظرات انتخاباتی 96 یک تحلیل ساده از یک آدم ساده بعد از مناظره با خودم فکر می کردم اگر صدا و سیما از من بپرسد نظر شما در مورد مناطره ها...
    • پوپولیسم یعنی چه؟ پسرم گفت پوپولیسم یعنی چه که شده ورد زبان کوچه و بازار یعنی استفاده بهینه ی از آمار از دین و مذهب،از کار،از همکار از...
    • صبح خوبست صبح خوبست که همصحبت باران باشی همدل و همنفس سبز بهاران باشی رود و دریاچه و جنگل همه را درک کنی خاصه تر آنکه به ملک...
    • آژیر زلزله (شعری از زبان زمین لرزه ای که خواهد آمد ) شبی،روزی ،غروبی یا سحرگاهی زمانی که شود تسلیم سنگ سخت کوهستان و زان ناگه فروریزد سکوت سرد سنگستان سوار سینه ی امواج...
    • مقصر حادثه پلاسکو کیست؟ یکی از مهمترین بحث ها و شاید وطایف ما بعد از هر حادثه این است که مقصر را پیدا کنیم. مقصرانی که همه می شناسیم ولی برای...
    • دشمن خر است ( خریت های روزانه ما آدم ها) هیچ می دانی که در دنیای ما چند تن خر است البته منظور غیر از خر، که او رسما خر است در علوم زیست شناسی خر فقط یک گونه است...
    • تاخیر و دیگر هیچ تاخیر و دیگر هیچ ساعت حدود ۲۳ به تحویل بار فرودگاه می رسم منتظر می مانم تا با آژیر نوار نقاله ورود بار اعلام شود نکاهی...
    • بسوزیم و بسازیم غریبه ای هستم در میان شهری بزرگ نه شهر مرا قبول می کند نه من او را نه من با او کنار می آیم نه او با من ولی از جبر...
    • به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند اگر جا کم بیارن شـــــــک نکن در ماه می سازند نه تنها دولتی ،بلکه پیام نـــور و...
    • مثال قطره آبی چنان گاهی فشارم می دهد دیوار این زندان که می ترسم فرو ریزد ز دیوار دهان دندان چنان در بطن و دهلیزم ز خون فریاد می آید...
    • می چسبه چای آتیشی ولی کو چای آتیشی؟ این شعر در یک سفر زمین شناسی سروده شده و در آن از کلمات زمین شناسی استفاده کردیده است. تراست زیر بارون و با چند تا دوست...
    • تاراج قطار شهر ها را هواپیما قاره ها را سفینه سیاره ها را به هم نزدیک می کند اینترنت فاصله ها را ماشین سختی ها را پول کمبود...
    • فیش نامه ایا یا ایهاالساقی کجا رفت کاس و ناول ها که فیش اول نمود آسان ولی افتاد مشکل ها گرفتم فیش و گفتم می خورم یک آب هم رویش...
    • تبخیر آرزوها هر صبح شیشه ی گاز دار آرزوهایم را باز می کنم جرعه ای می نوشم و پا در خیابانی خسته می گذارم با عابرانی خسته تر از خودم...
    • آیه ی امن یجیب احساس او به شاخسار گلم عندلیب داشت اقرار می کنم که حالت من را عجیب داشت اقرار می کنم که ذهن مرا پاک خوانده بود هر تحفه...
    • یاد بیرجند یاد بیرجند در دلم هر روز غوغا می کند در رحیم آباد چشمت شور پیدا می کند بین میدان ابوذر تا خیابان حکیم با شهیدان نگاهت...

    بایگانی

    • تیر 1402 1
    • فروردین 1399 1
    • اسفند 1398 1
    • اسفند 1397 1
    • بهمن 1397 3
    • دی 1397 1
    • مرداد 1397 4
    • اردیبهشت 1397 1
    • فروردین 1397 2
    • اسفند 1396 1
    • بهمن 1396 1
    • دی 1396 4
    • آذر 1396 2
    • آبان 1396 1
    • مهر 1396 1
    • شهریور 1396 1
    • مرداد 1396 1
    • خرداد 1396 5
    • اردیبهشت 1396 5
    • بهمن 1395 2
    • آبان 1395 1
    • مهر 1395 2
    • شهریور 1395 2
    • مرداد 1395 1
    • تیر 1395 3
    • اردیبهشت 1395 1
    • فروردین 1395 5
    • بهمن 1394 2
    • دی 1394 4
    • آذر 1394 3
    • آبان 1394 4
    • مهر 1394 2
    • شهریور 1394 6
    • مرداد 1394 4
    • تیر 1394 3
    • خرداد 1394 3
    • اردیبهشت 1394 3
    • فروردین 1394 7
    • اسفند 1393 6
    • بهمن 1393 4
    • دی 1393 8
    • آذر 1393 9
    • آبان 1393 8
    • مهر 1393 9
    • شهریور 1393 10
    • مرداد 1393 32
    • تیر 1393 24
    • خرداد 1393 24
    • اردیبهشت 1393 11
    • فروردین 1393 25
    • اسفند 1392 25
    • بهمن 1392 31
    • دی 1392 36
    • آذر 1392 38
    • آبان 1392 24
    • مهر 1392 30
    • شهریور 1392 35
    • مرداد 1392 36
    • تیر 1392 24
    • خرداد 1392 19
    • اردیبهشت 1392 26
    • فروردین 1392 18
    • اسفند 1391 31
    • بهمن 1391 20
    • دی 1391 15
    • آذر 1391 19
    • آبان 1391 44
    • مهر 1391 31
    • شهریور 1391 55
    • مرداد 1391 30
    • تیر 1391 6
    • خرداد 1391 15
    • اردیبهشت 1391 23
    • فروردین 1391 1
    • اسفند 1390 1
    • بهمن 1390 3
    • دی 1390 1
    • آذر 1390 3
    • آبان 1390 16
    • مهر 1390 23
    • شهریور 1390 3
    • مرداد 1390 7
    • تیر 1390 1

    تقویم

    تیر 1402
    ش ی د س چ پ ج
    1 2
    3 4 5 6 7 8 9
    10 11 12 13 14 15 16
    17 18 19 20 21 22 23
    24 25 26 27 28 29 30
    31

    جستجو


    آمار : 430383 بازدید Powered by Blogsky

    عناوین یادداشت‌ها

    • مگر غیر تو هم ما را دری هست 1391/06/22 02:18
      مگر غیر تو هم ما را دری هست مگر غیر تو ما را سروری هست در این نیمه شب و تاریکی محض مگر غیر از تو ما را دیگری هست مگر غیر تو بی تابی روا هست مگر تنها همین یک ماجرا هست چنان که چشم تو بی تاب گشته تعجب می کنم اینجا کجا هست مگر تنها همین یک ماجرا هست مگر زلف تو ریسمان خدا هست بترس از داد بی تابان ز زلفت خدا آگه ز پشت صحنه...
    • خدا انبار غم کرده دل مو 1391/06/22 02:10
      خدا انبار غم کرده دل مو اسیر بیش و کم کرده دل مو درسته ایکه غم انبار دارم ولی یکدفعه دم کرده دل مو چونو بغض و غمم بسیاره امشب چغوک قلب مو تبداره امشب نخوابیدم تو ره در خواب بینم ولی دونم دلت غم داره امشب بیا تا بگذریم از لحظه ها مان ز بی تابی شب خوابیده هامان اگر امروز و فردا یی است دنیا چه حاصل غصه نادیده هامان
    • در دالان جنگل 1391/06/21 12:15
      در آن دالان جاده جنگلی که مرا به ماهی عشق تو می رساند به زیر تاریک و روشن جنگل که سایه های مان ناپیدا بود توقفی کردیم نگاهی به عمق مکان کردم و در عمق زمان شناور شدم یک لجظه تو به دیدار ذهنم آمدی گفتم که تو را منتظرم ولی دریا پیش رو بود و ماهی ها منتظر نمی شد از هیچیک گذشت. تو در ذهنم ماندی و من به دیدار دریا رفتم و...
    • غنیمت شمار به باغ 1391/06/21 10:31
      اکنون که تو شادان نفس می کشی به باغ دانی که پشت ده نفسی دل می کند ز باغ فرصت شمار که لحظه های تو بی یار نگذرد فرصت بدان به دام و غنیمت شمار به باغ
    • دیده بیدار که باشی 1391/06/21 09:42
      ای دل به کجا رفتی و بی ما به که باشی از دیده نهانی تو و همخانه بیدار که باشی هر شب من و یاد تو و صبحی که دمیده صبح و سحر دیده ما دیده بیدار که باشی ای دل به کجا خفتی و بی خواب که باشی من جام به دستم تو لب جام پدیدار که باشی جان در طلبت از سر و از سینه تبدار فراریست سر به ره کو داده و جان بر سر دیدار که باشی ای دل تو...
    • ساده کردم نام خود 1391/06/18 14:18
      ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر مور باشم یا اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم با احد ا
    • لقمه نانی برای آبروی خویش 1391/06/18 14:07
      من آن یک لقمه نانی را که گفتی برای آبروی خویش می خواهی به دست مردمان دیدم و لیکن گذارش را بسوی تو ندیدم چرا که چشم انسان بس حریص است و قلب او گاهی مریض است و پندارش بسی بی تاب و هیز است من آن یک لقمه را دیدم ولیکن فراموشم شد از بهر تو باشد فراموشم شده از من نباشد فراموشم شد از دنیا جداشم خدا آن لقمه را بر خوان ما داد...
    • آرزو ببار 1391/06/18 13:53
      بی تاب غمزه های توام آرزو ببار بر لحظه های سنگین شده ی آبرو ببار بر جان و سینه ی ما نقش او بزن باز آی بر تمام قدم های پیش رو ببار
    • گرفتار دل خویش 1391/06/18 12:48
      از بس که ملولیم و گرفتار دل خویش گم گشته شدیم از پی اصرار دل خویش حاشا که من از جور و غم یار بگویم چون کس نشود دشمن دنیای دل خویش
    • هر لحظه شکستیم و دگر پای گرفتیم 1391/06/18 12:01
      در قاب بلورین زمان جای گرفتیم از ترس شکستن غم بسیار گرفتیم هرچند که ما بیمه و دلداده اویم هر لحظه شکستیم و دگر پای گرفتیم
    • رویای شب بارانی 1391/06/17 11:36
      هنوز در زیر بارانم از آنشب به زیر بارش باران و رویا که دستم را به دست باد دادم و باد آنشب حضورت را به من داد هنوز در آن شب رویایم من بیادت هست در عبور از پشت آن نور که محو اما هویدا بود ما را و نور عشق از فراز قصه می تابید، هنوز بی تاب آن یک لحظه ام من که دستم را به دست لحظه ها دادم و گوش بر تق تق باران به زیر سقف...
    • آسمان خشکید و من خشکیدم و سبزینه ها 1391/06/16 12:51
      آسمان خشکید و من خشکیدم و سبزینه ها آسمان جا ماند و من ماندم و این نادیده ها ابر یادش رفت امید مردمان شهر ماست آسمان از ابر خالی گشت و از باریده ها سبزه زارن رنگ شان چرخید و بی تاب و قرار مرغزاران گشت تهی از قصه گوی قصه ها باغ سبز ما ز دوری زرد گشت و چشم ما غم شده انبار در عمق درون سینه ها جوی ها بی تاب گردیدند و بی...
    • دل من ابر بی باران عشقست 1391/06/14 22:53
      نگاهت جرعه ای در کام عشقست صدایت قصه گوی شام عشقست تو باران گشتی و باریدی اما دل من ابر بی پاران عشقست تو رودی گشتی و دریا رسیدی دل من قطره ی دریای عشقست تو دریایی و من ماهی بی تاب یکی ماهی به صحراهای عشقست تو نوری رفته تا خورشید هستی من آن ذره که سرگردان عشقست تو شمعی گشتی نوری فزودی من آن روغن که سرتا پای عشقست تو...
    • قصه شب های دراز 1391/06/14 21:16
      از هماندم که مرا وعده به امشب دادی شعله در جان زدی و سینه پر تب دادی من و هجران تو و قصه شب های دراز خوشم آنروز که مرا وعده از آن لب دادی
    • عناب بیرجند 1391/06/14 10:30
      عجب عناب شیرین داره بیرجند چه زیبا و چه رنگین داره بیرجند اگر چه لوچ یار عناب سرخه فشار خون ره پایین داره بیرجند هوس کردم از عنابن بیرجند لب عنابی یارن بیرجند بیا با هم برم عناب بجینیم بچینم بوسه از باغن بیرجند برفتم باغ بالا با نگارم کمی عناب چیدم بهر یارم لب عنابی یارم چونو بد که عنابو فراموش زکارم الا دلبر که خود...
    • روی گشاده 1391/06/12 21:58
      یک روی گشاده به ز صد جیب گشاد یک پلک نهاده به ز صد دیده باز ما به امید روی گشاده به این سو کشانده ایم این از نفس فتاده محمل بی ساربانمان گر روی گشاده هست در خوان شما هر بلبل و قمری است غزلخوان شما
    • در این شب های دلتنگی 1391/06/12 21:46
      در این شب های دلتنگی جدای از رنگ و بی رنگی ندارم هیچ آهنگی و یا در کاروان زنگی و یا قلب هماهنگی صدای تیک آونگی سرود و مهر همرنگی جوابی بر نماهنگی
    • لحظه دیدار تو کی می رسد 1391/06/12 21:45
      لحظه دیدار تو کی می رسد کی به لبم قطره می می رسد من ز فراق تو غزلگو شدم کی غزلم بر لب وی می رسد شهره آفاق شدم از غمت کی دو لبم بر لب وی می رسد
    • در هجوم دو د و آهن 1391/06/10 08:15
      در هجوم دود و آهن کوچه تنگی بسته شد آشتی در کوچه تنگی قصه ای سر بسته شد آهن آمد دود آمد مهر رفت و مهر او افسانه شد باغ رفت و باغبان در حسرت گل خسته شد باد می آمد هوای خانه ها از بود او اندازه بود باد همه در لابلای دود و آهن رخت را بر بسته شد صبح ها بر بام ما گنجشک شادی لانه داشت بلبل و گنجشک پران و قناری بال و پرها...
    • به قربون مردُمُن دلپاک بیرجند 1391/06/09 06:54
      به قربونِ هوای پاک بیرجند کویر سوخته و دل چاک بیرجند اگر لِک لِک کنی مور، باز گویُم سرو جونُم فدای خاک بیرجند جواد حسینی به قربون مردُمُن دلپاک بیرجند صفای دلبرُن دلچاک بیرجند اگر دورَی ز بیرجند و مریضَی کمه وَبو خو داَرَی خاک بیرجند با لهجه بیرجندی با سپاس از آقای نوخنجی بخاطر تصحیح بیت آخر
    • ببار بر بی تابی روزگار 1391/06/08 15:05
      محسوس ترین لحظه ی بی تابی باران بر شانه های لرزان روزگار تو را بیادم می آورد یاد باد آنشب به زیر ریزش مدام عقد و گوهر بر شانه های بی تابی من هراسان که شاید گرمی دست تو را در عبور لحظات نداشته باشم و تو نقطه فوران انرژی که مرا بی تاب می کند ببار بر بی تابی روزگار تا بروید و برویاند جوانه را
    • یکبار دگر خشکید 1391/06/08 14:43
      یکبار دگر خشکید بر لب و به دندانم تنها کلمات از تو و از یار غزلخوانم من مانده بر ساحل تو غرقه دریایی جامم زفراق تو و از یار سخندانم
    • شب تا صبح دعاگوی توایم 1391/06/08 10:06
      ما خمار چشم جادوی توایم قصه گوی زلف و گیسوی توایم در غبار لحظه ها گم گشته ایم ورنه شب تا صبح دعاگوی توایم
    • شادی تویی 1391/06/08 08:38
      شاد می باشم ولی شادی تویی معنی و مفهوم آزادی تویی من خمار قصه های نیمه شب قصه گوی شهر رویایی تویی
    • بی صدا بغض دلم می شکند 1391/06/08 08:35
      درتاریکی بی انتهای شب بی صدا بغض دلم می شکند تا خواب کسی را پریشان نکند شاید او خواب خوشی بیند و رویای شبی بارانی کاش صبح دل من باران داشت که ابرهای سیاه از فراز دل من محو شوند
    • الا ای بیرجند ای شهر خوبم 1391/06/07 19:45
      الا ای بیرجند ای شهر خوبم تو را با آب شورت دوست دارم تورا با گرد و خاک صبح و شامت چوکوه پرغرورت دوست دارم تو بر من عاشق و من عاشق تو تو را با عشق و جورت دوست دارم تو باشی چون بهشتی عرضه بر من بهشت جمع و جورت دوست دارم تو را با کاج های سربلندت تو را با شمع و نورت دوست دارم خیابان های سر بالا و پایین سبد باف صبورت دوست...
    • تو هرگز نیامدی 1391/06/07 19:15
      چشمم به راه ماند و تو هرگز نیامدی قمری مدام خواند و تو هرگز نیامدی در هر نفس بیاد تو خواندم غزل ولی ساقی زجام ماند و تو هرگز نیامدی
    • چونکه نام از بیرجند آید همی 1391/06/07 09:36
      چونکه نام از بیرجند آید همی قلب ها مان بر سپند آید همی اگر چه ریشه در عمق کویریم شاخه هامان سر بلند آید همی
    • همگی توجیه است بهر آرامش نا آرامی 1391/06/06 22:54
      چشم هایی که به در می مانند لب هایی که سحر می خوانند گوش های که صدا می خواهند قلب هایی که وفا می جویند دست های که دوا می خواهند پاهایی که به ره می مانند همگی حاصل دنیای پر از آهن و دود است ولی آهن و دود بهانست که مرهم باشدبه زخم بشری همگی توجیه است بهر آرامش ناآرامی
    • من و تو در شب آن حادثه با هم بودیم 1391/06/06 10:31
      من و تو در شب آن حادثه همدم بودیم دست در گردن هم بودیم و مرهم بودیم این نه راهست که بگذاری بی ما بروی شکر می گویمت ای یار که با هم بودیم
    • 955
    • 1
    • ...
    • 25
    • 26
    • صفحه 27
    • 28
    • 29
    • ...
    • 32