خانه عناوین مطالب تماس با من

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

من و وبلاگ و دلنوشته ها

این وبلاگ رو درست کردم که حرفامو بزنم (حرفایی که جای دیگه نمی تونم بزنم)..... ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر شیر باشم چون اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم....... گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم چون احد مطالب وبلاگ شامل:........................ خود نویسی : اظهار نظر ها و مطالب من در مورد مسائل مختلف فرهنگی ُ اجتماعی سیاسی ورزشی و غیره هست............. فتو وبنویسی : عکس هایی هست که برداشت می کنم و گاهی مناسب می بینم اینجا بگذارم .................................... دل نویسی : افکار منظوم و منثور من است که از دلم بیرون می آید و د ر واقع دل نویسی وبنگاری حرف های دلم است که مستقیم و بدون هیچ واسظه ای از دل به صفحه کلید و از صفحه کلید بر صفحه وب جاری می گردد. این بخش را بیشتر از بقیه دوست دارم .... شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی...... این دلنوشته های درهم من را جدا کنی...... تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است......... باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی......... طنز نویسی : تلاش من برای گفتن و نوشتن بعضی مطالب بصورت طنز است........ خاطره نویسی : وب نویسی بعضی از خاطرات من است که هوس می کنم به قلم آورم و بر صفحه وب جاری کنم. کپی نویسی : این مطالب در واقع مربوط به من نیست و تنها چون از آنها خوشم آمده از سایت ها و وبلاگ های دیگر کپی کرده ام ............ القصه وب نویسی دفترچه نوشته های از دل برآمده و کاملا شخصی من است پس دنبال بازدید کننده نیستم فقط برای خودم می نویسم ، وبلاگ های دیگری دارم که برای همکلاسی ها ، همولایتی ها ، همشهری ها و هموطنان می نویسم ولی این برای خودم است خود خودم . بازدید کنندش هم خود من هستم. اگر کسی آمد هم خوش آمد . اینجا خلوت من است . مهمانم باشید و درگوشی از نواقص و ایرادات و احساس تان در مورد نوشته هایم بگویید............... ایمیل من: mahmasoudi@gmail.com ادامه...

نظرسنجی

سلام دلنوشته های وبلاگ را در چه سطحی می بینید

    روزانه‌ها

    همه
    • محمود مسعودی در سایت شعر ناب
    • محمود مسعودی در سایت شعر نو
    • زمین شناسی 69 دانشگاه بیرجند
    • عکسخانه بیرجند
    • ژئوبلاگ
    • از گل تا دل
    • فتوبلاگ آیینه
    • دنیای بزرگ علی کوچولو

    پیوندها

    • گنجور
    • سارا شعر
    • عمران و معماری
    • داستان نویس مغرور
    • دلنوشته های کویری
    • اشعار شاعران بیرجند
    • غزل های منتظر محمد نوزادی
    • اشعار شاعران معاصر
    • شعر شاعران بیرجند
    • گلچین شعر معاصر
    • صدای آشنا
    • شعر نو

    دسته‌ها

    • دل نویسی 765
      • غزلواره 137
      • نوگونه 108
      • چارگانه 318
      • تکدانه 35
      • مثنوی مانند 15
      • و غیره ... 113
      • زمینشناسانه 9
      • بیرچندانه 20
      • سپیدانه 3
    • خود نویسی 76
    • خاطره نویسی 7
    • طنز نویسی 14
    • زیست محیطی 14
    • فتو وبنویسی 4
    • کپی نویسی 10
    • ژئو وبنویسی 1

    برگه‌ها

    • در مورد وبلاگ

    جدیدترین یادداشت‌ها

    همه
    • تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی مرا آتش زدی، خود را درون من رها کردی چه خرم بودم و خوشدل به بوی آب بر کاگل...
    • دل قوی دار دل قوی دار و پر از شوق،که بر می گردیم از شب تیره گذر کرده ،سحر می گردیم پیله ترکانده و با بال و پر تازه تری ما جهش کرده...
    • بَدیش اینه که ۱۴ روز دیگه می فهمیم چکار کرده ایم سال ها پیش استادی داشتیم می گفت ما ایرانی ها بهمون میگن بخاری می سوزه باور نمی کنیم میگیم حالا بزار امتحان کنم . سرمون...
    • چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما داغ به دل نشسته ای فسرده پود و تار ما نه راه پس،نه راه پیش،نه نور و نه ترانه ای که...
    • تاریخ جز تکرار،چیزی نیست م می خواهد قلم بردارم و بنویسم آدمیت را چه شده است انسانیت را چه شده است برما چه گذشته است اشک امانم نمی دهد نفسم می...
    • نه مرا طاقت دوری نه مرا طاقت دوری، نه تو را لطف حضوری نه تو را نامه و مهری نه مرا شور و سروری شب مان دراز گشت و سحری نیامد از راه نه تو...
    • یک زمین یک زندگی یک زمین ،یک زندگی، یک روزگار یک بشر، یک عمر ،چند فصل بهار حیف نیست آغشته گردانیم شان با دروغ و حسرت و حرص و نقار محمود...
    • به بهانه ی مستند تالان به بهانه ی تالان. امشب خودم را به آخرین اکران های مستند تالان می رسانم. فیلم با تاباندن نور در اعماق زمین به آب آغاز می...
    • دلم برای تو تنگ است دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دلت تنگ است؟ میان عقل و عشق در کشور تو هم جنگ است؟ باورم...
    • ای جان چشم در چشم تو و گوش به فرمان توام تو اگر دم بزنی مرغ سخندان توام می نویسم که نسیم از نفست می خیزد عاشق لب زدن و گفتن ای...
    • دیدار دماوند کوله بر بسته دلم تا که به دیدار دماوند برود تا به نزدیکترین نقطه ی ایران به خداوند برود کوله بربسته که از کوه و در و...
    • مهر و مهربانی ِغیر مهر و مهربانی چیست در دنیای ما که منور می کند احساس ناپیدای ما رنگ می پاشد به اعماق ضمیر آدمی شوق می ریزد به...
    • خیال صحبت تو زنده می کند دل را مرا به جرم نکرده به دار خواهند زد تو را ز راه نرفته کنار خواهند زد اگر که سینه ای از عشق لب به لب گردد به شهر دیده ی او...
    • رویای تو رویاست تا..... رویای تو رویاست تا در خواب باشی در کرسی گرمت فقط بی تاب باشی بیدار اگر گردی و راهی، بلکه روزی در قله ای هم صحبت مهتاب...
    • گره از زلف چمن باز کنیم ای دوست بیا ز خویش و پیله پرواز کنیم با حضرت عشق و با طبیعت آغاز کنیم صدبار گره زدیم،زلف چمن و نبود حاصل امسال،گره از...
    • کشف کن کوه و در دشت و دمن بنام خدایی که در جسم روح آفرید جهان را چنین کامل و باشکوه آفرید به هر کس نشانی ز احساس داد مرا عاشق قله و سنگ و کوه...
    • کاش بارانی ببارد کاش ابر آسمان خاک زمین یاری کند تا زمین تشنه احساس امیدواری کند مهربان گردد زمین با دانه های سربزیر دانه نومید هم،احساس...
    • روزمرَگی ملی روزمرَگی ملی زلزله ما را می کشد معدن ما را حبس می کند.کشتی ما را غرق می کند.پلاسکو ما را به آتش می کشد.خشکسالی نفس ما...
    • ای زلزله جان چطور مطوری خوبی ای زلزله جان چطور مطوری خوبی داری به کجای مملکت می کوبی گویند دوباره قصد تهران کردی شاید که تو هم پی ژن مرغوبی از بس که...
    • پتوی خرافات زلزله ما را می کشد آتش ما را می سوزاند تونل ما را می بلعد سیل ما را می برد و ما چقدر سخت جانیم انگار پتوی خرافات ما را...
    • باران که می آید باران که می آید زمین هم حرف های تازه ای دارد. تمام بوته ها عاشق تر از پیش اند تمام جوی ها جاری، تمام رودها آواز می...
    • پاییز نرو پاییز نرو فرصت دلتنگی نیست زیبایی تو به هیچ آهنگی نیست عشقم شده هر روز ببینم رویت یکسال کم از هزار فرسنگی نیست محمود...
    • دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد قفس هر چند بزرگ باشد دل انسان می گیرد اگر صدها خیابان دارد و میدان و ده ها پارک...
    • مانند یک بوسه که بر داغی یک احساس می تازد تو را مثل گلی در دامن یک دشت ناهموار می خواهم به دشتی که به غیر از زوزه بادی ندارد یار می خواهم تو را مثل نسیمی در میان...
    • سرگذشت نفت (از تشکیل تا کشف) شعر نفت از تشکیل تا کشف بنام خداوند چین و گسل خداوند دشت و خدای قلل بنام خداوند شعر و شعور خدای دوبیتی خدای غزل بنام...
    • پناه من فقط تار است پناه من فقط تار است در شب های تار من که شاید مرهمی باشد به زخم انتظار من نه گل روییده در باغم،نه آبی مانده در جویم چه...
    • مدتی هست مدتی هست که پر کرده پدافندش را دو لب و لپ و نگاه های هدفمندش را می زند تیر چپ و راست به دیوار دلم دل افتاده به میدان...
    • رقص گل از واجبات خواهد شد سال هاست که گنج های زمین جای گل ،گلوله می شوند جای محبت ،نفرت می کارند و زمین متحیر از این قساوت به گرد خویش سرگردان به...
    • شما چرا؟ ای گلوله ها ای تفنگ ها ما آدم ها هزار دلیل داریم برای کشتن بنام دین برای ثروت به حکم سیاست شما چرا ؟ شما چرا قلب ها را...
    • عاشقانه باید دید عاشقانه باید دید این زمین و مردم را لاله های رنگی را،خوشه های گندم را عاشقانه باید رفت کوه و دشت و دریا را جرعه جرعه...
    • چراااااا؟خداااااا؟ چراااااا؟خداااااا؟ هر بار که انتحاری،انفجاری در اطراف می شود انگار لرزش ها و ترکش های آن مستقیم بر روح و روان مان وارد...
    • معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات 96 با نگاهی به آرای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مشاهده می شود تنها در چند استان...
    • شجریان در مقابل تتلو شجریان در مقابل تتلو کاری به نتایج انتخابات ندارم که هر چه باشد تا چند ساعت دیگر اعلام خواهد شد. آنچه آزارم می دهد این...
    • برای فردای انتخابات ریاست جمهوری 96 جدای از هر رنگی و هر تفکری همه به ایران می اندیشند اگرچه گاهی دروغ بگویند و بداخلاقی کنند که این هم متاسفانه مشخصه...
    • تحلیلی ساده از مناظرات انتخاباتی 96 یک تحلیل ساده از یک آدم ساده بعد از مناظره با خودم فکر می کردم اگر صدا و سیما از من بپرسد نظر شما در مورد مناطره ها...
    • پوپولیسم یعنی چه؟ پسرم گفت پوپولیسم یعنی چه که شده ورد زبان کوچه و بازار یعنی استفاده بهینه ی از آمار از دین و مذهب،از کار،از همکار از...
    • صبح خوبست صبح خوبست که همصحبت باران باشی همدل و همنفس سبز بهاران باشی رود و دریاچه و جنگل همه را درک کنی خاصه تر آنکه به ملک...
    • آژیر زلزله (شعری از زبان زمین لرزه ای که خواهد آمد ) شبی،روزی ،غروبی یا سحرگاهی زمانی که شود تسلیم سنگ سخت کوهستان و زان ناگه فروریزد سکوت سرد سنگستان سوار سینه ی امواج...
    • مقصر حادثه پلاسکو کیست؟ یکی از مهمترین بحث ها و شاید وطایف ما بعد از هر حادثه این است که مقصر را پیدا کنیم. مقصرانی که همه می شناسیم ولی برای...
    • دشمن خر است ( خریت های روزانه ما آدم ها) هیچ می دانی که در دنیای ما چند تن خر است البته منظور غیر از خر، که او رسما خر است در علوم زیست شناسی خر فقط یک گونه است...
    • تاخیر و دیگر هیچ تاخیر و دیگر هیچ ساعت حدود ۲۳ به تحویل بار فرودگاه می رسم منتظر می مانم تا با آژیر نوار نقاله ورود بار اعلام شود نکاهی...
    • بسوزیم و بسازیم غریبه ای هستم در میان شهری بزرگ نه شهر مرا قبول می کند نه من او را نه من با او کنار می آیم نه او با من ولی از جبر...
    • به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند اگر جا کم بیارن شـــــــک نکن در ماه می سازند نه تنها دولتی ،بلکه پیام نـــور و...
    • مثال قطره آبی چنان گاهی فشارم می دهد دیوار این زندان که می ترسم فرو ریزد ز دیوار دهان دندان چنان در بطن و دهلیزم ز خون فریاد می آید...
    • می چسبه چای آتیشی ولی کو چای آتیشی؟ این شعر در یک سفر زمین شناسی سروده شده و در آن از کلمات زمین شناسی استفاده کردیده است. تراست زیر بارون و با چند تا دوست...
    • تاراج قطار شهر ها را هواپیما قاره ها را سفینه سیاره ها را به هم نزدیک می کند اینترنت فاصله ها را ماشین سختی ها را پول کمبود...
    • فیش نامه ایا یا ایهاالساقی کجا رفت کاس و ناول ها که فیش اول نمود آسان ولی افتاد مشکل ها گرفتم فیش و گفتم می خورم یک آب هم رویش...
    • تبخیر آرزوها هر صبح شیشه ی گاز دار آرزوهایم را باز می کنم جرعه ای می نوشم و پا در خیابانی خسته می گذارم با عابرانی خسته تر از خودم...
    • آیه ی امن یجیب احساس او به شاخسار گلم عندلیب داشت اقرار می کنم که حالت من را عجیب داشت اقرار می کنم که ذهن مرا پاک خوانده بود هر تحفه...
    • یاد بیرجند یاد بیرجند در دلم هر روز غوغا می کند در رحیم آباد چشمت شور پیدا می کند بین میدان ابوذر تا خیابان حکیم با شهیدان نگاهت...

    بایگانی

    • تیر 1402 1
    • فروردین 1399 1
    • اسفند 1398 1
    • اسفند 1397 1
    • بهمن 1397 3
    • دی 1397 1
    • مرداد 1397 4
    • اردیبهشت 1397 1
    • فروردین 1397 2
    • اسفند 1396 1
    • بهمن 1396 1
    • دی 1396 4
    • آذر 1396 2
    • آبان 1396 1
    • مهر 1396 1
    • شهریور 1396 1
    • مرداد 1396 1
    • خرداد 1396 5
    • اردیبهشت 1396 5
    • بهمن 1395 2
    • آبان 1395 1
    • مهر 1395 2
    • شهریور 1395 2
    • مرداد 1395 1
    • تیر 1395 3
    • اردیبهشت 1395 1
    • فروردین 1395 5
    • بهمن 1394 2
    • دی 1394 4
    • آذر 1394 3
    • آبان 1394 4
    • مهر 1394 2
    • شهریور 1394 6
    • مرداد 1394 4
    • تیر 1394 3
    • خرداد 1394 3
    • اردیبهشت 1394 3
    • فروردین 1394 7
    • اسفند 1393 6
    • بهمن 1393 4
    • دی 1393 8
    • آذر 1393 9
    • آبان 1393 8
    • مهر 1393 9
    • شهریور 1393 10
    • مرداد 1393 32
    • تیر 1393 24
    • خرداد 1393 24
    • اردیبهشت 1393 11
    • فروردین 1393 25
    • اسفند 1392 25
    • بهمن 1392 31
    • دی 1392 36
    • آذر 1392 38
    • آبان 1392 24
    • مهر 1392 30
    • شهریور 1392 35
    • مرداد 1392 36
    • تیر 1392 24
    • خرداد 1392 19
    • اردیبهشت 1392 26
    • فروردین 1392 18
    • اسفند 1391 31
    • بهمن 1391 20
    • دی 1391 15
    • آذر 1391 19
    • آبان 1391 44
    • مهر 1391 31
    • شهریور 1391 55
    • مرداد 1391 30
    • تیر 1391 6
    • خرداد 1391 15
    • اردیبهشت 1391 23
    • فروردین 1391 1
    • اسفند 1390 1
    • بهمن 1390 3
    • دی 1390 1
    • آذر 1390 3
    • آبان 1390 16
    • مهر 1390 23
    • شهریور 1390 3
    • مرداد 1390 7
    • تیر 1390 1

    تقویم

    تیر 1402
    ش ی د س چ پ ج
    1 2
    3 4 5 6 7 8 9
    10 11 12 13 14 15 16
    17 18 19 20 21 22 23
    24 25 26 27 28 29 30
    31

    جستجو


    آمار : 430339 بازدید Powered by Blogsky

    عناوین یادداشت‌ها

    • دفتری با مهر های جابجاخورده 1391/09/06 10:47
      منم و لحظه های تا خـورده دفتـری با مهـر های جابجا خورده باید از اول بشمارم لحظه هایم را شاید یک لحظه جابجا خورده باید حسابرسی کنم حساب درآمد و مالیات بقچه هایم را شاید بدهکار و بستانکار در دفتر حساب هایم جابجا خورده باید بلیط پرواز زندگی را عوض کنم همین امروز همین لحظه کاش بینم که ساعت حرکت حداقل این یک بار جابجا...
    • مغرور مشو 1391/09/01 16:51
      مغرور مشو به خود که جاهی و مقامی داری سازی دهلی، باغ و بری، برگ و نوایی داری برگ چون گفت طلایی شده ام بر زمین فتاد هشدار، غره چو شدی پا بر سر چاهی داری
    • کرشمه تایید 1391/08/29 17:48
      به قطره قطره باران به لحظه لحظه امید به دانه دانه گندم به بوسه بوسه تردید به جرعه جرعه جام های ساقی سیمین فقط به گوشه چشمی بگو کرشمه تایید
    • کیست کو بشنود صدایم را 1391/08/28 15:29
      خاطراتم ورق ورق شدند اما جمع کردم دوباره برگ هایم را مبادا که گم کنم دوباره آن ها را شعر کردم تمام لحظه هایم را برگ برگ دفترم پریشان بود گاه غافل گهی شتابان بود هر ورق بوی قصه ای می داد زنده کردم تمام قصه هایم را گرچه بعضی برگ ها بی وفا بودند در پی قصه ای جدا بودند من هنوزم زپای نفتادم جستجو می کنم تمام مانده هایم را...
    • گل حسـرت 1391/08/24 11:50
      گل حسرت به پاییز آمد اما، همیشه خواب او خواب بهار است درونش شعله های زرد بینی که یاد لحظه های وصل یار است گل حسـرت تک و تنهـا کنار خـار روئیـده ز ره جـامـانده و در حسرت دیدار روئیـده بهاران را به امیدی درون خانه اش مـانده به روز زرد پاییزی ز عمق سینه تبدار روئیده گل حسرت خاطرات بهار را ورق می زد بغض های انتظار دفتر...
    • تیر های آختـه 1391/08/24 09:03
      دو تک بیت ابر سیه روی تو را پنهان کند از چشـم ما هر دم شعاع عشق تو گوید زبان حال ما خویش را در پرده می داری ز نور چشم ما با تیر های آختـه ز چشمت چـه می کنـی
    • به هر سو قدم زدم بودی 1391/08/22 15:23
      هر بار که دفترم را ورق زدم بودی هرکجا دست بر هر قلم زدم بودی بی خویش رفته بودم به باغ تنهایی در هر نگه به هر سو قدم زدم بودی در میان سبزه ها میان شب بوها هر طرف که بیادت نفس زدم بودی کوه و دره و دریا ، جنگل و صحرا هرکجا سور و ساتی بهم زدم بودی نگه ار بر زمین یا بر آسمان کردم شعر گفتم به هر طرف زدم بودی در میان گیسوان...
    • محو نگاه تو شدم 1391/08/22 10:54
      امشب ای یار چنان محو نگـاه تو شدم محو چشمان تو و روی چو ماه تو شدم که دگر از دل خویشـم خبری هیچ نبود گم شدم در خود و پیدای پگاه تو شدم
    • سوز داغ 1391/08/21 23:57
      نمی پرسی چرا چون لاله در خون است رخسارت منم چون لاله سوزی داغ بر قلب و جگر دارم
    • شور فرهاد و کوه بیستون 1391/08/21 23:50
      عجب نی دار اگر فرهاد کوه بیستونی را کند از جا ز سوز عشق شیرین است که سوزش بر جگر دارد عشق شیرین بیستون را بی ستون سازد ولی شور فرهادی بباید در میان پیدا شود تو ای انسان بس عاشق ز پاکی شور فرهادی که گر خسرو بگوید کوه کوهی را بدرانی اگر خسرو یکی شب تیشه ای بر سنگ می کوبید امیدش بود که فرهادی رسد بر وصل شیرینی
    • دو زیبا در یک جای چگونه جای می گیرد 1391/08/20 08:13
      صبح زیبا گاه دلم می گیرد خورشید شعله می شود به دست و پای می گیرد بغض دلتنگی و دوری دوباره در درونم پای می گیرد صبح زیباست بغض هم زیباست مانده ام دو زیبا در یک جای چگونه جای می گیرد خدا ، می شود آنروز را که بینم دوری زما کناره می گیرد بغض خفته است و خورشید، جان دوباره می گیرد صبح زیبا هرگز دلم نمی گیرد
    • لب وا نکردی تو چرا 1391/08/19 20:13
      عاشـق شـدم بر ذره ها باور نکـردی تو چرا گفتـی قبـولـم می کنی لب وا نکـردی تو چرا از شـام خـود تا صبح تو راه درازی آمــدم باور نـداری گر مـرا از کس نمی پرسـی چرا رد دلم تا کوی تو حک شد به جان و هم دلم گـر از دلـم رنجیـده ای با عشـق این مشکـل چرا ساقی به باغ میکـده مـی را گرفـت از دست من گر با منی مشکـل بود جـور و جفـا...
    • حتی با عبور تو از ذهن ،خونم به جوش می آید 1391/08/19 07:44
      حتی با عبور تو از ذهن ،خونم به جوش می آید گویی مورد حمله واقع شدم تمام گلبول هایم به جنب و جوش می آید خواهم که آرام کنم حضورت را ولی تمام سلول هایم برای درک حضورت در خروش می آید تنها علاج من و خون و گلبول و سلولها دلنوشته ای است که گاهی ز سینه بی عقل و هوش می آید
    • نخواستم به تو بگویم 1391/08/18 20:19
      نخواستم به تو بگویم که چقدر دلم تنگ می شود و در این دلتنگی چقدر از خودم دلخورم چه بغض ها که درونم را می فشارد و اجازه ظهور ندارند من باید قوی باشم که الگوی تو باشم و بغض من باید همیشه فروخورده باشد خدای من تنها تو از وجود آنها با خبری و تنها امید من برای خواندن لالایی تا خوابشان ببرد
    • در زیر کاج ها بر فراز شهر بعد از باران 1391/08/18 19:27
      در زیر کاج ها ، بر فراز شهر ، بعد از باران و خیسی زمین عشق زنده می شود وقتی که نور به آینه های ساخت باران می خورد و سبزی کاج و زردی پاییز را بر تو نمایان می کند وقتی که شعر های خفته در عمق بوی خاک و هوای دل انگیز باران ذره ذره جان می گیرند تو را روانه باغ های پر از رویا می کنند کاج ها دالانی خیس می شوند که اگر موتور...
    • به لحظه ها سوگند 1391/08/17 19:55
      به زمزمه به تبسم به لحظه ها سوگند به ثانیه به تکلم به سبزه ها سوگند مرا به قـلـب تو راهیسـت می دانـم به شبنم و به ترنم به دیده ها سوگند
    • قصه هر روزه کارمند در تهران 1391/08/16 14:26
      صبحدم صدای قارقارک همسایه از خواب می پراندم وای ساعت گذشته و من هنوز در خوابم کت را به پا و شلوار را به تن کرده یا ناکرده دگمه آسانسور به زیر انگشتم دوان دوان بسوی ایستگاه پرواز می کنم از سطح تا به عمق زمین با پله می روم آه مگر چند پله است انگار این زیر زمین شهری شده دراز زیبا و خوشکل و ملوس با مردمانی خواب آلود...
    • چل سالگی زمان پختگی 1391/08/16 13:46
      بر ما گذشت روزگار و بر شما نیز هم گشتیم گرفتار چهل سال و بل بیش هم چل سالگی زمان پختگی ما بود ولی عـاشق توان شدن بر خود و بر روزگار هم
    • درکوب ها در حال زنگ زدن 1391/08/15 21:33
      درکوب ها در حال زنگ زدن هستند واز ترس مرگ محکم به در چسبیدند کاش کسی هم به فکر فاصله ها بود اگر درکوب ها بمیرند فاصله ها به سمت بی نهایت میل خواهند کرد
    • کاش کمی منطقی تر باشیم 1391/08/15 21:12
      دو روز گذشته ۲ اتفاق متفاوت ولی از جهاتی مرتبط به هم برام افتاد که در هر ۲ مورد دلم گرفت ۲ دل گرفتن متفاوت. اول اینکه حدود ۲ هفته پیش در خواست تهیه بلیط برای ماموریت داده بودم از آنجا که به مسافرت رفته بودم پیگیری نکردم درخواست تا کجا رفته تا اینکه روز گذشته زنگ زدم به مسئول تهیه بلیط گفتم بلیط هامو تهیه کردی بنده خدا...
    • آرزوی وصل 1391/08/15 21:04
      من آفتاب حسن تو بر خویش دیده ام عشقت به جان و دل درویش دیده ام گر دیده ای که بنده شـاه جهـان شدم من آرزوی وصل تو در پیش دیده ام
    • تا باران بعدی 1391/08/15 14:17
      بغض تو نطفه ای است همیشگی در وجود من باران که می آید جان می گیرد هی بزرگ می شود و جایش تنگ زایمانش چشمه ای می شود و برای لحظه ای آرامم می کند تا باران بعدی
    • هجوم دیوار 1391/08/15 13:59
      اینروز ها هر جا نگاه می کنی هجوم دیوار است هجوم آهن و سیمان و قیرهای سیاه آهن هایی که دارازند و بر کوتاهی قد آدمی می خندند سیمان هایی که سختند و راه بر نفوذ می بندند قیر هایی که سیاهند و با حضور نور می رقصند اینروز ها احساس پشت دیوار است حتی به گرد عشق دیوار است به گرد عاطفه دیوار است به گرد ثانیه دیوار است به گرد...
    • یارب تو شاهـدی 1391/08/14 23:11
      یارب تو شاهـدی که راز هـای دلـم پـر کشیـده اند قـدی به قـد سرو های باغ صنوبر کشیده انـد ناقابلم ولی به قلب و جان خسته من فرصتی بده تا بشنود ز خود به کدام و کجا سرکشیده اند
    • درد می خواهد 1391/08/14 17:21
      درد می خواهد که درد آلوده شد شعر می خواهد که از نو زاده شد دردی بی دردی ندانـی چـون بود درد می خواهـد که آتش زاده شـد
    • غدیر همیشه بر سریر می ماند 1391/08/14 16:15
      غدیر نه اول است و نه آخر غدیر نقطه ایست در میانه عالم نقطه ای که کج فهمیده شد و شاید هم کج فهمانده شد و شد نقطه آغازی بر طبل جدایی جدایی که تن امت را لرزاند و شد آنچه نباید می شد اگر غدیر همان بود که مصطفی می گفت امروز یکی بودیم و یکپارچه کاش آخرت خواهان دنیااندیش اندکی فکر امروز امت بودند و از خویش می گذشتند غدیر در...
    • کودک و خر سواری 1391/08/14 15:59
      کودکی بنشست بر یک خر ، سوار رفت و رفت تا دید یک خر بی سوار آن دو خر بر جان هم شاکی شدند گه لگد پران گاه دیگه دندانی شدند عاقبت کودک ز پشت خـر فتـاد هیچ عضوی سالم از او جـانماند او سقوطی کرد و بس سختی بدید سال ها بگذشت تا شادی بدید گاه در دنیای بی حد و حساب این خریت ها شود پر آب و تاب این خـریت ملتی را می کشــد سال ها...
    • باور نمی کنی 1391/08/14 15:35
      باور نمی کنی که: طلوع تو باغ عشق مرا بارور کرد و غروب تو تمام سبزینه های عشق مرا خشکاند
    • آسودن نمی دانم 1391/08/14 14:49
      من آن موجم به دریایی که آسودن نمی دانـم به شب ها ماه تابانم که خوابیدن نمـی دانـم گذار عمر می گیرد ز انسان شبنم صبح جوانی را ولی جنگی عیان دارم که جز بودن نمـی دانـم
    • کاش آنزمان 1391/08/13 22:52
      کاش آنزمان که یاد تو بر جان من اخگر بودی شاخه و برگ باغ بی شعری من تر بودی کاش برگشت زمان ممکن بود و آن زمان ساقی میخانه اشعار معطر بودی کاش یک ساغر و فقط یک ساغر بیاد زلف تو مرا در برابر بودی کاش من بودم و تو مست سـراسـر بودی کاش بر آتش جان من تو اخگر بودی کاش در قصه شبانه من تو اخـتر بـودی کاش آغوشی گشاده منتظر بر...
    • 955
    • 1
    • ...
    • 22
    • 23
    • صفحه 24
    • 25
    • 26
    • ...
    • 32