خانه عناوین مطالب تماس با من

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

من و وبلاگ و دلنوشته ها

این وبلاگ رو درست کردم که حرفامو بزنم (حرفایی که جای دیگه نمی تونم بزنم)..... ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر شیر باشم چون اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم....... گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم چون احد مطالب وبلاگ شامل:........................ خود نویسی : اظهار نظر ها و مطالب من در مورد مسائل مختلف فرهنگی ُ اجتماعی سیاسی ورزشی و غیره هست............. فتو وبنویسی : عکس هایی هست که برداشت می کنم و گاهی مناسب می بینم اینجا بگذارم .................................... دل نویسی : افکار منظوم و منثور من است که از دلم بیرون می آید و د ر واقع دل نویسی وبنگاری حرف های دلم است که مستقیم و بدون هیچ واسظه ای از دل به صفحه کلید و از صفحه کلید بر صفحه وب جاری می گردد. این بخش را بیشتر از بقیه دوست دارم .... شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی...... این دلنوشته های درهم من را جدا کنی...... تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است......... باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی......... طنز نویسی : تلاش من برای گفتن و نوشتن بعضی مطالب بصورت طنز است........ خاطره نویسی : وب نویسی بعضی از خاطرات من است که هوس می کنم به قلم آورم و بر صفحه وب جاری کنم. کپی نویسی : این مطالب در واقع مربوط به من نیست و تنها چون از آنها خوشم آمده از سایت ها و وبلاگ های دیگر کپی کرده ام ............ القصه وب نویسی دفترچه نوشته های از دل برآمده و کاملا شخصی من است پس دنبال بازدید کننده نیستم فقط برای خودم می نویسم ، وبلاگ های دیگری دارم که برای همکلاسی ها ، همولایتی ها ، همشهری ها و هموطنان می نویسم ولی این برای خودم است خود خودم . بازدید کنندش هم خود من هستم. اگر کسی آمد هم خوش آمد . اینجا خلوت من است . مهمانم باشید و درگوشی از نواقص و ایرادات و احساس تان در مورد نوشته هایم بگویید............... ایمیل من: mahmasoudi@gmail.com ادامه...

نظرسنجی

سلام دلنوشته های وبلاگ را در چه سطحی می بینید

    روزانه‌ها

    همه
    • محمود مسعودی در سایت شعر ناب
    • محمود مسعودی در سایت شعر نو
    • زمین شناسی 69 دانشگاه بیرجند
    • عکسخانه بیرجند
    • ژئوبلاگ
    • از گل تا دل
    • فتوبلاگ آیینه
    • دنیای بزرگ علی کوچولو

    پیوندها

    • گنجور
    • سارا شعر
    • عمران و معماری
    • داستان نویس مغرور
    • دلنوشته های کویری
    • اشعار شاعران بیرجند
    • غزل های منتظر محمد نوزادی
    • اشعار شاعران معاصر
    • شعر شاعران بیرجند
    • گلچین شعر معاصر
    • صدای آشنا
    • شعر نو

    دسته‌ها

    • دل نویسی 765
      • غزلواره 137
      • نوگونه 108
      • چارگانه 318
      • تکدانه 35
      • مثنوی مانند 15
      • و غیره ... 113
      • زمینشناسانه 9
      • بیرچندانه 20
      • سپیدانه 3
    • خود نویسی 76
    • خاطره نویسی 7
    • طنز نویسی 14
    • زیست محیطی 14
    • فتو وبنویسی 4
    • کپی نویسی 10
    • ژئو وبنویسی 1

    برگه‌ها

    • در مورد وبلاگ

    جدیدترین یادداشت‌ها

    همه
    • تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی مرا آتش زدی، خود را درون من رها کردی چه خرم بودم و خوشدل به بوی آب بر کاگل...
    • دل قوی دار دل قوی دار و پر از شوق،که بر می گردیم از شب تیره گذر کرده ،سحر می گردیم پیله ترکانده و با بال و پر تازه تری ما جهش کرده...
    • بَدیش اینه که ۱۴ روز دیگه می فهمیم چکار کرده ایم سال ها پیش استادی داشتیم می گفت ما ایرانی ها بهمون میگن بخاری می سوزه باور نمی کنیم میگیم حالا بزار امتحان کنم . سرمون...
    • چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما داغ به دل نشسته ای فسرده پود و تار ما نه راه پس،نه راه پیش،نه نور و نه ترانه ای که...
    • تاریخ جز تکرار،چیزی نیست م می خواهد قلم بردارم و بنویسم آدمیت را چه شده است انسانیت را چه شده است برما چه گذشته است اشک امانم نمی دهد نفسم می...
    • نه مرا طاقت دوری نه مرا طاقت دوری، نه تو را لطف حضوری نه تو را نامه و مهری نه مرا شور و سروری شب مان دراز گشت و سحری نیامد از راه نه تو...
    • یک زمین یک زندگی یک زمین ،یک زندگی، یک روزگار یک بشر، یک عمر ،چند فصل بهار حیف نیست آغشته گردانیم شان با دروغ و حسرت و حرص و نقار محمود...
    • به بهانه ی مستند تالان به بهانه ی تالان. امشب خودم را به آخرین اکران های مستند تالان می رسانم. فیلم با تاباندن نور در اعماق زمین به آب آغاز می...
    • دلم برای تو تنگ است دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دلت تنگ است؟ میان عقل و عشق در کشور تو هم جنگ است؟ باورم...
    • ای جان چشم در چشم تو و گوش به فرمان توام تو اگر دم بزنی مرغ سخندان توام می نویسم که نسیم از نفست می خیزد عاشق لب زدن و گفتن ای...
    • دیدار دماوند کوله بر بسته دلم تا که به دیدار دماوند برود تا به نزدیکترین نقطه ی ایران به خداوند برود کوله بربسته که از کوه و در و...
    • مهر و مهربانی ِغیر مهر و مهربانی چیست در دنیای ما که منور می کند احساس ناپیدای ما رنگ می پاشد به اعماق ضمیر آدمی شوق می ریزد به...
    • خیال صحبت تو زنده می کند دل را مرا به جرم نکرده به دار خواهند زد تو را ز راه نرفته کنار خواهند زد اگر که سینه ای از عشق لب به لب گردد به شهر دیده ی او...
    • رویای تو رویاست تا..... رویای تو رویاست تا در خواب باشی در کرسی گرمت فقط بی تاب باشی بیدار اگر گردی و راهی، بلکه روزی در قله ای هم صحبت مهتاب...
    • گره از زلف چمن باز کنیم ای دوست بیا ز خویش و پیله پرواز کنیم با حضرت عشق و با طبیعت آغاز کنیم صدبار گره زدیم،زلف چمن و نبود حاصل امسال،گره از...
    • کشف کن کوه و در دشت و دمن بنام خدایی که در جسم روح آفرید جهان را چنین کامل و باشکوه آفرید به هر کس نشانی ز احساس داد مرا عاشق قله و سنگ و کوه...
    • کاش بارانی ببارد کاش ابر آسمان خاک زمین یاری کند تا زمین تشنه احساس امیدواری کند مهربان گردد زمین با دانه های سربزیر دانه نومید هم،احساس...
    • روزمرَگی ملی روزمرَگی ملی زلزله ما را می کشد معدن ما را حبس می کند.کشتی ما را غرق می کند.پلاسکو ما را به آتش می کشد.خشکسالی نفس ما...
    • ای زلزله جان چطور مطوری خوبی ای زلزله جان چطور مطوری خوبی داری به کجای مملکت می کوبی گویند دوباره قصد تهران کردی شاید که تو هم پی ژن مرغوبی از بس که...
    • پتوی خرافات زلزله ما را می کشد آتش ما را می سوزاند تونل ما را می بلعد سیل ما را می برد و ما چقدر سخت جانیم انگار پتوی خرافات ما را...
    • باران که می آید باران که می آید زمین هم حرف های تازه ای دارد. تمام بوته ها عاشق تر از پیش اند تمام جوی ها جاری، تمام رودها آواز می...
    • پاییز نرو پاییز نرو فرصت دلتنگی نیست زیبایی تو به هیچ آهنگی نیست عشقم شده هر روز ببینم رویت یکسال کم از هزار فرسنگی نیست محمود...
    • دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد قفس هر چند بزرگ باشد دل انسان می گیرد اگر صدها خیابان دارد و میدان و ده ها پارک...
    • مانند یک بوسه که بر داغی یک احساس می تازد تو را مثل گلی در دامن یک دشت ناهموار می خواهم به دشتی که به غیر از زوزه بادی ندارد یار می خواهم تو را مثل نسیمی در میان...
    • سرگذشت نفت (از تشکیل تا کشف) شعر نفت از تشکیل تا کشف بنام خداوند چین و گسل خداوند دشت و خدای قلل بنام خداوند شعر و شعور خدای دوبیتی خدای غزل بنام...
    • پناه من فقط تار است پناه من فقط تار است در شب های تار من که شاید مرهمی باشد به زخم انتظار من نه گل روییده در باغم،نه آبی مانده در جویم چه...
    • مدتی هست مدتی هست که پر کرده پدافندش را دو لب و لپ و نگاه های هدفمندش را می زند تیر چپ و راست به دیوار دلم دل افتاده به میدان...
    • رقص گل از واجبات خواهد شد سال هاست که گنج های زمین جای گل ،گلوله می شوند جای محبت ،نفرت می کارند و زمین متحیر از این قساوت به گرد خویش سرگردان به...
    • شما چرا؟ ای گلوله ها ای تفنگ ها ما آدم ها هزار دلیل داریم برای کشتن بنام دین برای ثروت به حکم سیاست شما چرا ؟ شما چرا قلب ها را...
    • عاشقانه باید دید عاشقانه باید دید این زمین و مردم را لاله های رنگی را،خوشه های گندم را عاشقانه باید رفت کوه و دشت و دریا را جرعه جرعه...
    • چراااااا؟خداااااا؟ چراااااا؟خداااااا؟ هر بار که انتحاری،انفجاری در اطراف می شود انگار لرزش ها و ترکش های آن مستقیم بر روح و روان مان وارد...
    • معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات 96 با نگاهی به آرای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مشاهده می شود تنها در چند استان...
    • شجریان در مقابل تتلو شجریان در مقابل تتلو کاری به نتایج انتخابات ندارم که هر چه باشد تا چند ساعت دیگر اعلام خواهد شد. آنچه آزارم می دهد این...
    • برای فردای انتخابات ریاست جمهوری 96 جدای از هر رنگی و هر تفکری همه به ایران می اندیشند اگرچه گاهی دروغ بگویند و بداخلاقی کنند که این هم متاسفانه مشخصه...
    • تحلیلی ساده از مناظرات انتخاباتی 96 یک تحلیل ساده از یک آدم ساده بعد از مناظره با خودم فکر می کردم اگر صدا و سیما از من بپرسد نظر شما در مورد مناطره ها...
    • پوپولیسم یعنی چه؟ پسرم گفت پوپولیسم یعنی چه که شده ورد زبان کوچه و بازار یعنی استفاده بهینه ی از آمار از دین و مذهب،از کار،از همکار از...
    • صبح خوبست صبح خوبست که همصحبت باران باشی همدل و همنفس سبز بهاران باشی رود و دریاچه و جنگل همه را درک کنی خاصه تر آنکه به ملک...
    • آژیر زلزله (شعری از زبان زمین لرزه ای که خواهد آمد ) شبی،روزی ،غروبی یا سحرگاهی زمانی که شود تسلیم سنگ سخت کوهستان و زان ناگه فروریزد سکوت سرد سنگستان سوار سینه ی امواج...
    • مقصر حادثه پلاسکو کیست؟ یکی از مهمترین بحث ها و شاید وطایف ما بعد از هر حادثه این است که مقصر را پیدا کنیم. مقصرانی که همه می شناسیم ولی برای...
    • دشمن خر است ( خریت های روزانه ما آدم ها) هیچ می دانی که در دنیای ما چند تن خر است البته منظور غیر از خر، که او رسما خر است در علوم زیست شناسی خر فقط یک گونه است...
    • تاخیر و دیگر هیچ تاخیر و دیگر هیچ ساعت حدود ۲۳ به تحویل بار فرودگاه می رسم منتظر می مانم تا با آژیر نوار نقاله ورود بار اعلام شود نکاهی...
    • بسوزیم و بسازیم غریبه ای هستم در میان شهری بزرگ نه شهر مرا قبول می کند نه من او را نه من با او کنار می آیم نه او با من ولی از جبر...
    • به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند اگر جا کم بیارن شـــــــک نکن در ماه می سازند نه تنها دولتی ،بلکه پیام نـــور و...
    • مثال قطره آبی چنان گاهی فشارم می دهد دیوار این زندان که می ترسم فرو ریزد ز دیوار دهان دندان چنان در بطن و دهلیزم ز خون فریاد می آید...
    • می چسبه چای آتیشی ولی کو چای آتیشی؟ این شعر در یک سفر زمین شناسی سروده شده و در آن از کلمات زمین شناسی استفاده کردیده است. تراست زیر بارون و با چند تا دوست...
    • تاراج قطار شهر ها را هواپیما قاره ها را سفینه سیاره ها را به هم نزدیک می کند اینترنت فاصله ها را ماشین سختی ها را پول کمبود...
    • فیش نامه ایا یا ایهاالساقی کجا رفت کاس و ناول ها که فیش اول نمود آسان ولی افتاد مشکل ها گرفتم فیش و گفتم می خورم یک آب هم رویش...
    • تبخیر آرزوها هر صبح شیشه ی گاز دار آرزوهایم را باز می کنم جرعه ای می نوشم و پا در خیابانی خسته می گذارم با عابرانی خسته تر از خودم...
    • آیه ی امن یجیب احساس او به شاخسار گلم عندلیب داشت اقرار می کنم که حالت من را عجیب داشت اقرار می کنم که ذهن مرا پاک خوانده بود هر تحفه...
    • یاد بیرجند یاد بیرجند در دلم هر روز غوغا می کند در رحیم آباد چشمت شور پیدا می کند بین میدان ابوذر تا خیابان حکیم با شهیدان نگاهت...

    بایگانی

    • تیر 1402 1
    • فروردین 1399 1
    • اسفند 1398 1
    • اسفند 1397 1
    • بهمن 1397 3
    • دی 1397 1
    • مرداد 1397 4
    • اردیبهشت 1397 1
    • فروردین 1397 2
    • اسفند 1396 1
    • بهمن 1396 1
    • دی 1396 4
    • آذر 1396 2
    • آبان 1396 1
    • مهر 1396 1
    • شهریور 1396 1
    • مرداد 1396 1
    • خرداد 1396 5
    • اردیبهشت 1396 5
    • بهمن 1395 2
    • آبان 1395 1
    • مهر 1395 2
    • شهریور 1395 2
    • مرداد 1395 1
    • تیر 1395 3
    • اردیبهشت 1395 1
    • فروردین 1395 5
    • بهمن 1394 2
    • دی 1394 4
    • آذر 1394 3
    • آبان 1394 4
    • مهر 1394 2
    • شهریور 1394 6
    • مرداد 1394 4
    • تیر 1394 3
    • خرداد 1394 3
    • اردیبهشت 1394 3
    • فروردین 1394 7
    • اسفند 1393 6
    • بهمن 1393 4
    • دی 1393 8
    • آذر 1393 9
    • آبان 1393 8
    • مهر 1393 9
    • شهریور 1393 10
    • مرداد 1393 32
    • تیر 1393 24
    • خرداد 1393 24
    • اردیبهشت 1393 11
    • فروردین 1393 25
    • اسفند 1392 25
    • بهمن 1392 31
    • دی 1392 36
    • آذر 1392 38
    • آبان 1392 24
    • مهر 1392 30
    • شهریور 1392 35
    • مرداد 1392 36
    • تیر 1392 24
    • خرداد 1392 19
    • اردیبهشت 1392 26
    • فروردین 1392 18
    • اسفند 1391 31
    • بهمن 1391 20
    • دی 1391 15
    • آذر 1391 19
    • آبان 1391 44
    • مهر 1391 31
    • شهریور 1391 55
    • مرداد 1391 30
    • تیر 1391 6
    • خرداد 1391 15
    • اردیبهشت 1391 23
    • فروردین 1391 1
    • اسفند 1390 1
    • بهمن 1390 3
    • دی 1390 1
    • آذر 1390 3
    • آبان 1390 16
    • مهر 1390 23
    • شهریور 1390 3
    • مرداد 1390 7
    • تیر 1390 1

    تقویم

    تیر 1402
    ش ی د س چ پ ج
    1 2
    3 4 5 6 7 8 9
    10 11 12 13 14 15 16
    17 18 19 20 21 22 23
    24 25 26 27 28 29 30
    31

    جستجو


    آمار : 430384 بازدید Powered by Blogsky

    عناوین یادداشت‌ها

    • در زیر برف زندگی آرام نشسته ام 1391/08/13 22:46
      در زیر برف زندگی آرام نشسته ام زیرا که با حضور عشق سرما نمی رسد
    • اقرار نکرده ام 1391/08/13 22:11
      اقرار نکرده ام که عاشـق بودم با تیر م ـژ ه به جان موافـق بودم اقرار نک ـ رده ام که بـی دل بودم اما همه دست و پای در گل بودم اقرار نکـرده ام به سـاحل بودم با غمزه چشم تو به مشکل بودم اقـرار نکـرده ام که جـائـر بودم حتی به دل خویش ساتر بودم اقرار نکرده ام که در کوی و کمر آواره بـدم اگر چـه ظـاهر بـودم اقـرار نکرده ام که...
    • آخرین قرار 1391/08/13 19:18
      تنها سر قرار تو در کوچه باغ صبح در سایه های کم و بیش صبح انتظار بی قرار ماندم و ماندم نیامدی صد بار و بیشتر از اول تا آخر کوچه قدم زدم صد سال و بیشتر دستم به دو سوی کمر زدم صدها نفس بدون اکسیژن بیرون شدند و تو هرگز نیامدی گشتم دو باره به کوچه باغ در پی ردی ز پای تو گفتم که شاید عبور کرده ای از روزگار من شاید سپرده ای...
    • رویای من 1391/08/12 17:03
      رویای من نبود شمشیر است رویای من سقوط هفت تیر است در روزگار تیر و آهن و فولاد رویای من غروب زنجیر است رویای من عشق بدون تقدیر است ثانیه هایی بدون تکفیر است قلب هایی بدون رنگ و ریا کارهایی ز عمق تدبیر است رویای من به عشق سختگیر است آرزویش ز عشق شبگیر است خواندن سرود بهار در زمستان ها رویای من کاملا جوگیر است رویای من...
    • هر نور کـه از پنجـره آیـد 1391/08/12 16:55
      هر نور کـه از پنجـره آیـد به حضـورم هر ذره که از سقف تو ریزد به غرورم آتش شود و هیزم و کبریت و سمـاور سوزد همه اعضـا و سراپـای وجـودم
    • اگر خدا اجازه همی داد 1391/08/11 21:32
      از تک تک مژه هایت سرود می خواهم در جـای جـای لبانت فـرود می خواهم اگـر خـدا اجـازه همـی داد زانـوانـم را به روی شبنم عشقت سجود می خواهم
    • خنده اش یادم ماند 1391/08/11 20:19
      از پیـچش جـاده سبزه اش یـادم ماند از عمـر گذشته غمزه اش یـادم ماند باور نشـود تـو را زشب هـای دراز لب های غزال و خنده اش یادم ماند
    • صدای تیر در کوهستان 1391/08/11 19:48
      Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 صدای تیر در کوهستان پیچید و صدای نع ر ه ای که به ضجه شبیه بود آنرا ادامه داد و کوه هر دو صدا را تکرار کرد ، شاخ های رو به آسمان به زمین در غلتیدند و شیب کوه سرسره ای شد برای آنکه همیشه گذرگاه و چراگاهش بوده است دقایقی بعد شکارچی با تفنگی بر دوش...
    • چه زیباست 1391/08/11 17:11
      چه زیباست پنجره های عشق رو به دریایند کوه های پرغرور رو به بالایند تمام عقربه ها رو به فردایند ماسه ها زینتی به صحرایند باغ ها همنشین شب هایند شعرها غم زدای دلهایند دره های عمیق تنهایند رودها ابتدای دریایند وخوش به حال دو چشم میگونت کز طلوع تا غروب شعر می زایند
    • تو را چه شد 1391/08/08 18:04
      ای بـرگ سبز بهـاری تو را چه شد بگذشتـی از بهار و به پاییـز بر شـدی ای عشق ناب جوانی تو را چه شد بگذشتی از نگار و به دنبال زر شدی
    • پاییز نمود دیگری از عشق است 1391/08/07 09:58
      وقتی که حمله پاییز برای کشف زیبایی های آغاز شد هیچکس بیدار نبود و برای همین هیچ مقاومتی هم نبود. پاییز آمد و هر دم زیبایی هایی را هدیه کرد که چشم از درک آن عاجز ماند . شاید این تنها حمله عالم باشد که علیرغم اینکه بسیار ناجوانمردانه می نامندش و علیرغم تاراج سرسبزی طبیعت دوست داشتنی است و همه منتظر آن هستند. چون اگر...
    • باز آمدی 1391/08/06 10:49
      باز آمدی و داغ دلم تازه کرده ای من را ز باغ زندگی آواره کرده ای من را که ساقی میخانه می نداد بنگر چگونه عشق مرا تازه کرده ای باز آمدی و خاطرات تپیدن به پشت بام و ان دست گرم وجرعه آخر درون جام اینها همه به جان من آتش همی شود آیا شود دوباره جام بی دلیم یابد التیام
    • هنوز هیچکس دلم باور نداره 1391/08/05 20:00
      هنوز هیچکس دلم باور نداره هنوز غیر تو دل یاور نداره بیا با دل بمون با ما صفا کن که دل غیر تو را باور نداره هنوز یک قطره از شرم نگاهت به روی بستر مهتاب مانده هنوز یک جرعه از جام وصالت به امیدی درون جام مانده هنوز در خواب و بیداری پریشم به روی سبزه ها شبنم بریزم بیا زودتر بریز آن آخرین را که در عمق سبویت جای مانده هنوز...
    • افتاده ام از چشم تو 1391/08/02 23:11
      افتاده ام از چشم تو چون قطره در گرداب ها افتادن از چشـم تو بد وز آن بتر گــرداب ها گر چشم تو یاری کند راهی شوم بر آسمان بارم به گرداب جنـون دریا کنم گرداب ها
    • می خوام بشم خط موازیت 1391/08/02 17:04
      می گه می خوام بشم خط موازیت که تا آخر کنارت بمونم اگر قطعت کنم رد می شی از من اونوقت باید تو آرزوت بمونم می گم می دونی که وصل اینجا حرومه می گه آره ولی اونجوری هم یه بوسه هست تمومه اینم بدون وقتی تخیل به افق می رسه این دو تا خط هم به پای هم می رسه
    • بدا به حالمون 1391/08/02 16:56
      مرگ که خودش یه نقطه ته خطه پایان انتظار آغاز فصله یه جورایی هم ، نقطه ی آغاز وصله بدا به حالمون اگه مرگ یکی دیگه تنها نقطه وصلمونه
    • به باغ دوستی ما سر نمی زنی 1391/07/29 17:56
      دیگربه باغ دوستی ماسرنمی زنی آتش نمی نهی و نشتر نمی زنی شاید که دلخـوری از باغ خاطـرات در باغ خاطرات خودت پر نمی زنی
    • نماند کس به بازار جوانی 1391/07/29 16:44
      خدا زیباترین لحظه ها را نموده قاب بر دار جوانی جوان زیبایی لطف خدا را مدالی دیده بر کار جوانی نماند کس به بازار جوانی و یا دائم میاندار جوانی نباید رایگان از کف نهادن قرار و قدر و پندار جوانی
    • وای آندم که ببینم چهر او 1391/07/28 15:28
      من نه ساقی دیده ام نی زلف او اندکی بودم فقط در فکر او گر که فکر اوچنینم می کند وای آندم که ببینم چهر او
    • شنیدم قصه میخانه را 1391/07/28 13:23
      من نه می خوردم نه می دیدم نه هم میخانه را من نه می خواهم نه میخوارم نه دیدم خانه را من فقط با فکر زلف و چشم ساقی خفته ام از لب و چشمان او تنها شنیدم قصه میخانه را
    • بازآ 1391/07/28 13:19
      هنوز چشم لحظه ها از شبنم وداع تو خیسند هر دم به یاد شمع رخت انتظار می ریسند ای رفته از حضور من و لحظه های من بازآ که گونه های من از انتظار می خیسند
    • تو آن ابری 1391/07/27 22:00
      تو آن ابری که بر بالای دشتی ،پراز محصول گندم خانه داری ولیکن حسرت باران به گندم ،بسان قصه ای صد ساله داری تو آن باران که هر قطره نگاهت هزاران تشنه بی خواب دارد و لیکن قطره قطره می رسیدی هزاران مهر دل در چاله داری
    • صبحی دگر 1391/07/27 17:04
      صبحی دگر به کوی حضورت گذر کنم چون شبنمی به برگ غرورت نظر کنم از شبنم حضور تو خیس است لحظه ها ترسم به غوطه ای دل خود را بتر کنم چون شعرمن غزل شده سوزم چو آتشی بر من چه مانده دگر کان مستتر کنم ابرو و زلف گشاده در این روزگار ما هستند رسن به گردن و باید حذر کنم چشمم به شب شده بغضی در آسمان خواهم که صبح چشم خودم بارور کنم...
    • خود را به باغ شعر و تغزل کشانده ام 1391/07/20 11:11
      تخم صفا به باغ تخیل فشانده ام در آسمان عشق تو انجم نشانده ام چونکه غروب زلف تو باور نمی کنم خود را به باغ شعر و تغزل کشانده ام
    • زمستان که بگذرد بهار می آید 1391/07/19 10:38
      زمستان که بگذرد بهار می آید دوبار باغ دل من به بار می آید دو باره شولای سبز کوهستان درون دیده ی این انتظار می آید
    • گاهگاهی رها بکن تیری 1391/07/18 18:17
      گاهگاهی رها بکن تیری تیر تیزی و همچو شمشیری مرکز قلب من هدف باشد تا ببینی که خویش می میری
    • قلب من یک نگاه کم دارد 1391/07/18 08:33
      قلب من یک نگاه کم دارد بی حضور نگاه غم دارد گر طلوع ستاره هم بیند نقش ماه تو از عدم دارد
    • شعر ناگفته تبدارم من 1391/07/18 08:24
      شعر ناگفته تبدارم من در تب خویش گرفتارم من تازه فهمیده دل تبدارم از غم توست که بیمارم من
    • گاهگاهی دلم هوایی کن 1391/07/18 08:19
      گاهگاهی دلم هوایی کن یادی از صبح آشنایی کن بگذر از کوچه تنگی دل من و پس از آن هر آنچه خواهی کن
    • گاهی خدا فقط به دل ما گیر می دهد 1391/07/17 22:54
      گاهی خدا فقط به دل ما گیر می دهد بچه حساب کرده و هی شیر می دهد مفهوم آن ارزش و قدر من و شماست ورنه به دیگران فقط شکم سیر می دهد
    • 955
    • 1
    • ...
    • 23
    • 24
    • صفحه 25
    • 26
    • 27
    • ...
    • 32