خانه عناوین مطالب تماس با من

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

من و وبلاگ و دلنوشته ها

این وبلاگ رو درست کردم که حرفامو بزنم (حرفایی که جای دیگه نمی تونم بزنم)..... ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر شیر باشم چون اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم....... گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم چون احد مطالب وبلاگ شامل:........................ خود نویسی : اظهار نظر ها و مطالب من در مورد مسائل مختلف فرهنگی ُ اجتماعی سیاسی ورزشی و غیره هست............. فتو وبنویسی : عکس هایی هست که برداشت می کنم و گاهی مناسب می بینم اینجا بگذارم .................................... دل نویسی : افکار منظوم و منثور من است که از دلم بیرون می آید و د ر واقع دل نویسی وبنگاری حرف های دلم است که مستقیم و بدون هیچ واسظه ای از دل به صفحه کلید و از صفحه کلید بر صفحه وب جاری می گردد. این بخش را بیشتر از بقیه دوست دارم .... شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی...... این دلنوشته های درهم من را جدا کنی...... تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است......... باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی......... طنز نویسی : تلاش من برای گفتن و نوشتن بعضی مطالب بصورت طنز است........ خاطره نویسی : وب نویسی بعضی از خاطرات من است که هوس می کنم به قلم آورم و بر صفحه وب جاری کنم. کپی نویسی : این مطالب در واقع مربوط به من نیست و تنها چون از آنها خوشم آمده از سایت ها و وبلاگ های دیگر کپی کرده ام ............ القصه وب نویسی دفترچه نوشته های از دل برآمده و کاملا شخصی من است پس دنبال بازدید کننده نیستم فقط برای خودم می نویسم ، وبلاگ های دیگری دارم که برای همکلاسی ها ، همولایتی ها ، همشهری ها و هموطنان می نویسم ولی این برای خودم است خود خودم . بازدید کنندش هم خود من هستم. اگر کسی آمد هم خوش آمد . اینجا خلوت من است . مهمانم باشید و درگوشی از نواقص و ایرادات و احساس تان در مورد نوشته هایم بگویید............... ایمیل من: mahmasoudi@gmail.com ادامه...

نظرسنجی

سلام دلنوشته های وبلاگ را در چه سطحی می بینید

    روزانه‌ها

    همه
    • محمود مسعودی در سایت شعر ناب
    • محمود مسعودی در سایت شعر نو
    • زمین شناسی 69 دانشگاه بیرجند
    • عکسخانه بیرجند
    • ژئوبلاگ
    • از گل تا دل
    • فتوبلاگ آیینه
    • دنیای بزرگ علی کوچولو

    پیوندها

    • گنجور
    • سارا شعر
    • عمران و معماری
    • داستان نویس مغرور
    • دلنوشته های کویری
    • اشعار شاعران بیرجند
    • غزل های منتظر محمد نوزادی
    • اشعار شاعران معاصر
    • شعر شاعران بیرجند
    • گلچین شعر معاصر
    • صدای آشنا
    • شعر نو

    دسته‌ها

    • دل نویسی 765
      • غزلواره 137
      • نوگونه 108
      • چارگانه 318
      • تکدانه 35
      • مثنوی مانند 15
      • و غیره ... 113
      • زمینشناسانه 9
      • بیرچندانه 20
      • سپیدانه 3
    • خود نویسی 76
    • خاطره نویسی 7
    • طنز نویسی 14
    • زیست محیطی 14
    • فتو وبنویسی 4
    • کپی نویسی 10
    • ژئو وبنویسی 1

    برگه‌ها

    • در مورد وبلاگ

    جدیدترین یادداشت‌ها

    همه
    • تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی مرا آتش زدی، خود را درون من رها کردی چه خرم بودم و خوشدل به بوی آب بر کاگل...
    • دل قوی دار دل قوی دار و پر از شوق،که بر می گردیم از شب تیره گذر کرده ،سحر می گردیم پیله ترکانده و با بال و پر تازه تری ما جهش کرده...
    • بَدیش اینه که ۱۴ روز دیگه می فهمیم چکار کرده ایم سال ها پیش استادی داشتیم می گفت ما ایرانی ها بهمون میگن بخاری می سوزه باور نمی کنیم میگیم حالا بزار امتحان کنم . سرمون...
    • چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما داغ به دل نشسته ای فسرده پود و تار ما نه راه پس،نه راه پیش،نه نور و نه ترانه ای که...
    • تاریخ جز تکرار،چیزی نیست م می خواهد قلم بردارم و بنویسم آدمیت را چه شده است انسانیت را چه شده است برما چه گذشته است اشک امانم نمی دهد نفسم می...
    • نه مرا طاقت دوری نه مرا طاقت دوری، نه تو را لطف حضوری نه تو را نامه و مهری نه مرا شور و سروری شب مان دراز گشت و سحری نیامد از راه نه تو...
    • یک زمین یک زندگی یک زمین ،یک زندگی، یک روزگار یک بشر، یک عمر ،چند فصل بهار حیف نیست آغشته گردانیم شان با دروغ و حسرت و حرص و نقار محمود...
    • به بهانه ی مستند تالان به بهانه ی تالان. امشب خودم را به آخرین اکران های مستند تالان می رسانم. فیلم با تاباندن نور در اعماق زمین به آب آغاز می...
    • دلم برای تو تنگ است دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دلت تنگ است؟ میان عقل و عشق در کشور تو هم جنگ است؟ باورم...
    • ای جان چشم در چشم تو و گوش به فرمان توام تو اگر دم بزنی مرغ سخندان توام می نویسم که نسیم از نفست می خیزد عاشق لب زدن و گفتن ای...
    • دیدار دماوند کوله بر بسته دلم تا که به دیدار دماوند برود تا به نزدیکترین نقطه ی ایران به خداوند برود کوله بربسته که از کوه و در و...
    • مهر و مهربانی ِغیر مهر و مهربانی چیست در دنیای ما که منور می کند احساس ناپیدای ما رنگ می پاشد به اعماق ضمیر آدمی شوق می ریزد به...
    • خیال صحبت تو زنده می کند دل را مرا به جرم نکرده به دار خواهند زد تو را ز راه نرفته کنار خواهند زد اگر که سینه ای از عشق لب به لب گردد به شهر دیده ی او...
    • رویای تو رویاست تا..... رویای تو رویاست تا در خواب باشی در کرسی گرمت فقط بی تاب باشی بیدار اگر گردی و راهی، بلکه روزی در قله ای هم صحبت مهتاب...
    • گره از زلف چمن باز کنیم ای دوست بیا ز خویش و پیله پرواز کنیم با حضرت عشق و با طبیعت آغاز کنیم صدبار گره زدیم،زلف چمن و نبود حاصل امسال،گره از...
    • کشف کن کوه و در دشت و دمن بنام خدایی که در جسم روح آفرید جهان را چنین کامل و باشکوه آفرید به هر کس نشانی ز احساس داد مرا عاشق قله و سنگ و کوه...
    • کاش بارانی ببارد کاش ابر آسمان خاک زمین یاری کند تا زمین تشنه احساس امیدواری کند مهربان گردد زمین با دانه های سربزیر دانه نومید هم،احساس...
    • روزمرَگی ملی روزمرَگی ملی زلزله ما را می کشد معدن ما را حبس می کند.کشتی ما را غرق می کند.پلاسکو ما را به آتش می کشد.خشکسالی نفس ما...
    • ای زلزله جان چطور مطوری خوبی ای زلزله جان چطور مطوری خوبی داری به کجای مملکت می کوبی گویند دوباره قصد تهران کردی شاید که تو هم پی ژن مرغوبی از بس که...
    • پتوی خرافات زلزله ما را می کشد آتش ما را می سوزاند تونل ما را می بلعد سیل ما را می برد و ما چقدر سخت جانیم انگار پتوی خرافات ما را...
    • باران که می آید باران که می آید زمین هم حرف های تازه ای دارد. تمام بوته ها عاشق تر از پیش اند تمام جوی ها جاری، تمام رودها آواز می...
    • پاییز نرو پاییز نرو فرصت دلتنگی نیست زیبایی تو به هیچ آهنگی نیست عشقم شده هر روز ببینم رویت یکسال کم از هزار فرسنگی نیست محمود...
    • دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد قفس هر چند بزرگ باشد دل انسان می گیرد اگر صدها خیابان دارد و میدان و ده ها پارک...
    • مانند یک بوسه که بر داغی یک احساس می تازد تو را مثل گلی در دامن یک دشت ناهموار می خواهم به دشتی که به غیر از زوزه بادی ندارد یار می خواهم تو را مثل نسیمی در میان...
    • سرگذشت نفت (از تشکیل تا کشف) شعر نفت از تشکیل تا کشف بنام خداوند چین و گسل خداوند دشت و خدای قلل بنام خداوند شعر و شعور خدای دوبیتی خدای غزل بنام...
    • پناه من فقط تار است پناه من فقط تار است در شب های تار من که شاید مرهمی باشد به زخم انتظار من نه گل روییده در باغم،نه آبی مانده در جویم چه...
    • مدتی هست مدتی هست که پر کرده پدافندش را دو لب و لپ و نگاه های هدفمندش را می زند تیر چپ و راست به دیوار دلم دل افتاده به میدان...
    • رقص گل از واجبات خواهد شد سال هاست که گنج های زمین جای گل ،گلوله می شوند جای محبت ،نفرت می کارند و زمین متحیر از این قساوت به گرد خویش سرگردان به...
    • شما چرا؟ ای گلوله ها ای تفنگ ها ما آدم ها هزار دلیل داریم برای کشتن بنام دین برای ثروت به حکم سیاست شما چرا ؟ شما چرا قلب ها را...
    • عاشقانه باید دید عاشقانه باید دید این زمین و مردم را لاله های رنگی را،خوشه های گندم را عاشقانه باید رفت کوه و دشت و دریا را جرعه جرعه...
    • چراااااا؟خداااااا؟ چراااااا؟خداااااا؟ هر بار که انتحاری،انفجاری در اطراف می شود انگار لرزش ها و ترکش های آن مستقیم بر روح و روان مان وارد...
    • معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات 96 با نگاهی به آرای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مشاهده می شود تنها در چند استان...
    • شجریان در مقابل تتلو شجریان در مقابل تتلو کاری به نتایج انتخابات ندارم که هر چه باشد تا چند ساعت دیگر اعلام خواهد شد. آنچه آزارم می دهد این...
    • برای فردای انتخابات ریاست جمهوری 96 جدای از هر رنگی و هر تفکری همه به ایران می اندیشند اگرچه گاهی دروغ بگویند و بداخلاقی کنند که این هم متاسفانه مشخصه...
    • تحلیلی ساده از مناظرات انتخاباتی 96 یک تحلیل ساده از یک آدم ساده بعد از مناظره با خودم فکر می کردم اگر صدا و سیما از من بپرسد نظر شما در مورد مناطره ها...
    • پوپولیسم یعنی چه؟ پسرم گفت پوپولیسم یعنی چه که شده ورد زبان کوچه و بازار یعنی استفاده بهینه ی از آمار از دین و مذهب،از کار،از همکار از...
    • صبح خوبست صبح خوبست که همصحبت باران باشی همدل و همنفس سبز بهاران باشی رود و دریاچه و جنگل همه را درک کنی خاصه تر آنکه به ملک...
    • آژیر زلزله (شعری از زبان زمین لرزه ای که خواهد آمد ) شبی،روزی ،غروبی یا سحرگاهی زمانی که شود تسلیم سنگ سخت کوهستان و زان ناگه فروریزد سکوت سرد سنگستان سوار سینه ی امواج...
    • مقصر حادثه پلاسکو کیست؟ یکی از مهمترین بحث ها و شاید وطایف ما بعد از هر حادثه این است که مقصر را پیدا کنیم. مقصرانی که همه می شناسیم ولی برای...
    • دشمن خر است ( خریت های روزانه ما آدم ها) هیچ می دانی که در دنیای ما چند تن خر است البته منظور غیر از خر، که او رسما خر است در علوم زیست شناسی خر فقط یک گونه است...
    • تاخیر و دیگر هیچ تاخیر و دیگر هیچ ساعت حدود ۲۳ به تحویل بار فرودگاه می رسم منتظر می مانم تا با آژیر نوار نقاله ورود بار اعلام شود نکاهی...
    • بسوزیم و بسازیم غریبه ای هستم در میان شهری بزرگ نه شهر مرا قبول می کند نه من او را نه من با او کنار می آیم نه او با من ولی از جبر...
    • به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند اگر جا کم بیارن شـــــــک نکن در ماه می سازند نه تنها دولتی ،بلکه پیام نـــور و...
    • مثال قطره آبی چنان گاهی فشارم می دهد دیوار این زندان که می ترسم فرو ریزد ز دیوار دهان دندان چنان در بطن و دهلیزم ز خون فریاد می آید...
    • می چسبه چای آتیشی ولی کو چای آتیشی؟ این شعر در یک سفر زمین شناسی سروده شده و در آن از کلمات زمین شناسی استفاده کردیده است. تراست زیر بارون و با چند تا دوست...
    • تاراج قطار شهر ها را هواپیما قاره ها را سفینه سیاره ها را به هم نزدیک می کند اینترنت فاصله ها را ماشین سختی ها را پول کمبود...
    • فیش نامه ایا یا ایهاالساقی کجا رفت کاس و ناول ها که فیش اول نمود آسان ولی افتاد مشکل ها گرفتم فیش و گفتم می خورم یک آب هم رویش...
    • تبخیر آرزوها هر صبح شیشه ی گاز دار آرزوهایم را باز می کنم جرعه ای می نوشم و پا در خیابانی خسته می گذارم با عابرانی خسته تر از خودم...
    • آیه ی امن یجیب احساس او به شاخسار گلم عندلیب داشت اقرار می کنم که حالت من را عجیب داشت اقرار می کنم که ذهن مرا پاک خوانده بود هر تحفه...
    • یاد بیرجند یاد بیرجند در دلم هر روز غوغا می کند در رحیم آباد چشمت شور پیدا می کند بین میدان ابوذر تا خیابان حکیم با شهیدان نگاهت...

    بایگانی

    • تیر 1402 1
    • فروردین 1399 1
    • اسفند 1398 1
    • اسفند 1397 1
    • بهمن 1397 3
    • دی 1397 1
    • مرداد 1397 4
    • اردیبهشت 1397 1
    • فروردین 1397 2
    • اسفند 1396 1
    • بهمن 1396 1
    • دی 1396 4
    • آذر 1396 2
    • آبان 1396 1
    • مهر 1396 1
    • شهریور 1396 1
    • مرداد 1396 1
    • خرداد 1396 5
    • اردیبهشت 1396 5
    • بهمن 1395 2
    • آبان 1395 1
    • مهر 1395 2
    • شهریور 1395 2
    • مرداد 1395 1
    • تیر 1395 3
    • اردیبهشت 1395 1
    • فروردین 1395 5
    • بهمن 1394 2
    • دی 1394 4
    • آذر 1394 3
    • آبان 1394 4
    • مهر 1394 2
    • شهریور 1394 6
    • مرداد 1394 4
    • تیر 1394 3
    • خرداد 1394 3
    • اردیبهشت 1394 3
    • فروردین 1394 7
    • اسفند 1393 6
    • بهمن 1393 4
    • دی 1393 8
    • آذر 1393 9
    • آبان 1393 8
    • مهر 1393 9
    • شهریور 1393 10
    • مرداد 1393 32
    • تیر 1393 24
    • خرداد 1393 24
    • اردیبهشت 1393 11
    • فروردین 1393 25
    • اسفند 1392 25
    • بهمن 1392 31
    • دی 1392 36
    • آذر 1392 38
    • آبان 1392 24
    • مهر 1392 30
    • شهریور 1392 35
    • مرداد 1392 36
    • تیر 1392 24
    • خرداد 1392 19
    • اردیبهشت 1392 26
    • فروردین 1392 18
    • اسفند 1391 31
    • بهمن 1391 20
    • دی 1391 15
    • آذر 1391 19
    • آبان 1391 44
    • مهر 1391 31
    • شهریور 1391 55
    • مرداد 1391 30
    • تیر 1391 6
    • خرداد 1391 15
    • اردیبهشت 1391 23
    • فروردین 1391 1
    • اسفند 1390 1
    • بهمن 1390 3
    • دی 1390 1
    • آذر 1390 3
    • آبان 1390 16
    • مهر 1390 23
    • شهریور 1390 3
    • مرداد 1390 7
    • تیر 1390 1

    تقویم

    تیر 1402
    ش ی د س چ پ ج
    1 2
    3 4 5 6 7 8 9
    10 11 12 13 14 15 16
    17 18 19 20 21 22 23
    24 25 26 27 28 29 30
    31

    جستجو


    آمار : 425945 بازدید Powered by Blogsky

    عناوین یادداشت‌ها

    • راز من و پنجره ها 1391/06/05 17:13
      از همانشب که تو در باغ پی پروانه به اصرار زمان می رفتی و من آنشب به تو رازی گفتم دیگر از راز من و پنجره ها هیچکس غیر تو آگاه نشد باغ بعد از تو دگر راز نگفت چشمه خشکید دگر ناز نکرد
    • هوس کردم ببوسم او لبونت 1391/06/05 02:02
      هوس کردم ببوسم او لبونت انرژی گیرم از کنج لبونت زبس تو غنچه کردی او لبو ره دلم می خوادسبویی از لبونت هوس کردم که امشب با تو مونم غزل گویم و با زلفت بخونم شراب چشم میگونت به من ده که مستم امشب و با یار دونم
    • بیا یک امشبی با ما وفا کن 1391/06/05 01:39
      چنو مستم که هوشیاری بعیده چنو خوابم که بیداری بعیده اگر آن یار جونی از در آیه چنو شادم که بیماری بعیده ز بس بی تابم امشب بیقرارم زبس بیمارم امشب نا ندارم همه از درد و هجران نگاره زبس بیزارم امشب تا ندارم چنو دل می بری که کس نتونه به غیر از او خدا هیچکس ندونه بیا یک امشبی با ما وفا کن که غیر از تو کسی با مو نمونه
    • گنجی گهری بود که آرام گرفت 1391/06/04 23:46
      عصر دیروز به مانند بسیاری روز های دیگر ناخودآگاه گذرم به پارک گنجی افتاد مثل همه این روز ها دوباره بر سر مزار دکتر بودم و نثار فاتحه ای .دو نوجوان از راه می رسند و یکی می گوید اینجا چیه، دیگری می گوید اینجا قبر گنجی است و و باز او می پرسد گنجی کیه و من مبهوت ناخوداگاه به زبانم جاری می گردد. گنجی گهری بود که آرام گرفت...
    • طعم خوش و ناب زعفرنو اَیه 1391/06/04 23:41
      اگرچه رفته روزای جوونی به دیدارت میام ای یار جونی شراب مود اگه پیدا نمی شه بده یک چای داغ زعفرونی محمد رضا حسینی مود روزو که برفته باز شویو اَیه دیدار مو و تو غزلو اَیه مود اگر نِدَره باغ انگور دگه طعم خوش و ناب زعفرنو اَیه با لهجه بیرجندی
    • یک لحظه نگاه ناب ما را کافی 1391/06/04 10:49
      یک جرعه شراب ناب ما را کافی یک بوسه بی جواب ما را کافی گر جرعه ما کفاف بوسش ندهد یک لحظه نگاه ناب ما را کافی
    • طاقت بیار 1391/06/03 15:10
      طاقت بیار که یک امشب سحر شود فردا هوای قصه ی عشقم دگر شود طاقت بیار که بی غمزه ی غماز روزگار دستم به دستی ساقی اهل هنر شود
    • یار تو اینجاست 1391/06/02 22:51
      به سیل گل نرو یار تو اینجاست گل و گلزار و دلدار تو اینجاست تو که دایم بسوی غم روانی بیا اینجا که غمخوار تو اینجاست دو چشمونم اگر دوزن به تیری اگر بندازنم در پیش شیری ز تو هرگز نمی گیرم دل ای دل اگر که مُر برن اندر اسیری مُر = من را
    • در صبح آرزو 1391/06/02 16:11
      در صبح آرزو که تو خواهی دمید از آن ، بر پشت بام خویش تو را می بینم در طلیعه صبح که چشم هنوز بینا نیست و باید گوش بر نسیم سحر سپرد صدای پای تو را می شنوم شاید نسیم خبری از آرزوی خفته من داشته باشد شاید سحر که بگذرد از دور سواری کوله بار آرزو بر دوش پیدا گردد. شاید امروز طلوع صبحی باشد که بارها خواب دیده ام بار ها از...
    • من به زخمه های گاه و بیگاه تو عادت دارم 1391/06/02 15:51
      من به زخمه های گاه و بیگاه تو عادت دارم با طعنه های بی دریغ تو من خو گرفته ام هر چند که زخمه های تو تاب و توان می گیرند ولی هنوز هم بودن بی تو مرا آزار می دهد. تحمل زخمه ها آسانتر تا تحمل لحظه های نبودن تو
    • تمرین تحمل کن 1391/06/01 08:27
      تا دلم می گیره تو به من می خندی تو به من می خندی تا دلم می گیره نمی دونم روزی که دلت می گیره کی به تو می خنده شاید اون روز بفهمی که دلگیری من خنده نداشت ولی اون نمی فهمه که دلگیری تو خنده نداره پس تمرین تحمل کن
    • و هنوز من دلم می گیرد 1391/06/01 07:33
      اول صبح دلم می گیرد وقتی می بینم پیرمرد کوله به دوش سر میدان به دنبال یکی لقمه نان به هر ماشین عبوری سرک می کشد . اول صبح بغض دلم را می فشارد وقتی می بینم حالا که وقت بازنشستگی اوست باید دنبال وانت جوانی بدود تا شاید برای کار صدایش کند. کارگر می خواهی؟ من هستم کارمن هم خوب است اما جوانک کجا به درد دلش گوش می دهد مرد...
    • عید آمد 1391/05/29 08:34
      عید آمد و روزه های ما به سر شد امید به شب قدر و سحرهای دگر شد عشق است جهان همه ز سر تا پایش تبریک به دوستان که فردای دگر شد عید آمد بوسه بر سحر باید زد صد بوسه به صبح پر شرر باید زد از بعد نماز عید و افطار لبش با طبل و دهل تبارک الله دگر باید زد ماه رمضان رفت و من افطار تو کردم افطار به رفتار و به کردار تو کردم هر چند...
    • فضای بی وجود تو 1391/05/27 21:17
      دیوار های خانه چه بی تاب می شوند وقتی نبود انعکاس تو را درک می کنند سقف های خانه چه کوتاه می شوند وقتی فضای بی وجود تو را درک می کنند خانه و پنجره هایش همه بی خواب می شوند وقتی نبود ذکر تو را درک می کنند دیگر مپرس ز آیینه و نور و صدا مرا تنها حضور توست که قلب مرا درک می کنند
    • بخدا که دل من تنگ شده 1391/05/27 21:00
      چه کسی می گوید دل من تنگ نشده صبحدم باز همان است دگر رنگ نشده دل بی تاب من از دوری تو سنگ نشده یا که پای دل سودازده ام لنگ نشده روزگاری سنگی است هم سنگی شده اند در دل دشت و بیابان وجود همه رنگی شده اند زین همه رنگ به بی رنگی دنیای پر از سنگ و سرود دل من فرصت اقرار سحر می خواهد فرصتی بهر ورانداز دگر می خواهد جام می در...
    • انعکاس شب بارانی من 1391/05/26 04:53
      انعکاس شب بارانی من گشتی تو انعکاسی ز پریشانی من گشتی تو تا که پنهان نکنی صحبت ایام مرا انعکاس دل و عریانی من گشتی تو انعکاسی به شب عشق مرا کافی بود دل بی تاب مرا عشق و صفا جاری بود صحبت غیر تو بر لوح دلم نقش نبست تا که عشق تو به لوح دل من ساری بود انعکاسی ز غروب دو چهان ما را بس وز جهان فرصت یک لحظه نهان مار ا بس ما...
    • غروب عشق 1391/05/26 02:30
      نمی خواهم غروب عشق را باور کنم هرگز نمی خواهم طلوع هجر را باور کنم هرگز نمی خواهم بمانم با سکوت سرد و سنگینت نمی خواهم نبود مهر را باور کنم هرگز
    • در غبار و باد باران گم شدی اما 1391/05/25 21:43
      تو دیشب در غبار و باد و باران گم شدی اما سکوت شام عشقت را برای من سحر کردی و آنشب تا به عمق قلب من تنها سفر کردی مرا از شعله شمع درونم یاخبر کردی سرود تازه ی دل را برایم تازه تر کردی کمند زلف و گیسویت برای من سپر کردی سفیر جان شدی از عشق پاک من حذر کردی ولی در سینه تنگ و حزین من تو دردی مستتر کردی کنون من ماندم درد...
    • نسیم صبح گیسویت 1391/05/25 20:37
      نسیم صبح گیسویت ز چشمم خواب می گیرد در این بی خوابی مطلق ز قلبم تاب می گیرد دلم در غربت چشمت سرا پا می شود خواهش در این خواهش ز چشمانم شراب ناب می گیرد
    • وعده بوسه به افطار 1391/05/25 04:47
      رمضان است مرا هست امید لب لعش افطار روزه عاشق و معشوق حرام است و ندانی انکار یادم آید که مرا وعده صد بوسه به افطار دهی رمضان رفت و ندیدم یکی بوسه ز لب های انار رمضان رفت و دلم رفت خیال لب مخمور تو ماند به یکی غمزه رضا کن دلم از لعبت آن چشم خمار گرچه رندیم و نظر باز و حریفان و رفیقان دانند ولی اینجا نه مرا هست تحمل نه...
    • به غیر از چشم مستت کارگر نیست 1391/05/24 03:39
      طلوع از طلعت من بی خبر نیست غروب از غربت من بر حذر نیست نه غربت نه غروب و نی طلوعم به غیر از چشم مستت کارگر نیست
    • پا پس نمی زارم 1391/05/24 03:20
      من امشب تا سحر می مانم و دم بر نمی آرم ز زلف یار اگر تیغ آیدم سر بر نمی دارم من امشب با دل مجنون خود عهدی دگر بستم که گر آتش ببارد ز آسمان پا پس نمی زارم
    • دلدار سرسخت 1391/05/24 02:44
      من امشب تا سحر بیدار بر تخت تو می مانم به صبح عاشقی غمخوار بر درد تو می مانم تو می دانی ز پیوند من و گیسوی مفتونت که تا صبح ابد دلدار سرسخت تو می مانم
    • شاخ آرزو 1391/05/24 02:36
      نمی بارد دلم تا دشت خشکش حاصلی آرد نمی سوزد دلم تا سوزشش دردی برای آبرو آرد نه می بارد نه می سوزد نه بگذارد غرورش را نمی دانم بود روزی که امیدی به شاخ آرزو آرد
    • وعدگاه عشق 1391/05/24 02:04
      دو چشمت را قرار و وعدگاه عشق می خواهم نگاهت را فرود لحظه های عشق می خواهم به دل جز مهر مهرویی کمان ابرو نمی خواهم سکوتت را طلوع و رهنمای عشق می خواهم
    • وعده ی افطار 1391/05/23 21:48
      رمضان گشت و مرا وعده ی افطار دهی وعده بوسه ی رنگین شرربار دهی بس که پس بود هوا در شب بارانی تو ترسم عید آید و این وعده به تکرار دهی
    • از سیب عریان بگذریم 1391/05/23 21:37
      کاش می شد از زمستان بگذریم کاش می شد از هجوم برف و طوفان بگذریم کاش می شد از فراسوی غبار زندگی بگذریم از آدم و از سیب عریان بگذریم
    • ما را امید و محبت بدینجا کشانده است 1391/05/22 14:19
      به یک لحظه که از عمق دلی گیریم آهی تمام عمر خود شیرازه بندیم ما را امید در و گوهر از شما نبود خوش بوده و باشیم به یک گوشه چشمی ما جز به امید نگهی کار نکردیم صدبار بدیدند و ندیدم نگاهی ما را امید و محبت بدینجا کشانده است ورنه در منزل اول نفس از ما بریده اند
    • فرصت ده 1391/05/22 12:02
      بگذر ای آه و به درد دل ما فرصت ده فرصتی ده به اشکم بخدا فرصت ده شاید امشب برسد اشک به فریاد دلم دل ما دیده به راهست بخدا فرصت ده
    • من در زندگی دنبال سوال می گردم 1391/05/21 21:06
      جواب را نمی دانم چون سوال را نمی دانم همه راه می افتند دنبال جواب می گردند من در زندگی دنبال سوال می گردم فقط می دانم جواب من در زندگی زیر علامت سوال بزرگی قرار دارد . من پر از سوالم , سوال هایی که همه بی جوابند ولی هنوز سوال اصلی را پیدا نکرده ام. جون همه اینها با هم جمع شدند و یک سوال بزرگ شدند ولی اون سوال هنوز از...
    • 955
    • 1
    • ...
    • 26
    • 27
    • صفحه 28
    • 29
    • 30
    • ...
    • 32