خانه عناوین مطالب تماس با من

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

من و وبلاگ و دلنوشته ها

این وبلاگ رو درست کردم که حرفامو بزنم (حرفایی که جای دیگه نمی تونم بزنم)..... ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر شیر باشم چون اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم....... گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم چون احد مطالب وبلاگ شامل:........................ خود نویسی : اظهار نظر ها و مطالب من در مورد مسائل مختلف فرهنگی ُ اجتماعی سیاسی ورزشی و غیره هست............. فتو وبنویسی : عکس هایی هست که برداشت می کنم و گاهی مناسب می بینم اینجا بگذارم .................................... دل نویسی : افکار منظوم و منثور من است که از دلم بیرون می آید و د ر واقع دل نویسی وبنگاری حرف های دلم است که مستقیم و بدون هیچ واسظه ای از دل به صفحه کلید و از صفحه کلید بر صفحه وب جاری می گردد. این بخش را بیشتر از بقیه دوست دارم .... شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی...... این دلنوشته های درهم من را جدا کنی...... تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است......... باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی......... طنز نویسی : تلاش من برای گفتن و نوشتن بعضی مطالب بصورت طنز است........ خاطره نویسی : وب نویسی بعضی از خاطرات من است که هوس می کنم به قلم آورم و بر صفحه وب جاری کنم. کپی نویسی : این مطالب در واقع مربوط به من نیست و تنها چون از آنها خوشم آمده از سایت ها و وبلاگ های دیگر کپی کرده ام ............ القصه وب نویسی دفترچه نوشته های از دل برآمده و کاملا شخصی من است پس دنبال بازدید کننده نیستم فقط برای خودم می نویسم ، وبلاگ های دیگری دارم که برای همکلاسی ها ، همولایتی ها ، همشهری ها و هموطنان می نویسم ولی این برای خودم است خود خودم . بازدید کنندش هم خود من هستم. اگر کسی آمد هم خوش آمد . اینجا خلوت من است . مهمانم باشید و درگوشی از نواقص و ایرادات و احساس تان در مورد نوشته هایم بگویید............... ایمیل من: mahmasoudi@gmail.com ادامه...

نظرسنجی

سلام دلنوشته های وبلاگ را در چه سطحی می بینید

    روزانه‌ها

    همه
    • محمود مسعودی در سایت شعر ناب
    • محمود مسعودی در سایت شعر نو
    • زمین شناسی 69 دانشگاه بیرجند
    • عکسخانه بیرجند
    • ژئوبلاگ
    • از گل تا دل
    • فتوبلاگ آیینه
    • دنیای بزرگ علی کوچولو

    پیوندها

    • گنجور
    • سارا شعر
    • عمران و معماری
    • داستان نویس مغرور
    • دلنوشته های کویری
    • اشعار شاعران بیرجند
    • غزل های منتظر محمد نوزادی
    • اشعار شاعران معاصر
    • شعر شاعران بیرجند
    • گلچین شعر معاصر
    • صدای آشنا
    • شعر نو

    دسته‌ها

    • دل نویسی 765
      • غزلواره 137
      • نوگونه 108
      • چارگانه 318
      • تکدانه 35
      • مثنوی مانند 15
      • و غیره ... 113
      • زمینشناسانه 9
      • بیرچندانه 20
      • سپیدانه 3
    • خود نویسی 76
    • خاطره نویسی 7
    • طنز نویسی 14
    • زیست محیطی 14
    • فتو وبنویسی 4
    • کپی نویسی 10
    • ژئو وبنویسی 1

    برگه‌ها

    • در مورد وبلاگ

    جدیدترین یادداشت‌ها

    همه
    • تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی مرا آتش زدی، خود را درون من رها کردی چه خرم بودم و خوشدل به بوی آب بر کاگل...
    • دل قوی دار دل قوی دار و پر از شوق،که بر می گردیم از شب تیره گذر کرده ،سحر می گردیم پیله ترکانده و با بال و پر تازه تری ما جهش کرده...
    • بَدیش اینه که ۱۴ روز دیگه می فهمیم چکار کرده ایم سال ها پیش استادی داشتیم می گفت ما ایرانی ها بهمون میگن بخاری می سوزه باور نمی کنیم میگیم حالا بزار امتحان کنم . سرمون...
    • چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما داغ به دل نشسته ای فسرده پود و تار ما نه راه پس،نه راه پیش،نه نور و نه ترانه ای که...
    • تاریخ جز تکرار،چیزی نیست م می خواهد قلم بردارم و بنویسم آدمیت را چه شده است انسانیت را چه شده است برما چه گذشته است اشک امانم نمی دهد نفسم می...
    • نه مرا طاقت دوری نه مرا طاقت دوری، نه تو را لطف حضوری نه تو را نامه و مهری نه مرا شور و سروری شب مان دراز گشت و سحری نیامد از راه نه تو...
    • یک زمین یک زندگی یک زمین ،یک زندگی، یک روزگار یک بشر، یک عمر ،چند فصل بهار حیف نیست آغشته گردانیم شان با دروغ و حسرت و حرص و نقار محمود...
    • به بهانه ی مستند تالان به بهانه ی تالان. امشب خودم را به آخرین اکران های مستند تالان می رسانم. فیلم با تاباندن نور در اعماق زمین به آب آغاز می...
    • دلم برای تو تنگ است دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دلت تنگ است؟ میان عقل و عشق در کشور تو هم جنگ است؟ باورم...
    • ای جان چشم در چشم تو و گوش به فرمان توام تو اگر دم بزنی مرغ سخندان توام می نویسم که نسیم از نفست می خیزد عاشق لب زدن و گفتن ای...
    • دیدار دماوند کوله بر بسته دلم تا که به دیدار دماوند برود تا به نزدیکترین نقطه ی ایران به خداوند برود کوله بربسته که از کوه و در و...
    • مهر و مهربانی ِغیر مهر و مهربانی چیست در دنیای ما که منور می کند احساس ناپیدای ما رنگ می پاشد به اعماق ضمیر آدمی شوق می ریزد به...
    • خیال صحبت تو زنده می کند دل را مرا به جرم نکرده به دار خواهند زد تو را ز راه نرفته کنار خواهند زد اگر که سینه ای از عشق لب به لب گردد به شهر دیده ی او...
    • رویای تو رویاست تا..... رویای تو رویاست تا در خواب باشی در کرسی گرمت فقط بی تاب باشی بیدار اگر گردی و راهی، بلکه روزی در قله ای هم صحبت مهتاب...
    • گره از زلف چمن باز کنیم ای دوست بیا ز خویش و پیله پرواز کنیم با حضرت عشق و با طبیعت آغاز کنیم صدبار گره زدیم،زلف چمن و نبود حاصل امسال،گره از...
    • کشف کن کوه و در دشت و دمن بنام خدایی که در جسم روح آفرید جهان را چنین کامل و باشکوه آفرید به هر کس نشانی ز احساس داد مرا عاشق قله و سنگ و کوه...
    • کاش بارانی ببارد کاش ابر آسمان خاک زمین یاری کند تا زمین تشنه احساس امیدواری کند مهربان گردد زمین با دانه های سربزیر دانه نومید هم،احساس...
    • روزمرَگی ملی روزمرَگی ملی زلزله ما را می کشد معدن ما را حبس می کند.کشتی ما را غرق می کند.پلاسکو ما را به آتش می کشد.خشکسالی نفس ما...
    • ای زلزله جان چطور مطوری خوبی ای زلزله جان چطور مطوری خوبی داری به کجای مملکت می کوبی گویند دوباره قصد تهران کردی شاید که تو هم پی ژن مرغوبی از بس که...
    • پتوی خرافات زلزله ما را می کشد آتش ما را می سوزاند تونل ما را می بلعد سیل ما را می برد و ما چقدر سخت جانیم انگار پتوی خرافات ما را...
    • باران که می آید باران که می آید زمین هم حرف های تازه ای دارد. تمام بوته ها عاشق تر از پیش اند تمام جوی ها جاری، تمام رودها آواز می...
    • پاییز نرو پاییز نرو فرصت دلتنگی نیست زیبایی تو به هیچ آهنگی نیست عشقم شده هر روز ببینم رویت یکسال کم از هزار فرسنگی نیست محمود...
    • دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد قفس هر چند بزرگ باشد دل انسان می گیرد اگر صدها خیابان دارد و میدان و ده ها پارک...
    • مانند یک بوسه که بر داغی یک احساس می تازد تو را مثل گلی در دامن یک دشت ناهموار می خواهم به دشتی که به غیر از زوزه بادی ندارد یار می خواهم تو را مثل نسیمی در میان...
    • سرگذشت نفت (از تشکیل تا کشف) شعر نفت از تشکیل تا کشف بنام خداوند چین و گسل خداوند دشت و خدای قلل بنام خداوند شعر و شعور خدای دوبیتی خدای غزل بنام...
    • پناه من فقط تار است پناه من فقط تار است در شب های تار من که شاید مرهمی باشد به زخم انتظار من نه گل روییده در باغم،نه آبی مانده در جویم چه...
    • مدتی هست مدتی هست که پر کرده پدافندش را دو لب و لپ و نگاه های هدفمندش را می زند تیر چپ و راست به دیوار دلم دل افتاده به میدان...
    • رقص گل از واجبات خواهد شد سال هاست که گنج های زمین جای گل ،گلوله می شوند جای محبت ،نفرت می کارند و زمین متحیر از این قساوت به گرد خویش سرگردان به...
    • شما چرا؟ ای گلوله ها ای تفنگ ها ما آدم ها هزار دلیل داریم برای کشتن بنام دین برای ثروت به حکم سیاست شما چرا ؟ شما چرا قلب ها را...
    • عاشقانه باید دید عاشقانه باید دید این زمین و مردم را لاله های رنگی را،خوشه های گندم را عاشقانه باید رفت کوه و دشت و دریا را جرعه جرعه...
    • چراااااا؟خداااااا؟ چراااااا؟خداااااا؟ هر بار که انتحاری،انفجاری در اطراف می شود انگار لرزش ها و ترکش های آن مستقیم بر روح و روان مان وارد...
    • معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات 96 با نگاهی به آرای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مشاهده می شود تنها در چند استان...
    • شجریان در مقابل تتلو شجریان در مقابل تتلو کاری به نتایج انتخابات ندارم که هر چه باشد تا چند ساعت دیگر اعلام خواهد شد. آنچه آزارم می دهد این...
    • برای فردای انتخابات ریاست جمهوری 96 جدای از هر رنگی و هر تفکری همه به ایران می اندیشند اگرچه گاهی دروغ بگویند و بداخلاقی کنند که این هم متاسفانه مشخصه...
    • تحلیلی ساده از مناظرات انتخاباتی 96 یک تحلیل ساده از یک آدم ساده بعد از مناظره با خودم فکر می کردم اگر صدا و سیما از من بپرسد نظر شما در مورد مناطره ها...
    • پوپولیسم یعنی چه؟ پسرم گفت پوپولیسم یعنی چه که شده ورد زبان کوچه و بازار یعنی استفاده بهینه ی از آمار از دین و مذهب،از کار،از همکار از...
    • صبح خوبست صبح خوبست که همصحبت باران باشی همدل و همنفس سبز بهاران باشی رود و دریاچه و جنگل همه را درک کنی خاصه تر آنکه به ملک...
    • آژیر زلزله (شعری از زبان زمین لرزه ای که خواهد آمد ) شبی،روزی ،غروبی یا سحرگاهی زمانی که شود تسلیم سنگ سخت کوهستان و زان ناگه فروریزد سکوت سرد سنگستان سوار سینه ی امواج...
    • مقصر حادثه پلاسکو کیست؟ یکی از مهمترین بحث ها و شاید وطایف ما بعد از هر حادثه این است که مقصر را پیدا کنیم. مقصرانی که همه می شناسیم ولی برای...
    • دشمن خر است ( خریت های روزانه ما آدم ها) هیچ می دانی که در دنیای ما چند تن خر است البته منظور غیر از خر، که او رسما خر است در علوم زیست شناسی خر فقط یک گونه است...
    • تاخیر و دیگر هیچ تاخیر و دیگر هیچ ساعت حدود ۲۳ به تحویل بار فرودگاه می رسم منتظر می مانم تا با آژیر نوار نقاله ورود بار اعلام شود نکاهی...
    • بسوزیم و بسازیم غریبه ای هستم در میان شهری بزرگ نه شهر مرا قبول می کند نه من او را نه من با او کنار می آیم نه او با من ولی از جبر...
    • به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند اگر جا کم بیارن شـــــــک نکن در ماه می سازند نه تنها دولتی ،بلکه پیام نـــور و...
    • مثال قطره آبی چنان گاهی فشارم می دهد دیوار این زندان که می ترسم فرو ریزد ز دیوار دهان دندان چنان در بطن و دهلیزم ز خون فریاد می آید...
    • می چسبه چای آتیشی ولی کو چای آتیشی؟ این شعر در یک سفر زمین شناسی سروده شده و در آن از کلمات زمین شناسی استفاده کردیده است. تراست زیر بارون و با چند تا دوست...
    • تاراج قطار شهر ها را هواپیما قاره ها را سفینه سیاره ها را به هم نزدیک می کند اینترنت فاصله ها را ماشین سختی ها را پول کمبود...
    • فیش نامه ایا یا ایهاالساقی کجا رفت کاس و ناول ها که فیش اول نمود آسان ولی افتاد مشکل ها گرفتم فیش و گفتم می خورم یک آب هم رویش...
    • تبخیر آرزوها هر صبح شیشه ی گاز دار آرزوهایم را باز می کنم جرعه ای می نوشم و پا در خیابانی خسته می گذارم با عابرانی خسته تر از خودم...
    • آیه ی امن یجیب احساس او به شاخسار گلم عندلیب داشت اقرار می کنم که حالت من را عجیب داشت اقرار می کنم که ذهن مرا پاک خوانده بود هر تحفه...
    • یاد بیرجند یاد بیرجند در دلم هر روز غوغا می کند در رحیم آباد چشمت شور پیدا می کند بین میدان ابوذر تا خیابان حکیم با شهیدان نگاهت...

    بایگانی

    • تیر 1402 1
    • فروردین 1399 1
    • اسفند 1398 1
    • اسفند 1397 1
    • بهمن 1397 3
    • دی 1397 1
    • مرداد 1397 4
    • اردیبهشت 1397 1
    • فروردین 1397 2
    • اسفند 1396 1
    • بهمن 1396 1
    • دی 1396 4
    • آذر 1396 2
    • آبان 1396 1
    • مهر 1396 1
    • شهریور 1396 1
    • مرداد 1396 1
    • خرداد 1396 5
    • اردیبهشت 1396 5
    • بهمن 1395 2
    • آبان 1395 1
    • مهر 1395 2
    • شهریور 1395 2
    • مرداد 1395 1
    • تیر 1395 3
    • اردیبهشت 1395 1
    • فروردین 1395 5
    • بهمن 1394 2
    • دی 1394 4
    • آذر 1394 3
    • آبان 1394 4
    • مهر 1394 2
    • شهریور 1394 6
    • مرداد 1394 4
    • تیر 1394 3
    • خرداد 1394 3
    • اردیبهشت 1394 3
    • فروردین 1394 7
    • اسفند 1393 6
    • بهمن 1393 4
    • دی 1393 8
    • آذر 1393 9
    • آبان 1393 8
    • مهر 1393 9
    • شهریور 1393 10
    • مرداد 1393 32
    • تیر 1393 24
    • خرداد 1393 24
    • اردیبهشت 1393 11
    • فروردین 1393 25
    • اسفند 1392 25
    • بهمن 1392 31
    • دی 1392 36
    • آذر 1392 38
    • آبان 1392 24
    • مهر 1392 30
    • شهریور 1392 35
    • مرداد 1392 36
    • تیر 1392 24
    • خرداد 1392 19
    • اردیبهشت 1392 26
    • فروردین 1392 18
    • اسفند 1391 31
    • بهمن 1391 20
    • دی 1391 15
    • آذر 1391 19
    • آبان 1391 44
    • مهر 1391 31
    • شهریور 1391 55
    • مرداد 1391 30
    • تیر 1391 6
    • خرداد 1391 15
    • اردیبهشت 1391 23
    • فروردین 1391 1
    • اسفند 1390 1
    • بهمن 1390 3
    • دی 1390 1
    • آذر 1390 3
    • آبان 1390 16
    • مهر 1390 23
    • شهریور 1390 3
    • مرداد 1390 7
    • تیر 1390 1

    تقویم

    تیر 1402
    ش ی د س چ پ ج
    1 2
    3 4 5 6 7 8 9
    10 11 12 13 14 15 16
    17 18 19 20 21 22 23
    24 25 26 27 28 29 30
    31

    جستجو


    آمار : 430387 بازدید Powered by Blogsky

    عناوین یادداشت‌ها

    • بقچه بر بند 1391/10/19 20:14
      بقچه بر بند ماسه ها منتظرند بگذر از سردی دود و ماشین راهی شام کویرم که مهتاب رخ است راهی شب و سحر ها که پر از استاره ست راهی صبح کویرم که بی تاب من است بقچه بربند سفر در پیش است ماسه های بادی، بادهای خاکی تپه های پر چین ، چینه های رنگین همه افسانه لوتند و من افسون ویم می روم تا که به آرامش صحرا برسم ماسه در دست بگیرم...
    • گندمزار عشق 1391/10/15 18:08
      به گندمزار عشقت لانه دارم به زیر پای گندم خانه دارم مرا که گندم چشم تو کافیست که گوید حسرت میخانه دارم به جوی باغ گندمزار کویت بیاد خوشه های زلف و مویت همیشه غرق دریایم و لیکن کجا ترس از شب خمخانه دارم بسی گندم بدیدم زرد و شادان بیاد چرخش زلف تو حیران چسان سازم تحمل خویشتن را که غیر تاب زلفت لانه دارم بگو کی می رسد...
    • کافی بود 1391/10/15 18:01
      من آن نیم که دست کنم پیش کس دراز یا پرچم تسلیم غیرخدا در حال اهتزاز آتش به خرمن بود و نبود می زنم کافی بود که عشق خدا هست بر فراز
    • قصاص است نگو نه 1391/10/13 10:43
      من بوسه ز لب های تو خواهم تو نگو نه صد غمزه ز چشمان تو خواهم تو نگو نه گر کار من تو به ره محتسب افتاد قاضی چو بگوید که قصاص است نگو نه
    • یه جورایی 1391/10/12 18:35
      یه جورایی دلم تنگه که باور کردنش سخته نفس در سینه محبوس و گلو بگرفته ی بغضه نه می شه گفت حرفا رو و نه می شه بی خیالش شد نه می شه راه رو بستن نه می شه بی حسابش شد فقط یک راه می مونه که بارون خدا از آسمون عشق جاری شه تموم درد دل ها رو بشوره تا دوباره رود خوشحالی به توی دشت سینه جاری شه
    • از چشمان تو خواندم 1391/10/10 16:10
      من از چشمان تو خواندم : که باید کوله بر بندم دگر جای من اینجا نیست در این تفتیده ی بی باد و بی باران در این حرمت شکن و این لحظه های تا ابد بی جان من از لب های تو خواندم که مانم تا ابد تشنه چو بوتیمار سر گردان تمام عمر با غصّه چو اُشتر در میان دشت افتاده نه آب و نه علف نی ساربان عاشقی تا حال من پرسد من از ابروی تو...
    • کبوتر های من 1391/10/09 10:01
      کبوتر های من دل تنگ تنگم خمار لحظه های رنگ وارنگم کبوتر های من دوری چه سخته نشستن بی شما هفت روز هفته کبوتر های من سبزی صحرا کویرند بی شما تنهای تنها کبوتر های من کافی است قصّه نمی خواهم بگویم غم و غصّه
    • بجنبید زمان کوتاه است 1391/10/07 22:48
      چرخش عقربه ها گذر ثانیه ها تاپ تاپ دل ما همه گویند بجنبید زمان کوتاه است برگ های پاییز سینه های لبریز مردن هر پالیز همه گویند بجنبید زمان کوتاه است خویش در آیینه ها رفتن سفینه ها جستن دفینه ها همه گویند بجنبید زمان کوتاه است عمر کوتاه بهار بی وفایی نگار دوری از اهل دیار همه گویند بجنبید زمان کوتاه است اشک های شادی عشق...
    • یک بوسه ز روی ماه 1391/10/06 16:05
      یک بوسه ز روی ماه امید من است رخ در رخ خورشید شب عید من است خوش بگذرد ایام چو ماه و خورشید یکجا شده غارتگر تردید من است --------------------------------------- یک بوسه ز روی ماه ما را کافی یک جرعه از آن نگاه ما را کافی کافیست که گل نموده گلزار لبت بوییدن آن گلاب ناب ما را کافی ------------------------------------ شبنم...
    • گل نشین هامون 1391/10/06 11:34
      بنگر که دیده های من از فرقت تو پرخون است چرخ های زندگیم گل نشین هامون است حتی صدای جغد در این آشیان نمی آید گویی تمام زندگیم قصه گوی مجنون است
    • واکن لبان غنچه را 1391/10/05 19:49
      واکن لبان غنچه را که جوان می کنی مرا بشکن سکوت روزه را نگران می کنی مرا ما را به قول و وعده فریبی ولی تو را خدا وفا بکن که روان سوی خزان می کنی مرا عمری میان زلف تو گم بوده ام ولی اکنون هنوز وعده به تیر و سنان می کنی مرا بگشا دو چشم خفته به این روزگار آشفته بنگر مرا که دست بر آسمان می کنی مرا تایید چشم و تکذیب لبت جان...
    • از قافله ی عمر عقب مانده مباش 1391/10/05 08:52
      از قافلـه ی عمر عقب مـانده مباش حسرت خور لحظه های جامانده مباش این لحظه که در دست تو است قدر بدان یاریگر این ساعت بی ترمز پر دنده مباش
    • شب چلّه ست 1391/10/02 10:25
      شب چلّه ست و هندونه صفا داره لبون سرخ یار از مو تقاضای وفا داره بنازم ای شب پر طول و پر پهنا دراز تر شو که یار از ما تمنایی جدا داره
    • به سنگ خارا 1391/09/28 07:18
      آزار کسان به ریگ صحرا مهر دگران به سنگ خارا بنویس که بر باد رود آن وین مانده به عمر یادگارا
    • ای دل اگر حریم خدا خواهی 1391/09/26 18:13
      ای دل اگر حریم خدا خواهی آرزو مکن جز در حریم خدا عاشقی کنی شکوه از اهل زمانه غم به دل جا کردن است جوهری باید که از اهل زمانه بگذری ز بس که دیدم از نیرنگ و رنگ سربزیران به هر سردر گریبان چشم صد شکاک دارم
    • تو هستی تمام امیدم ز روز الست 1391/09/26 17:47
      به باران به شبنم به صحرا به دشت به دریا به فردا به هر چی که هست به دین و به آیین به شعر و غزل تو هستی تمام امیدم ز روز الست
    • نگو دیگر خداحافظ 1391/09/24 11:04
      نگاهت بر زمین انداختی گفتی خداحافظ سکوتم را رضایت دیدی و رفتی خداحافظ تمام خاطرات سال های عشق و دلشادی همه یکجا برون از کوله اندازی خداحافظ تمام اشک های مانده در جام تهی ما را بدون دست یا آهی رها سازی خداحافظ سرود ناشنیده خواندی و ناخوانده شعرم را دوباره بر خیال و شعر من تازی خداحافظ اگر چه چشم من آیینه ای هست تار می...
    • اذعان می کنم 1391/09/17 17:02
      خویش را در مستی چشم تو پنهان می کنم در درون چشم تو افکار پنهان خود عریان می کنم شعله ای هست بی زبان در قلب و در افکار من من هم اینسان بر ظهور عشق اذعان می کنم
    • زمین لرزه در زیرکوه قاینات (باز می لرزد دلم) 1391/09/16 10:36
      زیرکوه قاینات از آنجاهایی است که با وجود گسل های فعال سالهاست می لرزد و خواهد لرزید و ما هی می سازیم و زمین لرزه هی ویران می کند . سال ها پیش که مدتی در ژاپن مهمان چشم بادامی ها بودم مهمانی بود در طبقه 30 یک آسمانخراش ، با یکی از افرادی که در همانجا مشغول کار بود بحث زمین لرزه شد وی می گفت در سالن سخنرانی اینجا گاهی...
    • زندگی شعریست نسرودن حرام 1391/09/15 08:50
      زندگی شعریست نسرودن حرام زندگی جامیست بشکستن حرام زندگی سازیست کوکش کن بزن با چنین سازی نرقصیدن حرام زندگی دریـاست عمقش مهربـان ظاهر هستـی پرستیـدن حرام زندگی رودیست ماهی شو در آن با چنین رودی نجنبیـدن حرام زندگی سبز است چشمانت بشور سوی زردی ها گـرائیـدن حرام زندگی راهیست در دستـان تو در چنین راهـی خرامیـدن حرام زندگی...
    • کودکی بودیم 1391/09/13 15:54
      کودکی بودیم در این اندیشه فردا چون کنیم و چون شود خوش بدیم فردا چو آید لیلی ما عاشق مجنون شود روزگار بر ما گذشت و بر تمام مردمان نامدار این دیار منتظر بر بازی اویم که گوید فردا چون کنید و چون شود
    • شبی سرد است 1391/09/13 15:31
      شبی سرد است و من در گوشه ای کز کرده تنهایم هوا ابری شده باران همی آید و من بی تاب فردایم که فردا دخترک بی کفش و بی چکمه هراسان است و من در خلوت تنهایی خود در پی بازار بی فردای دنیایم به فکر هیزم خیسم که گرمایی ندارد بهر دستانش به فکر اشکم و دودی که از هیزم برآید سوی غم هایم پدر گوید که گر باران نبارد تمام مزد فردا...
    • به اشکت قسم 1391/09/13 00:47
      به اشکت قسم بی تو من مرده ام به چشمت قسم بی تو پژمرده ام نرو سوی تنهایی خویش با ما بمان به زلفت قسم بی حضور تو آزرده ام به شبنم قسم بی تو کی زنده ام به مرهم قسم بی تو کی دیده ام ز چشمم عبوری ز قلبم حضوری به هر دم قسم بی تو غم دیده ام
    • سر بکش ثانیه های پر را 1391/09/11 22:44
      زیر درخت احساس بعد از عبور از کوچه اقاقی دو قدم مانده به طلوع شبنم نرسیده به آخرین برگ پلاسیده باغ روی سختی زمین زیر زردی درخت کنار قارچ های هرزه در بستر برگ های زرد مابین کرمهایی که می لولند و دنبال حشرات بی جانند در آخرین ثانیه های هستی زمانیکه آخرین جرعه زمین سرکشیده می شود لحظه ای دفن شده پی آن می گردم اگر آدرس...
    • بدور از چشم مردم 1391/09/11 19:27
      بیا با هم بریم گندم بچینیم غروب و دشت گند مزار ببینم به هنگام غروب چشم هایت بدور از چشم مردم گل بچینیم
    • من فکر زمستانم و او فکر بهار 1391/09/11 08:42
      از زبان مورچه من فکـر زمستـانم و او فکـر بهـار من چشم به او دارم و او میل نگار او صیـد مـن و به دام صـیـّاد دگـر من تشنه ی ماندنم و او فکر فـرار از زبان دانه من میل به بالا و تو میلت به زمین من میل به آسمان و تو خاک غمین هر کس به سرود خویشتن اندیشد مـن به فکـر رویشـم و تو فکـر کمیـن
    • قرمز می فروشم تا سبز کنم 1391/09/10 16:56
      سر چاراه گل سرخی حکم به توقفم داد گفتم دیر است باید بروم گفت قرمز است گفتم چی گل را می گویی یا چراغ را گفت هر دو ولی چه فرقی می کند به احترام هر دو باید ایستاد چراغ را بخاطر قانون و گل را بخاطر عشق هر دو قرمزند ولی یکی دیگر را سبز می کنند می گویم خودت چی می گوید من را هم من زردم که قرمز می فروشم تا سبز شوم و سبز کنم...
    • من مسافرم 1391/09/10 16:28
      من مسافرم مسافر شهر های دور فکر من کوتاه و زادم در غبار هر کسی گوید به نوعی زادگاهم را یکی گوید، ناگهان از آسمان افتاده ای یکی گوید تو بویی از بهشت آورده ای دیگری گویدکه جد توست میمونی زرنگ هر کسی گوید به نوعی و منم حیران و سرگردان و می دانم سفر دارم سفر تا روز های ناشنیده ، راه های ناشناخته و فکرهای کس ندیده فقط دانم...
    • من عاشق و تو فراری از من چکنم 1391/09/08 09:12
      من عاشق و تو فراری از من چکنم جان بر کف من، تو دوری از من چکنم از برق تو آتش به تمام هستیم افتاده آتش تو ندیده ای به باغ و خرمن چکنم
    • شاعران چشم تو خوابیده اند 1391/09/06 16:40
      شاعران چشم تو خوابیده اند بسکه مخموزند از چشمان تو گلرخان رخساره پنهان کرده اند بسکه مقهورند از رخسار تو این چه رفتار و چه گفتار و چه پندار است که در بازار شام ساحران افتاده اند در گوشه ای بسکه مسحورند از اذکار تو
    • 955
    • 1
    • ...
    • 21
    • 22
    • صفحه 23
    • 24
    • 25
    • ...
    • 32