خانه عناوین مطالب تماس با من

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

من و وبلاگ و دلنوشته ها

این وبلاگ رو درست کردم که حرفامو بزنم (حرفایی که جای دیگه نمی تونم بزنم)..... ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر شیر باشم چون اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم....... گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم چون احد مطالب وبلاگ شامل:........................ خود نویسی : اظهار نظر ها و مطالب من در مورد مسائل مختلف فرهنگی ُ اجتماعی سیاسی ورزشی و غیره هست............. فتو وبنویسی : عکس هایی هست که برداشت می کنم و گاهی مناسب می بینم اینجا بگذارم .................................... دل نویسی : افکار منظوم و منثور من است که از دلم بیرون می آید و د ر واقع دل نویسی وبنگاری حرف های دلم است که مستقیم و بدون هیچ واسظه ای از دل به صفحه کلید و از صفحه کلید بر صفحه وب جاری می گردد. این بخش را بیشتر از بقیه دوست دارم .... شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی...... این دلنوشته های درهم من را جدا کنی...... تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است......... باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی......... طنز نویسی : تلاش من برای گفتن و نوشتن بعضی مطالب بصورت طنز است........ خاطره نویسی : وب نویسی بعضی از خاطرات من است که هوس می کنم به قلم آورم و بر صفحه وب جاری کنم. کپی نویسی : این مطالب در واقع مربوط به من نیست و تنها چون از آنها خوشم آمده از سایت ها و وبلاگ های دیگر کپی کرده ام ............ القصه وب نویسی دفترچه نوشته های از دل برآمده و کاملا شخصی من است پس دنبال بازدید کننده نیستم فقط برای خودم می نویسم ، وبلاگ های دیگری دارم که برای همکلاسی ها ، همولایتی ها ، همشهری ها و هموطنان می نویسم ولی این برای خودم است خود خودم . بازدید کنندش هم خود من هستم. اگر کسی آمد هم خوش آمد . اینجا خلوت من است . مهمانم باشید و درگوشی از نواقص و ایرادات و احساس تان در مورد نوشته هایم بگویید............... ایمیل من: mahmasoudi@gmail.com ادامه...

نظرسنجی

سلام دلنوشته های وبلاگ را در چه سطحی می بینید

    روزانه‌ها

    همه
    • محمود مسعودی در سایت شعر ناب
    • محمود مسعودی در سایت شعر نو
    • زمین شناسی 69 دانشگاه بیرجند
    • عکسخانه بیرجند
    • ژئوبلاگ
    • از گل تا دل
    • فتوبلاگ آیینه
    • دنیای بزرگ علی کوچولو

    پیوندها

    • گنجور
    • سارا شعر
    • عمران و معماری
    • داستان نویس مغرور
    • دلنوشته های کویری
    • اشعار شاعران بیرجند
    • غزل های منتظر محمد نوزادی
    • اشعار شاعران معاصر
    • شعر شاعران بیرجند
    • گلچین شعر معاصر
    • صدای آشنا
    • شعر نو

    دسته‌ها

    • دل نویسی 765
      • غزلواره 137
      • نوگونه 108
      • چارگانه 318
      • تکدانه 35
      • مثنوی مانند 15
      • و غیره ... 113
      • زمینشناسانه 9
      • بیرچندانه 20
      • سپیدانه 3
    • خود نویسی 76
    • خاطره نویسی 7
    • طنز نویسی 14
    • زیست محیطی 14
    • فتو وبنویسی 4
    • کپی نویسی 10
    • ژئو وبنویسی 1

    برگه‌ها

    • در مورد وبلاگ

    جدیدترین یادداشت‌ها

    همه
    • تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی مرا آتش زدی، خود را درون من رها کردی چه خرم بودم و خوشدل به بوی آب بر کاگل...
    • دل قوی دار دل قوی دار و پر از شوق،که بر می گردیم از شب تیره گذر کرده ،سحر می گردیم پیله ترکانده و با بال و پر تازه تری ما جهش کرده...
    • بَدیش اینه که ۱۴ روز دیگه می فهمیم چکار کرده ایم سال ها پیش استادی داشتیم می گفت ما ایرانی ها بهمون میگن بخاری می سوزه باور نمی کنیم میگیم حالا بزار امتحان کنم . سرمون...
    • چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما داغ به دل نشسته ای فسرده پود و تار ما نه راه پس،نه راه پیش،نه نور و نه ترانه ای که...
    • تاریخ جز تکرار،چیزی نیست م می خواهد قلم بردارم و بنویسم آدمیت را چه شده است انسانیت را چه شده است برما چه گذشته است اشک امانم نمی دهد نفسم می...
    • نه مرا طاقت دوری نه مرا طاقت دوری، نه تو را لطف حضوری نه تو را نامه و مهری نه مرا شور و سروری شب مان دراز گشت و سحری نیامد از راه نه تو...
    • یک زمین یک زندگی یک زمین ،یک زندگی، یک روزگار یک بشر، یک عمر ،چند فصل بهار حیف نیست آغشته گردانیم شان با دروغ و حسرت و حرص و نقار محمود...
    • به بهانه ی مستند تالان به بهانه ی تالان. امشب خودم را به آخرین اکران های مستند تالان می رسانم. فیلم با تاباندن نور در اعماق زمین به آب آغاز می...
    • دلم برای تو تنگ است دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دلت تنگ است؟ میان عقل و عشق در کشور تو هم جنگ است؟ باورم...
    • ای جان چشم در چشم تو و گوش به فرمان توام تو اگر دم بزنی مرغ سخندان توام می نویسم که نسیم از نفست می خیزد عاشق لب زدن و گفتن ای...
    • دیدار دماوند کوله بر بسته دلم تا که به دیدار دماوند برود تا به نزدیکترین نقطه ی ایران به خداوند برود کوله بربسته که از کوه و در و...
    • مهر و مهربانی ِغیر مهر و مهربانی چیست در دنیای ما که منور می کند احساس ناپیدای ما رنگ می پاشد به اعماق ضمیر آدمی شوق می ریزد به...
    • خیال صحبت تو زنده می کند دل را مرا به جرم نکرده به دار خواهند زد تو را ز راه نرفته کنار خواهند زد اگر که سینه ای از عشق لب به لب گردد به شهر دیده ی او...
    • رویای تو رویاست تا..... رویای تو رویاست تا در خواب باشی در کرسی گرمت فقط بی تاب باشی بیدار اگر گردی و راهی، بلکه روزی در قله ای هم صحبت مهتاب...
    • گره از زلف چمن باز کنیم ای دوست بیا ز خویش و پیله پرواز کنیم با حضرت عشق و با طبیعت آغاز کنیم صدبار گره زدیم،زلف چمن و نبود حاصل امسال،گره از...
    • کشف کن کوه و در دشت و دمن بنام خدایی که در جسم روح آفرید جهان را چنین کامل و باشکوه آفرید به هر کس نشانی ز احساس داد مرا عاشق قله و سنگ و کوه...
    • کاش بارانی ببارد کاش ابر آسمان خاک زمین یاری کند تا زمین تشنه احساس امیدواری کند مهربان گردد زمین با دانه های سربزیر دانه نومید هم،احساس...
    • روزمرَگی ملی روزمرَگی ملی زلزله ما را می کشد معدن ما را حبس می کند.کشتی ما را غرق می کند.پلاسکو ما را به آتش می کشد.خشکسالی نفس ما...
    • ای زلزله جان چطور مطوری خوبی ای زلزله جان چطور مطوری خوبی داری به کجای مملکت می کوبی گویند دوباره قصد تهران کردی شاید که تو هم پی ژن مرغوبی از بس که...
    • پتوی خرافات زلزله ما را می کشد آتش ما را می سوزاند تونل ما را می بلعد سیل ما را می برد و ما چقدر سخت جانیم انگار پتوی خرافات ما را...
    • باران که می آید باران که می آید زمین هم حرف های تازه ای دارد. تمام بوته ها عاشق تر از پیش اند تمام جوی ها جاری، تمام رودها آواز می...
    • پاییز نرو پاییز نرو فرصت دلتنگی نیست زیبایی تو به هیچ آهنگی نیست عشقم شده هر روز ببینم رویت یکسال کم از هزار فرسنگی نیست محمود...
    • دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد قفس هر چند بزرگ باشد دل انسان می گیرد اگر صدها خیابان دارد و میدان و ده ها پارک...
    • مانند یک بوسه که بر داغی یک احساس می تازد تو را مثل گلی در دامن یک دشت ناهموار می خواهم به دشتی که به غیر از زوزه بادی ندارد یار می خواهم تو را مثل نسیمی در میان...
    • سرگذشت نفت (از تشکیل تا کشف) شعر نفت از تشکیل تا کشف بنام خداوند چین و گسل خداوند دشت و خدای قلل بنام خداوند شعر و شعور خدای دوبیتی خدای غزل بنام...
    • پناه من فقط تار است پناه من فقط تار است در شب های تار من که شاید مرهمی باشد به زخم انتظار من نه گل روییده در باغم،نه آبی مانده در جویم چه...
    • مدتی هست مدتی هست که پر کرده پدافندش را دو لب و لپ و نگاه های هدفمندش را می زند تیر چپ و راست به دیوار دلم دل افتاده به میدان...
    • رقص گل از واجبات خواهد شد سال هاست که گنج های زمین جای گل ،گلوله می شوند جای محبت ،نفرت می کارند و زمین متحیر از این قساوت به گرد خویش سرگردان به...
    • شما چرا؟ ای گلوله ها ای تفنگ ها ما آدم ها هزار دلیل داریم برای کشتن بنام دین برای ثروت به حکم سیاست شما چرا ؟ شما چرا قلب ها را...
    • عاشقانه باید دید عاشقانه باید دید این زمین و مردم را لاله های رنگی را،خوشه های گندم را عاشقانه باید رفت کوه و دشت و دریا را جرعه جرعه...
    • چراااااا؟خداااااا؟ چراااااا؟خداااااا؟ هر بار که انتحاری،انفجاری در اطراف می شود انگار لرزش ها و ترکش های آن مستقیم بر روح و روان مان وارد...
    • معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات 96 با نگاهی به آرای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مشاهده می شود تنها در چند استان...
    • شجریان در مقابل تتلو شجریان در مقابل تتلو کاری به نتایج انتخابات ندارم که هر چه باشد تا چند ساعت دیگر اعلام خواهد شد. آنچه آزارم می دهد این...
    • برای فردای انتخابات ریاست جمهوری 96 جدای از هر رنگی و هر تفکری همه به ایران می اندیشند اگرچه گاهی دروغ بگویند و بداخلاقی کنند که این هم متاسفانه مشخصه...
    • تحلیلی ساده از مناظرات انتخاباتی 96 یک تحلیل ساده از یک آدم ساده بعد از مناظره با خودم فکر می کردم اگر صدا و سیما از من بپرسد نظر شما در مورد مناطره ها...
    • پوپولیسم یعنی چه؟ پسرم گفت پوپولیسم یعنی چه که شده ورد زبان کوچه و بازار یعنی استفاده بهینه ی از آمار از دین و مذهب،از کار،از همکار از...
    • صبح خوبست صبح خوبست که همصحبت باران باشی همدل و همنفس سبز بهاران باشی رود و دریاچه و جنگل همه را درک کنی خاصه تر آنکه به ملک...
    • آژیر زلزله (شعری از زبان زمین لرزه ای که خواهد آمد ) شبی،روزی ،غروبی یا سحرگاهی زمانی که شود تسلیم سنگ سخت کوهستان و زان ناگه فروریزد سکوت سرد سنگستان سوار سینه ی امواج...
    • مقصر حادثه پلاسکو کیست؟ یکی از مهمترین بحث ها و شاید وطایف ما بعد از هر حادثه این است که مقصر را پیدا کنیم. مقصرانی که همه می شناسیم ولی برای...
    • دشمن خر است ( خریت های روزانه ما آدم ها) هیچ می دانی که در دنیای ما چند تن خر است البته منظور غیر از خر، که او رسما خر است در علوم زیست شناسی خر فقط یک گونه است...
    • تاخیر و دیگر هیچ تاخیر و دیگر هیچ ساعت حدود ۲۳ به تحویل بار فرودگاه می رسم منتظر می مانم تا با آژیر نوار نقاله ورود بار اعلام شود نکاهی...
    • بسوزیم و بسازیم غریبه ای هستم در میان شهری بزرگ نه شهر مرا قبول می کند نه من او را نه من با او کنار می آیم نه او با من ولی از جبر...
    • به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند اگر جا کم بیارن شـــــــک نکن در ماه می سازند نه تنها دولتی ،بلکه پیام نـــور و...
    • مثال قطره آبی چنان گاهی فشارم می دهد دیوار این زندان که می ترسم فرو ریزد ز دیوار دهان دندان چنان در بطن و دهلیزم ز خون فریاد می آید...
    • می چسبه چای آتیشی ولی کو چای آتیشی؟ این شعر در یک سفر زمین شناسی سروده شده و در آن از کلمات زمین شناسی استفاده کردیده است. تراست زیر بارون و با چند تا دوست...
    • تاراج قطار شهر ها را هواپیما قاره ها را سفینه سیاره ها را به هم نزدیک می کند اینترنت فاصله ها را ماشین سختی ها را پول کمبود...
    • فیش نامه ایا یا ایهاالساقی کجا رفت کاس و ناول ها که فیش اول نمود آسان ولی افتاد مشکل ها گرفتم فیش و گفتم می خورم یک آب هم رویش...
    • تبخیر آرزوها هر صبح شیشه ی گاز دار آرزوهایم را باز می کنم جرعه ای می نوشم و پا در خیابانی خسته می گذارم با عابرانی خسته تر از خودم...
    • آیه ی امن یجیب احساس او به شاخسار گلم عندلیب داشت اقرار می کنم که حالت من را عجیب داشت اقرار می کنم که ذهن مرا پاک خوانده بود هر تحفه...
    • یاد بیرجند یاد بیرجند در دلم هر روز غوغا می کند در رحیم آباد چشمت شور پیدا می کند بین میدان ابوذر تا خیابان حکیم با شهیدان نگاهت...

    بایگانی

    • تیر 1402 1
    • فروردین 1399 1
    • اسفند 1398 1
    • اسفند 1397 1
    • بهمن 1397 3
    • دی 1397 1
    • مرداد 1397 4
    • اردیبهشت 1397 1
    • فروردین 1397 2
    • اسفند 1396 1
    • بهمن 1396 1
    • دی 1396 4
    • آذر 1396 2
    • آبان 1396 1
    • مهر 1396 1
    • شهریور 1396 1
    • مرداد 1396 1
    • خرداد 1396 5
    • اردیبهشت 1396 5
    • بهمن 1395 2
    • آبان 1395 1
    • مهر 1395 2
    • شهریور 1395 2
    • مرداد 1395 1
    • تیر 1395 3
    • اردیبهشت 1395 1
    • فروردین 1395 5
    • بهمن 1394 2
    • دی 1394 4
    • آذر 1394 3
    • آبان 1394 4
    • مهر 1394 2
    • شهریور 1394 6
    • مرداد 1394 4
    • تیر 1394 3
    • خرداد 1394 3
    • اردیبهشت 1394 3
    • فروردین 1394 7
    • اسفند 1393 6
    • بهمن 1393 4
    • دی 1393 8
    • آذر 1393 9
    • آبان 1393 8
    • مهر 1393 9
    • شهریور 1393 10
    • مرداد 1393 32
    • تیر 1393 24
    • خرداد 1393 24
    • اردیبهشت 1393 11
    • فروردین 1393 25
    • اسفند 1392 25
    • بهمن 1392 31
    • دی 1392 36
    • آذر 1392 38
    • آبان 1392 24
    • مهر 1392 30
    • شهریور 1392 35
    • مرداد 1392 36
    • تیر 1392 24
    • خرداد 1392 19
    • اردیبهشت 1392 26
    • فروردین 1392 18
    • اسفند 1391 31
    • بهمن 1391 20
    • دی 1391 15
    • آذر 1391 19
    • آبان 1391 44
    • مهر 1391 31
    • شهریور 1391 55
    • مرداد 1391 30
    • تیر 1391 6
    • خرداد 1391 15
    • اردیبهشت 1391 23
    • فروردین 1391 1
    • اسفند 1390 1
    • بهمن 1390 3
    • دی 1390 1
    • آذر 1390 3
    • آبان 1390 16
    • مهر 1390 23
    • شهریور 1390 3
    • مرداد 1390 7
    • تیر 1390 1

    تقویم

    تیر 1402
    ش ی د س چ پ ج
    1 2
    3 4 5 6 7 8 9
    10 11 12 13 14 15 16
    17 18 19 20 21 22 23
    24 25 26 27 28 29 30
    31

    جستجو


    آمار : 430388 بازدید Powered by Blogsky

    عناوین یادداشت‌ها

    • خسته ام 1391/12/13 09:52
      خسته ام از اینهمه آفتابه ها خرج لحیم خسته ام از اینهمه شیطان ناگشته رجیم عمر را افسانه می پنداشتم اما گذشت خسته ام از آمدن با ترس ا ز رفتن ز بیم
    • داد از این بیداد 1391/12/11 09:05
      دلم تنگ تو می گردد صدایم همصدای باد رخم زرد تو می گرد سکوتم مملو از فریاد شبم بی خوابی و روزم پر از حسرت تمام لحظه ها گویم خدایا داد از این بیداد
    • دعوت خورشید 1391/12/10 20:32
      دلم را دعوت خورشید خواهم کرد تمام غصه ها را از دلم تبعید خواهم کرد دوباره در درون باغ رویاهای هر روزم نشای دیگری از سبزه و امید خواهم کرد من دعوت خورشیدم هر روز به انحایی یک روز خدا خواهد یک روز تمنایی هر روز به رنگی شد این صحنه سرگردان من عاشق روی تو ای قاصد رویایی
    • ندانم 1391/12/09 04:13
      تلاطم در دل اندازی ندانم سکوتم بر لب اندازی ندانم تمام شب به یاد صبحگاهان ز چشمم خواب اندازی ندانم کیست بیدار نیمه شب که خدا جستجو کند عاشق شود بر این سکوت و خدا آرزو کند یا بگذرد ز آنچه بر دل و بر لب عالم نهاده اند تنها به سوزنی درزهای مانده به دل را رفو کند سکوت نیمه شب هایم ز چشمم قصه های خواب می گیرد هواخواه تو می...
    • مقصد عمر 1391/12/07 21:44
      رنگ رخساره خبر داده خبر بسیار است ماهی افتاده ز آب و نفسش دشوار است راهی قصه و رویا شده ام ره ز کجاست از که پرسیده توانم که زمان غدّار است سنگ و لاخ است اگر در گذر سخت وصال خوش بود چون به هوای رخ آن عیّار است قصه و غصه ی دیدار رخ یار ز شبنم پرسید کو همان شاهد تنهاست که شب بیدار است گر بماند اثر پای تو بر خاک به اصرار...
    • چرا دل را مکدر داشتی 1391/12/06 19:15
      جام می در دست و زلف یار در کف داشتی تاج شادی بر سر و صحت سراسر داشتی مال و مکنت بیش از افراد دیگر داشتی عاقبت هم من ندانستم چرا دل را مکدر داشتی
    • از من گذشته ای 1391/12/02 20:56
      قلبت روانه کرده و از من گذشته ای عشقت زبانه کرده و از من گذشته ای شمعم به پای تو سوزم تمام عمر سوزم نشانه کرده و از من گذشته ای پروانه گشته ام بیاد شمع رخت روزگار بین عیشی شبانه کرده و از من گذشته ای گفتم به جستجوی زلف تو از خویش بگذرم زلفت فسانه کرده و از من گذشته ای هر شب بیاد چشم تو از خویش رسته ام تیرت کمانه کرده...
    • مگذاریم 1391/12/02 11:42
      مگذاریم که غربت به اندیشه ی ما رخنه کند در ببندیم به لحظه هایی که اندیشه غم می زایند مگذاریم که بی تابی تیک تاک زمان به کلبه شادی ما ره جوید ره ببندیم ز دروازه به افکار غریبی که اندیشه غم می زایند
    • مِترسُم 1391/11/30 22:48
      مِتَرسم ساز دهل از بیخ ور اُفته/حنا از پای دومادو وراُفته خود ای سازون دیجیتال اَمرو/مترسم رقص چو بازی وراُفته همه تو فکر شاباش عروسن/مترسم رسم شو بازی وراُفته کلوخ و مَدسن گشتن قدیمی/ مترسم شوی مهتابی وراُفته نمونده توی میدو مرد شاد/مترسم عشق و شادی هم وراُفته چطو هندونه ها بد توی بندو/می ترسم خیدُ و پَلّو هم ور...
    • گاهی 1391/11/26 03:07
      گاهی ماهیچه ها از واکردن لب ها به خنده عاجز می شوند. گاهی ثانیه ها دقیقه می شوند دقیقه ها ساعت،ساعت ها روز ،روز ها شب و شب ها تمام نمی شوند . گاهی حرف ها کلمه می شوند کلمه ها جمله ، جمله ها صفحه، صفحه ها کتاب و کتاب ها تمام نمی شوند گاهی آه ها بغض می شوند بغض ها عقده ، عقده ها غده و غده ها تازه شروعند و تمام نمی شوند...
    • اگر اشکم 1391/11/23 09:31
      اگر اشکم ولی سرچشمه از توست اگر رشکم ولی رشکم همه توست اگر خیسم ز اشک و رشک بر دل نگاهم کن که در اندیشه ام توست
    • آهی به لب 1391/11/23 09:27
      یک شب به سراغ عمر رفته ام می آیی یک بوسه ز اعماق زمان می خواهی آهی به لب و اشک به چشمت داری حسرت خوری از این همه بی فردایی
    • هشدار که حسرت ازدلت نچینی 1391/11/23 08:57
      تیری به کمان نموده در کمینی شعری به زبان نموده و نشینی تا کی به کمین لحظه هایی هشدار که حسرت از دلت نچینی
    • کی ؟ 1391/11/23 08:50
      گویند که شب می رود و روز خنده کنان می آید گویند سیاهی رود و سفیدی ازبام زمان می آید شب رفت و سیاهی بگذشت و عمر بر بام شده کی پس خبر از غروب غم از این جهان می آید؟
    • آه هم به داد دل من نمی رسد 1391/11/23 08:43
      دیگر آه هم به داد دل من نمی رسد صد آه ز عمق آید و بر لب نمی رسد ترسم که جان بر آید از این روزگار پست عقلم به آخرین نکته مطلب نمی رسد
    • عجب ملتی هستیم 1391/11/23 07:40
      عجب ملتی هستیم ما: گرانی ، مشکلات ، درد سرها ، دعواهای مسئولین ، اختلاس از همه سو احاطه مان کرده ولی همه چیز را جوک می کنیم و به آن می خندیم واقعا که ملت سرخوشی هستیم . کمرمان زیر بار های سنگین خم می شه ولی همه رو به مسخره می گیریم می گیم و می خندیم و سرشادیم. این به بازی گرفتن تمام مشکلات و شاید زندگی عامل سرزندگی و...
    • عید نزدیک است 1391/11/18 18:36
      عید نزدیک است و جیب خالی بابا عذابم می دهد آب نزدیک است این بی آبی دریا عذابم می دهد دست فرزندش دراز و دست او کوتاهتر هم می شود این همه دست دراز و خجلت بابا عذابم می دهد او هزاران بار می میرد و جان می جویم از چشمان او این همه مردن درون خانه و بستر عذابم می دهد چونکه از در آید و گوید لباس عید می خواهم پدر دست های پر ز...
    • من و تو 1391/11/17 12:30
      من و چشمان اشک باری که با یاد تو می بارد---- تو و چشمان بس شادی که تخم فتنه می کارد من و لب های بی تابی که با یاد تو رنگین است---تو و لب های رنگینی که که رنگ از دیگران دارد من موی پریشانی که بادش می برد هر سو----- تو و موی پریشان رقیبانی که بر ما خنده می دارد من و این چهره خونین که خونبار یده از چشمش----- تو و آن چهره...
    • ای ثانیه ها به کجا چنین شتابان 1391/11/16 12:41
      ای ثانیه ها به کجا چنین شتابان به کجا شما روانید گرگ دنبال شما کرده مگر بگذارید نفس تازه کنم من هنوز حس جوانی دارم در دل امید امانی دارم بگذارید که چشمم به افق خیره شود تا که زیبایی وی را بچشم بگذارید تا شبنم برگی تنها خلوت تنهایی من را سیراب کند از چه اینگونه گریزانید و گویی ترسان با که در حال ستیزید و فرار بگذارید...
    • با زبان بند آمده 1391/11/13 09:25
      در سکوتی بی نهایت چشم در چشم آسمان می دوزم و با زبان بند آمده شکایت می کنم از نامردی هایش از اینکه یکی از دوستانم را از من می گیرد و هیچ نمی شنوم جز اینکه این رسم دیرین من است اگر شکایتی داری از خویش بکن که قدر لحظات باهم بودن را نمی دانی و دوباره بر زبان بند آمده ام قفل سکوت می زند و دیروز فرهاد و امروز آسمان فرهادکش...
    • تو چسانی 1391/11/11 11:14
      بردریده پرده و دریده دام ناشنیده قصه و بشکسته جام من چنینم در غم هجران تو تو چسانی گو به من ای با مرام فرودگاه یزد
    • میلاد رسول 1391/11/10 11:32
      میلاد شده بیا که شادان باشیم در مکتب عشق او شتابان باشیم چون ختم رسل به شادمانی آید دل در ره او نهاده رقصان باشیم میلاد محمد است رسول نبوی هنگامه شادی از ظهوری ابدی هش دار که نور آسمانی آید برخیز که حاری شده لطف احدی فرودگاه اهواز
    • جهان بر کام 1391/11/08 23:29
      جهان بر کام و بر کامت جهان باد فروغ روی عشقت جاودان باد اگر یک دم ز عمرم هست باقی همان یک دم نثار عاشقان باد
    • بر مزار لحظه ها 1391/11/05 21:41
      بر مزار لحظه ها گریه ندارد سودی قربانی مکن این لحظه ی جامانده خود هیچ گوش شنوا نیست در این شهر غریب بی جهت بر باد مده حرف دل و گوهر دردانه خود مسلخ ثانیه ها را به گلستان بکشان دامنش پر زگل و ریحان کن یادگاری که تو را از گذر عمر روان می ماند نقش مهریست که بر پرده پندار زنی منتظر معجزه ماندن خطایی است بزرگ خویش را معجزه...
    • تیر مژه 1391/11/05 09:15
      تیر مژه در کمان ابرو عناب لبت شده سخنگو افکار مرا تنیده در هم محکوم شدم به حکم جادو
    • سهم من از امروز 1391/11/03 02:36
      کلبه ای دنج در گوشه ای از خاک زمین که در چشم کسان کوچک و بهر دل من بسیار است و تنوری که گرما بخش سفره احساس من است همه سهم من از امروز است
    • باغ ما 1391/11/03 00:44
      کودکی بودم افکار بلندی داشتم باغ ما در طرف شرق زمین روستا رو به دشتی شاد بود پشت بر کوه که پشتوانه بی چون چرای باغ بود باغ ما جان زمان بود در کالبد بی روح زمین گاه گاهی که چغوکی هوس جفت گزیدن می کرد لانه می ساخت سر اولین شاخه دور از دستم که مبادا دست نامیمونی تیر بر جوجه ی معصوم قشنگش بزند و من در افسون جیک جیک اولین...
    • زندگی هم بازیی بیش نیست 1391/11/02 07:50
      گاهی وقت ها به خودم یاد آوری می کنم که زندگی هم بازیی بیش نیست اگر چه باید هر چه می توانیم امتیاز جمع کنیم تا به موقع دستمان خالی نباشد ولی هیچ چیز آنقدر مهم نیست که زیادی جدی بگیریم و بخاطرش ناراحت شویم ،گاهی وقت ها یاد آوری می کنم که طرف مقابلت یک کامپیوتراست که فقط بر اساس تعریف هایی که در حافظه اش دارد کار می کند...
    • گفتی که نشد 1391/10/29 07:31
      چشم در چشم من انداخته گفتی که نشد غبغبت پر ز هوا ساخته گفتی که نشد غافل از آنهمه عمری که به بادست ز تو دست ها را به کمر ساخته گفتی که نشد زده بر زیر همه قول و قرار من و خود نرد خود با دگران باخته گفتی که نشد همدمم اشک نمودی و رخم خیس شراب جام می بهر خسان ساخته گفتی که نشد گفته بودم که مرا عشق و امیدست به تو همه افلاک...
    • آبرو نگهدارید 1391/10/27 19:57
      ای اشک های خفته من آبرو نگهدارید تو را خدا حریم و حرمت آن آرزو نگهدارید فقط شما خبر از راز های نگفته ام دارید به عمر کوته من جستجو نگهدارید زمانه اگر بر شما سخت می گیرد به سرافرازی فردا، چشم از او نگهدارید مگیر بهانه که اشک غماز است که هر چه هست شما گفتگو نگهدارید
    • 955
    • 1
    • ...
    • 20
    • 21
    • صفحه 22
    • 23
    • 24
    • ...
    • 32