-
آدم و حوا از یک زاویه متفاوت
1392/02/22 00:20
گاهی که زیادی به داستان و آدم و حوا فکر می کنم با خودم می گویم آخه خداجان این چه کاری بود آدم کرد همه رو آواره زمین خاکی کرد. با خودم می گویم آیا واقعا خدا به فکر آدم بود که شیطان رو فرستاد سرشو از راه ببره بعدم از بهشت اخراجش کنه. بالاخره این شیطان یا با اطلاع خدا رفته یا بی خبر . اگه خدا بگه خبر داشتم خوب پس همه چی...
-
هیچکس منتظر باران نیست
1392/02/21 00:00
هیچکس منتظر باران نیست چون نگیرد دل من من که در هر نفسم ابر بهاری دارم همه سرگرم زمین گشته و از گردش ایام غافل هیچکس منتظر یاران نیست چون نباشم غمگین من که در هر قدمم اشک تو جاری دارم همه سرگرم شعارند و از شعر و شعورش غافل هیچکس منتظر انسان نیست چون نگویم هذیان من که در هر سخنی یاد نگاری دارم همه سرگرم شعائر هستند و...
-
ریشه
1392/02/20 10:20
کلاه زندگی بر سر نهم باز ، اگر صد بار برّند برگ و بارم که اصل و ریشه دارم یادگاری ز خاک پاک جویم روزگارم
-
مرهم جانی باید
1392/02/19 20:32
دل بی تاب مرا مرهم جانی باید فارغ از رنگ و ریا، روح و روانی باید تار دل را که به زلفان شما پیچیده حرکت تازه ای و سود و زیانی باید
-
طـواف کعبه ی سنگی
1392/02/18 15:27
طـواف کعبه هم کردم مـرادم را نشد حاصل دعای قرب هم خواندم طلسمم را نکرد باطل صـفا تا مروه را رفتم گهی تنـد و گـه آهسته تلاش و سعی هم کردم ولی تنها بدم حامل کنار غـار هم رفتم حرا با صـد زبان خـاموش بسی تنها بدم آنجا یکی جاهل تر از جاهل به گوش خویش بشنیدم جدال عمر و مولا را خجـالت آب می کـردم نمی گردم چـرا شامل به آب...
-
سکوت و سرود دو روی یک سکه اند
1392/02/16 01:40
سرود بره و سکوت سبزه هیچکدام ناشی از رضایت نیست هر دو محکومند یکی به سکوت یکی به سرود نه طعم سبزه آنقدر دل انگیز است که بره زبان به سرود بگشاید نه بره آنقدر ترسناک است که زبان سبزه را بخشکاند سکوت و سرود دو روی یک سکه اند سکه ای بنام زندگی که بر ریل زمان حرکت می کند
-
سه پنج روزه
1392/02/16 01:39
سه پنج روزه که را گم کرده یم مو نه نون جو نه گندم خورده یم مو چنو خود روزگارم کرده دلبر که روز خَو دیده شو تَو کرده یم مو
-
بهار از دل ما رفت
1392/02/16 01:38
سبز همچو بهاریم و بهار از دل ما رفت شهر پر ز نگار است و نگار از دل ما رفت انبوه سپاهیم که فرمانده نداریم چون جنگ توانیم که قرار از دل ما رفت
-
اسرائیل در کنار مسلمانان در جنگ با مسلمانان
1392/02/16 00:56
امروز اسرائیل به دمشق حمله کرد . مدت هاست مسلمانان وهابی به حکومت سوریه می جنگند. گروه های فلسطینی با حکومت سوریه(که یکی از حامیان اصلی آنها بود) مخالفت می کنند. عربستان ، ترکیه،، قطر، اردن ، مصر و خیلی کشور های دیگر هم به آنها کمک می کنند. کشور های غربی هم که همه گونه کمک می کنند. روزگار و بدبختی ما مسلمانان را...
-
[ بدون عنوان ]
1392/02/11 06:01
وقتی ثانیه ها بدون اندکی ترحم و تامل سر همدیگر را بیخ تا بیخ می برند دیگر چه انتظاری از آنها می توان داشت.
-
آتش غفلت
1392/02/06 13:17
شبانگهی که آتش غفلت به جان باغ افتاد به یک نفس میان گل و بوته ها فراق افتاد خلاف حزن غم انگیز شاخه های خط خورده چه زود شادی هیزم به خانه ی اجاق افتاد درخت اگر چه تحمل کند و خم ندارد سر تمام عمر و خاطره هایش ز انطباق افتاد به خاک خسته بیندیش که زیر پای درخت چه شد که در شب هجران ز اشتیاق افتاد صبا از دل خونین باغبان...
-
حوض نقاشی
1392/02/05 12:15
نردبان را هم ز دیوار خیالم کنده ام تا که نامحرم نفهمد با خیالت زنده ام پاک گشته رنگ آب از حوض نقاشی ولی من هنوزم با خیال رنگ آبی زنده ام
-
آینه شو
1392/02/05 11:36
آینه شو آینه شو بهر تماشای خود بهر خدا بار دگر بین قد و بالای خود حرف نهان کرده چه بسیار هست یکدم دگر نگهی کن به سویدای خود
-
زلف راهزن
1392/02/05 11:29
راه در پیش است و من درویش و زلفت راهزن راه پر پیچ است و من در خویش و زلفانت رسن راه را عشق است و من همراه و زلفانت چو بند در کدامین پیچ می آیی کمند زلف می پیچی به من
-
غروب است
1392/02/05 11:25
غروب است طلوعی که من دیده ام که جز حس هجرت درونش نبود نباید به هیج لحظه ای دل سپرد که جز حس رفتن سرودش نبود
-
حسرت خلوت
1392/02/04 11:31
جقدر سخت است خلوت با خدا حتی برای ساعتی اما همیشه حسرت خلوت به دل داریم گران ساعات دنیا را همیشه در صف اول برای کسب مادیات بی پایان دنیایم ولی از بهر کسب معرفت در آخرین صف هم نمی پاییم
-
به آبم محتاج
1392/02/04 10:39
هر چند که ماهی و به آبم محتاج تو ماهی و من به اشتیاقم محتاج گر دل از همه بر کنم به دریا بزنم کس نیست بپرسدم چرایم محتاج
-
انتهای رود
1392/02/04 01:09
روزی تمام می شوم می رسدم به انتها شمع و کتاب و رازقی نور و حساب و زندگی خورشید ادامه می دهد غروب و سایه و سحر ماه نهفته می شود ماه به ماه و در به در نه طبل خسته می شود نه پرده بسته می شود نه داد من رسد به کس نه کس رسد به داد من نه سبزه پسته می دهد نه پسته بسته می شود هر که به انتها رسد قصه ادامه می دهد من به کرانه می...
-
شب قربانی
1392/02/01 11:58
خم ابروی تو در حسرت ویرانی ماست کوله باری مژه در فکر پریشانی ماست چونکه تیر مژه صیاد دل تنگ من است گو بزن تیر که امشب شب قربانی ماست
-
با دلم امشب جوانی کن
1392/01/31 13:36
بیا یک بار دیگر با دلم امشب جوانی کن بدور از چشم نامحرم خزانم را بهاری کن سکوت از زندگی برگیر با جان غمزه های خود به کامم لحظه های با تو بودن را تداعی کن به زیر تک درخت باغ و در تاریکی مطلق تمام بوسه هایم را همین امشب تلافی کن تپیدن های دل را در قرار دشت شب بوها پلی کن بهر وصل و وصل را امشب تلاقی کن نمی دانم به غیر از...
-
حاصلت چون بوده
1392/01/30 22:17
تاریخ پنهان است در دیوار و در هر خشت آن باز گوید سرگذشت مردمان و فصل کشت آن چون گذر کردی بیندیش از برای کشت خویش تو چه کردی؟حاصلت چون بوده خوب و زشت آن
-
عمر دلم قد نمی دهد
1392/01/30 20:23
دیگر به آمدنت عمر دلم قد نمی دهد باید که بی تو عمر دلم را بسر کنم چون بی تو آمدم و بی تو می روم امید وصل تو باید به عمری دگر کنم
-
چقدر این زندگی سخته
1392/01/29 16:18
از روزی که یادم می آید هر روز جنگ و خون و ترور و کشتن در صدر اخبار دنیا بوده است. هر روزی یک گوشه ی دنیا ولی همیشه بوده. همیشه یکی برای آزادی می جنگد ، یکی برای آزاد کردن دیگری. برای آزاد کردن آدم ها لشکر می کشند ولی انها را به نوع دیگری اسیر می کنند. هرجا بوی نفت می آید بوی خون هم می آید ولی همه چیز به پای آزادی و...
-
وقتی دلت می گیره
1392/01/25 20:54
یهو دلت می گیره دل می زنی به دریا ولی بدون خیسی راهو می ری تا فردا یهو دلت می گیره دل می کنی ز دنیا ولی بدون ترمز کجا می ری از اینجا وقتی دلت می گیره بغضم میاد تو سینه مواظب خودت باش یهویی گر می گیره وقتی دلت می گیره همه می شن غریبه غربت چه سخته انگار شاید شدی جریمه وقتی دلت می گیره گلا فراری می شن درختا بی مروت ،...
-
حتی هوس ندارم
1392/01/25 20:12
دلم گرفته اما دیگه نفس ندارم آواره ام و تنها حتی قفس ندارم گفتم زنم به دریا دلتنگی و دلم را دیدم که بی دلم و حتی هوس ندارم
-
چرا آدم گرفتار تب سردغروره
1392/01/23 15:16
چرا آدم گرفتار تب سرد غروره ندیده آینه ، فکر کرده حوره مگر تاریخ نخوانند اهل عبرت گمان کردند فردا سوت و کوره
-
عشقی از جنس نور
1392/01/22 09:47
هر صبحدم که دست خدایی از آستین خورشید بیرون می آید و با تلالوهای طلایی رنگ چشم هایم را نوازش می کند تا بگوید بیدار شو که نه وقت خواب است، ناخودآگاه می گویم خدایا تو را شکر که یکبار دیگر به سراغ من آمدی و نور به من هدیه کردی . با خودم می اندیشم تو چقدر مهربانی که با تمام جایگاه و ابهتت تحت هر شرایطی از من غافل نمی شوی...
-
بخواب ای قصه گو خوابیده بچه
1392/01/21 22:13
بخواب ای قصه گو خوابیده بچه دو تا پاتیل پر شاشیده بچه صد و هفتاد کلاته خواب دیده دوصد بار دگر غلتیده بچه
-
فرصت غصه و غم خوردن نیست
1392/01/20 21:02
توی این زندگی کوته ما فرصت غصه و غم خوردن نیست توی این ثانیه های گذران فرصت ماندن و افسردن نیست ای خوش آنانکه بفهمند کوتاهی شب های دراز گل چو شاداب بود گل باشد کار ما خفتن و پژمردن نیست
-
غنیمت دان
1392/01/19 23:27
غنیمت دان دمی که رفت و برگشت گذر کن از غمی که سر به سر گشت شراب معرفت می نوش و خوش باش که روزی دم ناخواهد جست برگشت