خانه عناوین مطالب تماس با من

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

من و وبلاگ و دلنوشته ها

این وبلاگ رو درست کردم که حرفامو بزنم (حرفایی که جای دیگه نمی تونم بزنم)..... ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر شیر باشم چون اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم....... گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم چون احد مطالب وبلاگ شامل:........................ خود نویسی : اظهار نظر ها و مطالب من در مورد مسائل مختلف فرهنگی ُ اجتماعی سیاسی ورزشی و غیره هست............. فتو وبنویسی : عکس هایی هست که برداشت می کنم و گاهی مناسب می بینم اینجا بگذارم .................................... دل نویسی : افکار منظوم و منثور من است که از دلم بیرون می آید و د ر واقع دل نویسی وبنگاری حرف های دلم است که مستقیم و بدون هیچ واسظه ای از دل به صفحه کلید و از صفحه کلید بر صفحه وب جاری می گردد. این بخش را بیشتر از بقیه دوست دارم .... شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی...... این دلنوشته های درهم من را جدا کنی...... تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است......... باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی......... طنز نویسی : تلاش من برای گفتن و نوشتن بعضی مطالب بصورت طنز است........ خاطره نویسی : وب نویسی بعضی از خاطرات من است که هوس می کنم به قلم آورم و بر صفحه وب جاری کنم. کپی نویسی : این مطالب در واقع مربوط به من نیست و تنها چون از آنها خوشم آمده از سایت ها و وبلاگ های دیگر کپی کرده ام ............ القصه وب نویسی دفترچه نوشته های از دل برآمده و کاملا شخصی من است پس دنبال بازدید کننده نیستم فقط برای خودم می نویسم ، وبلاگ های دیگری دارم که برای همکلاسی ها ، همولایتی ها ، همشهری ها و هموطنان می نویسم ولی این برای خودم است خود خودم . بازدید کنندش هم خود من هستم. اگر کسی آمد هم خوش آمد . اینجا خلوت من است . مهمانم باشید و درگوشی از نواقص و ایرادات و احساس تان در مورد نوشته هایم بگویید............... ایمیل من: mahmasoudi@gmail.com ادامه...

نظرسنجی

سلام دلنوشته های وبلاگ را در چه سطحی می بینید

    روزانه‌ها

    همه
    • محمود مسعودی در سایت شعر ناب
    • محمود مسعودی در سایت شعر نو
    • زمین شناسی 69 دانشگاه بیرجند
    • عکسخانه بیرجند
    • ژئوبلاگ
    • از گل تا دل
    • فتوبلاگ آیینه
    • دنیای بزرگ علی کوچولو

    پیوندها

    • گنجور
    • سارا شعر
    • عمران و معماری
    • داستان نویس مغرور
    • دلنوشته های کویری
    • اشعار شاعران بیرجند
    • غزل های منتظر محمد نوزادی
    • اشعار شاعران معاصر
    • شعر شاعران بیرجند
    • گلچین شعر معاصر
    • صدای آشنا
    • شعر نو

    دسته‌ها

    • دل نویسی 765
      • غزلواره 137
      • نوگونه 108
      • چارگانه 318
      • تکدانه 35
      • مثنوی مانند 15
      • و غیره ... 113
      • زمینشناسانه 9
      • بیرچندانه 20
      • سپیدانه 3
    • خود نویسی 76
    • خاطره نویسی 7
    • طنز نویسی 14
    • زیست محیطی 14
    • فتو وبنویسی 4
    • کپی نویسی 10
    • ژئو وبنویسی 1

    برگه‌ها

    • در مورد وبلاگ

    جدیدترین یادداشت‌ها

    همه
    • تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی مرا آتش زدی، خود را درون من رها کردی چه خرم بودم و خوشدل به بوی آب بر کاگل...
    • دل قوی دار دل قوی دار و پر از شوق،که بر می گردیم از شب تیره گذر کرده ،سحر می گردیم پیله ترکانده و با بال و پر تازه تری ما جهش کرده...
    • بَدیش اینه که ۱۴ روز دیگه می فهمیم چکار کرده ایم سال ها پیش استادی داشتیم می گفت ما ایرانی ها بهمون میگن بخاری می سوزه باور نمی کنیم میگیم حالا بزار امتحان کنم . سرمون...
    • چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما داغ به دل نشسته ای فسرده پود و تار ما نه راه پس،نه راه پیش،نه نور و نه ترانه ای که...
    • تاریخ جز تکرار،چیزی نیست م می خواهد قلم بردارم و بنویسم آدمیت را چه شده است انسانیت را چه شده است برما چه گذشته است اشک امانم نمی دهد نفسم می...
    • نه مرا طاقت دوری نه مرا طاقت دوری، نه تو را لطف حضوری نه تو را نامه و مهری نه مرا شور و سروری شب مان دراز گشت و سحری نیامد از راه نه تو...
    • یک زمین یک زندگی یک زمین ،یک زندگی، یک روزگار یک بشر، یک عمر ،چند فصل بهار حیف نیست آغشته گردانیم شان با دروغ و حسرت و حرص و نقار محمود...
    • به بهانه ی مستند تالان به بهانه ی تالان. امشب خودم را به آخرین اکران های مستند تالان می رسانم. فیلم با تاباندن نور در اعماق زمین به آب آغاز می...
    • دلم برای تو تنگ است دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دلت تنگ است؟ میان عقل و عشق در کشور تو هم جنگ است؟ باورم...
    • ای جان چشم در چشم تو و گوش به فرمان توام تو اگر دم بزنی مرغ سخندان توام می نویسم که نسیم از نفست می خیزد عاشق لب زدن و گفتن ای...
    • دیدار دماوند کوله بر بسته دلم تا که به دیدار دماوند برود تا به نزدیکترین نقطه ی ایران به خداوند برود کوله بربسته که از کوه و در و...
    • مهر و مهربانی ِغیر مهر و مهربانی چیست در دنیای ما که منور می کند احساس ناپیدای ما رنگ می پاشد به اعماق ضمیر آدمی شوق می ریزد به...
    • خیال صحبت تو زنده می کند دل را مرا به جرم نکرده به دار خواهند زد تو را ز راه نرفته کنار خواهند زد اگر که سینه ای از عشق لب به لب گردد به شهر دیده ی او...
    • رویای تو رویاست تا..... رویای تو رویاست تا در خواب باشی در کرسی گرمت فقط بی تاب باشی بیدار اگر گردی و راهی، بلکه روزی در قله ای هم صحبت مهتاب...
    • گره از زلف چمن باز کنیم ای دوست بیا ز خویش و پیله پرواز کنیم با حضرت عشق و با طبیعت آغاز کنیم صدبار گره زدیم،زلف چمن و نبود حاصل امسال،گره از...
    • کشف کن کوه و در دشت و دمن بنام خدایی که در جسم روح آفرید جهان را چنین کامل و باشکوه آفرید به هر کس نشانی ز احساس داد مرا عاشق قله و سنگ و کوه...
    • کاش بارانی ببارد کاش ابر آسمان خاک زمین یاری کند تا زمین تشنه احساس امیدواری کند مهربان گردد زمین با دانه های سربزیر دانه نومید هم،احساس...
    • روزمرَگی ملی روزمرَگی ملی زلزله ما را می کشد معدن ما را حبس می کند.کشتی ما را غرق می کند.پلاسکو ما را به آتش می کشد.خشکسالی نفس ما...
    • ای زلزله جان چطور مطوری خوبی ای زلزله جان چطور مطوری خوبی داری به کجای مملکت می کوبی گویند دوباره قصد تهران کردی شاید که تو هم پی ژن مرغوبی از بس که...
    • پتوی خرافات زلزله ما را می کشد آتش ما را می سوزاند تونل ما را می بلعد سیل ما را می برد و ما چقدر سخت جانیم انگار پتوی خرافات ما را...
    • باران که می آید باران که می آید زمین هم حرف های تازه ای دارد. تمام بوته ها عاشق تر از پیش اند تمام جوی ها جاری، تمام رودها آواز می...
    • پاییز نرو پاییز نرو فرصت دلتنگی نیست زیبایی تو به هیچ آهنگی نیست عشقم شده هر روز ببینم رویت یکسال کم از هزار فرسنگی نیست محمود...
    • دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد قفس هر چند بزرگ باشد دل انسان می گیرد اگر صدها خیابان دارد و میدان و ده ها پارک...
    • مانند یک بوسه که بر داغی یک احساس می تازد تو را مثل گلی در دامن یک دشت ناهموار می خواهم به دشتی که به غیر از زوزه بادی ندارد یار می خواهم تو را مثل نسیمی در میان...
    • سرگذشت نفت (از تشکیل تا کشف) شعر نفت از تشکیل تا کشف بنام خداوند چین و گسل خداوند دشت و خدای قلل بنام خداوند شعر و شعور خدای دوبیتی خدای غزل بنام...
    • پناه من فقط تار است پناه من فقط تار است در شب های تار من که شاید مرهمی باشد به زخم انتظار من نه گل روییده در باغم،نه آبی مانده در جویم چه...
    • مدتی هست مدتی هست که پر کرده پدافندش را دو لب و لپ و نگاه های هدفمندش را می زند تیر چپ و راست به دیوار دلم دل افتاده به میدان...
    • رقص گل از واجبات خواهد شد سال هاست که گنج های زمین جای گل ،گلوله می شوند جای محبت ،نفرت می کارند و زمین متحیر از این قساوت به گرد خویش سرگردان به...
    • شما چرا؟ ای گلوله ها ای تفنگ ها ما آدم ها هزار دلیل داریم برای کشتن بنام دین برای ثروت به حکم سیاست شما چرا ؟ شما چرا قلب ها را...
    • عاشقانه باید دید عاشقانه باید دید این زمین و مردم را لاله های رنگی را،خوشه های گندم را عاشقانه باید رفت کوه و دشت و دریا را جرعه جرعه...
    • چراااااا؟خداااااا؟ چراااااا؟خداااااا؟ هر بار که انتحاری،انفجاری در اطراف می شود انگار لرزش ها و ترکش های آن مستقیم بر روح و روان مان وارد...
    • معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات 96 با نگاهی به آرای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مشاهده می شود تنها در چند استان...
    • شجریان در مقابل تتلو شجریان در مقابل تتلو کاری به نتایج انتخابات ندارم که هر چه باشد تا چند ساعت دیگر اعلام خواهد شد. آنچه آزارم می دهد این...
    • برای فردای انتخابات ریاست جمهوری 96 جدای از هر رنگی و هر تفکری همه به ایران می اندیشند اگرچه گاهی دروغ بگویند و بداخلاقی کنند که این هم متاسفانه مشخصه...
    • تحلیلی ساده از مناظرات انتخاباتی 96 یک تحلیل ساده از یک آدم ساده بعد از مناظره با خودم فکر می کردم اگر صدا و سیما از من بپرسد نظر شما در مورد مناطره ها...
    • پوپولیسم یعنی چه؟ پسرم گفت پوپولیسم یعنی چه که شده ورد زبان کوچه و بازار یعنی استفاده بهینه ی از آمار از دین و مذهب،از کار،از همکار از...
    • صبح خوبست صبح خوبست که همصحبت باران باشی همدل و همنفس سبز بهاران باشی رود و دریاچه و جنگل همه را درک کنی خاصه تر آنکه به ملک...
    • آژیر زلزله (شعری از زبان زمین لرزه ای که خواهد آمد ) شبی،روزی ،غروبی یا سحرگاهی زمانی که شود تسلیم سنگ سخت کوهستان و زان ناگه فروریزد سکوت سرد سنگستان سوار سینه ی امواج...
    • مقصر حادثه پلاسکو کیست؟ یکی از مهمترین بحث ها و شاید وطایف ما بعد از هر حادثه این است که مقصر را پیدا کنیم. مقصرانی که همه می شناسیم ولی برای...
    • دشمن خر است ( خریت های روزانه ما آدم ها) هیچ می دانی که در دنیای ما چند تن خر است البته منظور غیر از خر، که او رسما خر است در علوم زیست شناسی خر فقط یک گونه است...
    • تاخیر و دیگر هیچ تاخیر و دیگر هیچ ساعت حدود ۲۳ به تحویل بار فرودگاه می رسم منتظر می مانم تا با آژیر نوار نقاله ورود بار اعلام شود نکاهی...
    • بسوزیم و بسازیم غریبه ای هستم در میان شهری بزرگ نه شهر مرا قبول می کند نه من او را نه من با او کنار می آیم نه او با من ولی از جبر...
    • به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند اگر جا کم بیارن شـــــــک نکن در ماه می سازند نه تنها دولتی ،بلکه پیام نـــور و...
    • مثال قطره آبی چنان گاهی فشارم می دهد دیوار این زندان که می ترسم فرو ریزد ز دیوار دهان دندان چنان در بطن و دهلیزم ز خون فریاد می آید...
    • می چسبه چای آتیشی ولی کو چای آتیشی؟ این شعر در یک سفر زمین شناسی سروده شده و در آن از کلمات زمین شناسی استفاده کردیده است. تراست زیر بارون و با چند تا دوست...
    • تاراج قطار شهر ها را هواپیما قاره ها را سفینه سیاره ها را به هم نزدیک می کند اینترنت فاصله ها را ماشین سختی ها را پول کمبود...
    • فیش نامه ایا یا ایهاالساقی کجا رفت کاس و ناول ها که فیش اول نمود آسان ولی افتاد مشکل ها گرفتم فیش و گفتم می خورم یک آب هم رویش...
    • تبخیر آرزوها هر صبح شیشه ی گاز دار آرزوهایم را باز می کنم جرعه ای می نوشم و پا در خیابانی خسته می گذارم با عابرانی خسته تر از خودم...
    • آیه ی امن یجیب احساس او به شاخسار گلم عندلیب داشت اقرار می کنم که حالت من را عجیب داشت اقرار می کنم که ذهن مرا پاک خوانده بود هر تحفه...
    • یاد بیرجند یاد بیرجند در دلم هر روز غوغا می کند در رحیم آباد چشمت شور پیدا می کند بین میدان ابوذر تا خیابان حکیم با شهیدان نگاهت...

    بایگانی

    • تیر 1402 1
    • فروردین 1399 1
    • اسفند 1398 1
    • اسفند 1397 1
    • بهمن 1397 3
    • دی 1397 1
    • مرداد 1397 4
    • اردیبهشت 1397 1
    • فروردین 1397 2
    • اسفند 1396 1
    • بهمن 1396 1
    • دی 1396 4
    • آذر 1396 2
    • آبان 1396 1
    • مهر 1396 1
    • شهریور 1396 1
    • مرداد 1396 1
    • خرداد 1396 5
    • اردیبهشت 1396 5
    • بهمن 1395 2
    • آبان 1395 1
    • مهر 1395 2
    • شهریور 1395 2
    • مرداد 1395 1
    • تیر 1395 3
    • اردیبهشت 1395 1
    • فروردین 1395 5
    • بهمن 1394 2
    • دی 1394 4
    • آذر 1394 3
    • آبان 1394 4
    • مهر 1394 2
    • شهریور 1394 6
    • مرداد 1394 4
    • تیر 1394 3
    • خرداد 1394 3
    • اردیبهشت 1394 3
    • فروردین 1394 7
    • اسفند 1393 6
    • بهمن 1393 4
    • دی 1393 8
    • آذر 1393 9
    • آبان 1393 8
    • مهر 1393 9
    • شهریور 1393 10
    • مرداد 1393 32
    • تیر 1393 24
    • خرداد 1393 24
    • اردیبهشت 1393 11
    • فروردین 1393 25
    • اسفند 1392 25
    • بهمن 1392 31
    • دی 1392 36
    • آذر 1392 38
    • آبان 1392 24
    • مهر 1392 30
    • شهریور 1392 35
    • مرداد 1392 36
    • تیر 1392 24
    • خرداد 1392 19
    • اردیبهشت 1392 26
    • فروردین 1392 18
    • اسفند 1391 31
    • بهمن 1391 20
    • دی 1391 15
    • آذر 1391 19
    • آبان 1391 44
    • مهر 1391 31
    • شهریور 1391 55
    • مرداد 1391 30
    • تیر 1391 6
    • خرداد 1391 15
    • اردیبهشت 1391 23
    • فروردین 1391 1
    • اسفند 1390 1
    • بهمن 1390 3
    • دی 1390 1
    • آذر 1390 3
    • آبان 1390 16
    • مهر 1390 23
    • شهریور 1390 3
    • مرداد 1390 7
    • تیر 1390 1

    تقویم

    تیر 1402
    ش ی د س چ پ ج
    1 2
    3 4 5 6 7 8 9
    10 11 12 13 14 15 16
    17 18 19 20 21 22 23
    24 25 26 27 28 29 30
    31

    جستجو


    آمار : 430425 بازدید Powered by Blogsky

    عناوین یادداشت‌ها

    • می نوش 1392/04/04 08:46
      صبح است ، قدح پر کن و می نوش هی پر کن و هی پر کن و هی نوش چون گردش ایام وفایی ننموده است با گردش ایام صفایی کن و می نوش ---------------------------------------- صبح و می و ساقی و جامی به دست لطف و عیش و لولیان مستِ مست تو چه می جویی از این چند روز عمر می خور و می نوش بگذر ز آنچه هست...
    • فاصله ها 1392/04/03 07:29
      هر چند که هر دو دره ای سرسبزیم کوهست به میان و حاصلش فاصله هاست تنها ره اتصال دریا شدن است وصل حاصل عاری شدن از فاصله هاست رود ار که به دریا نرسد می میرد بحر حاصل جاری شدن فاصله هاست آرامش ساحلی همیشگی زیبا نیست موج عامل تکرار نگشتن فاصله هاست دّر و گهر ار هست به دریای وصال خود حاصلی از شکستن فاصله هاست با ساده بمان...
    • آب و آتش 1392/04/03 07:23
      گفتم به بوسه ای عطشم را فرو نشان ز آن لب به باغ پر تلاطم دل دانه ای نشان گفتا که آتش است و دو چندان کند عطش گفتم که آب تویی ، آتش هجران فرونشان
    • دعوای زن و شوهری 1392/04/01 19:13
      شبی گفتا زنی با شوهر خود برو یکسر درون بستر خود نه نان است نه غذا نه چیزدیگر برو زودتر بمیر تو توی بستر بگفتا چون شده ای یار جانی نه وقت جنگ باشد خود تو دانی تمام دشمنان از دور و نزدیک کمین بنموده اند و چشم بر دیک در این اوضاع و احوال جهانی تو باید باز در صحنه بمانی بگفتا خرشدم تو خر سواری ولی اوضاع و احوالم تو دانی...
    • زندگی تکرارعهدهای شکسته است 1392/03/30 09:22
      یارب تو نگو به کس ولی من مستم یکبار دگر عهد خودم بشکستم بی شرم و بی شکایت و حتی حکایتی لب بسته از سکوت نجویم روایتی آری این قصه ی هر روزه ی ما ست انگار زندگی تکرارعهدهای شکسته است ازبستن تا شکستن واز نبستن تا شکستن دلگیرم از این خرده ریزه ها ی خودساخته که هر روز به پایم زخمی می زنند و در انتها هی به تو می رسم و هی می...
    • آرزو در آرزوی وصال امید 1392/03/28 09:48
      این روز ها آرزو از همه خوشحال تر است می دانید چرا چون اسم امید ورد زبان رئیس جمهور جدید و همه مردم ایران شده است و همه به امید فکر می کنند حالا آرزو همه جا قیافه می گیرهپد و به وصال امیدوار شده است. وی می گوید اگر تدبیر پا پس نکشد و در صحنه بماند امید ناکام از دنیا نخواهد رفت و ماخواهیم توانست کلبه ای بسازیم . می...
    • صبح عالی متعالی بامدادان نیکو 1392/03/28 00:59
      صبح عالی متعالی بامدادان نیکو خنده بر لب متوالی عطرهاتان خوشبو دمتان گرم و نفس جاری باد شعله عشق بر افکار شما ساری باد عشق تان پر شور، شورتان پیوسته پسته ی لب به تقاضای شما خندان باد بامدادان شاد ، نیکو خلقتان خلق خوش جاری بود در صبح تان شمع تان نورانی و شعله بلند بخت و اقبالت بلند و بی گزند طبل شادی هایتان پرسر صدا...
    • دل به تدبیر و امید باید بست 1392/03/25 18:27
      استادی داشتیم که سال ها در دانشگاه های خارج کشور استاد بود و تقریبا موقع بازنشستگی به ایران برگشته بود و استاد ما شده بود. روزی بر سر انجام کاری در یک پروِه اختلاف نظرمان جدی شد. گفت ببینید ما مردم ایران تا همه چیز را خودمان تجربه نکنیم قبول نمی کنیم. می گویی آقا بخاری آتش دارد و سوزنده است می گوید قبول ندارم و باید...
    • رفتن یا ماندن 1392/03/23 19:00
      ای روزگار رفتن خطاست ماندن بزرگتر رفتن تایید تو ماندن تکذیب خود بمانم یا بروم تایید کنم یا تکذیب شک ندارم حکم از آن توست مشکوک هم نیستم به بی وفایی تو ولی نا امید؟ نه نیستم
    • گفتگوی کوه و دریا 1392/03/22 19:54
      شنیدستم به عهد باشکوهی کنار هم شدند دریا و کوهی سحرگاهی همینکه دیده واشد ز جا پبرجست کوه و جابجا شد بگفتا من به اوج و تو حضیضی مرا ابر است همپا،تو مریضی توخودهرچه که داری ازمن آید زآب و سنگ و خاکت ازمن آید اگر روزی به رود آبی نیاید تو را کاسه ی گدایی بر کف آید مرا صد چشمه و صد آبشار است تو ر ا با لطف من بسیار کار است...
    • به وقت خویش 1392/03/20 19:41
      باغی که درش به روی باغبان نگشاید روزی به درون خویش خواهد پیچید دربی که به میل خویش چرخان نشود با تیشه به درد خویش خواهد پیچید عمریست که با خودم خدا خدا می کردی اما ز بروز عشق او ابا می کردی هر کس که به وقت خویش عاشق نشود از حسرت وغم به خویش خواهد پیچید
    • چگونه بمانم 1392/03/20 18:55
      تو رفته ای ز باغ خاطره من چگونه بمانم چنین یگانه و تنها چسان چگونه بمانم به وعده ی وصال تو باغ بال و پر می زد کنون که خلف وعده نمودی چگونه بمانم ببین نه میوه ، نه گل ، نه برگ مانده بجا بگو کنون که لختم و عورم چگونه بمانم به آب رفته زجو چشم های من نمی گرید ولی به جوی خشگ حضورت چگونه بمانم غروب وقت دل بریدن است و تنهایی...
    • کو مرهمی 1392/03/13 19:02
      دیگر مکُش به تیر جفا لحظه های من کم گو سخن ز ناحق و حق در قفای من خونین دلی چو من نبود در دو عالمی کو مرهمی که نهی بر زخم های من بیچاره عاشقی که به دام تو می رسد نه راه پس ، نه پیش بود پیش پای من صاحبدلان شکایت خود با خدا کنند من با که گویمت ای همه دم آشنای من چند روزه ی حیات مست و خرابم نمی کند راهی دگر نشان بده ای...
    • کوه بودم 1392/03/10 07:25
      کوه بودم ذره ذره در کنار رود عمر ، خاک می گردم که تا اعماق دنیا می رود ابر بودم قطره قطره در کنار باد عمر ، آب می گردم که تا آنسوی فردا می رود عمر ما باد است و رود است و تموز ، ابر و کوه و صبر کم آرند در میدان او صبر بودم لحظه لحظه در تموز هور عمر،درد می گردم که تا آنسوی تقوا می رود
    • به چشمت دلبری آموز 1392/03/08 09:00
      به چشمت دلبری آموز و زلفت دلفریبی را به ابرو تیر مژگان را به مژگان تیرباری را غزال چشم خود را گو که در دشت چرا آید به وی آموز دل بردن و راه خوش خرامی را به زلف پیچ در پیچت بگو از شام هجرانم به هجران گو بیاموزد سرود بی قراری را به مروارید چشمت گو که راز من نگه دارد بگو با وی بیاد آرد مکرر در مکرر راز داری را به بلبل گو...
    • لبریز کن امشب من 1392/03/05 17:14
      من جام و تویی باده لبریز کن امشب من زآن کام شکر ریزت سر ریز کن امشب من از باده چو شد لبریز و از شکّر تو سرریز در باده بکن شکّر تجویز کن امشب من تیری به هدف می زن درّی ز صدف می جو زان دو لب و زان باده تغلیظ کن امشب من بر اسود زلفانت چون ابیض عشق آیم حکم می و میخانه تفویض کن امشب من
    • ای صفا و مروه ام 1392/03/05 07:16
      ای صفا و مروه ام سعیی بکن راه تقصیری بزن حلقی بکن تا طواف کعبه ات کامل شود گرد زلف یار خود رقصی بکن
    • دم غنیمت دانیم 1392/03/04 08:08
      به خودم می گویم و به تو و به هر کس که در این نزدیکیست و به هر گوش که هنوز قصد شنیدن دارد دم غنیمت دانیم شاید این صبح آخرین دیدار خروس سحریست گوش سپاریم به آواز سحر دل سپاریم به احساس طلوع شاید این آخرین ذره ی نوریست که از سهم شما جامانده پاک کن دل ز افکار پریشان به جامانده ز اعصار و قرون عشق را تقسیم کن،غصه ها را منها...
    • آیا پرشین بلاگ هک شده است؟ 1392/03/04 06:28
      از جمعه بعد از ظهر یکدفعه سرویس دهی سایت پرشین بلاگ قطع شد و صفحه زیر برای سایت اصلی و وبلاگ های پرشین بلاگ بالا می آید . آیا واقعا این سایت با این همه کاربر ی که در آن وبلاگ دارند هک شده است . امیدواریم موضوع جدیی نباشد و پرشین بلاگ که سابقه این نوع اقدامات را دارد هر چه زودتر مشکل را حل کند؟
    • آخرین نقش 1392/03/03 23:42
      همه عمر نقاشی یک آن گناه بود شیطان فریب داد و آدم تباه بود نقشی سفید و نقشی سیاه بود نقشی ثواب و نقشی گناه بود نقشی بر آب و نقشی به راه بود نقشی به اوج و نقشی به چاه بود نقشی خلاف و نقشی صلاح بود شایدم زندگی حاصل یک اشتباه بود زندگی هر چه بود آخرین نقشش نقشی سفید به روی سنگی سیاه بود
    • نقش وفا 1392/03/03 09:44
      بر ماسه های ساحل دل نقش یار بود نقشی ز گل به قصه ی یک انتظار بود بادی وزید و موج آمد و گل رهسپار شد حسی وصال گونه در دل من پایدار بود آری بهار وصل به بادی خزان شود امّا نقش وصال و نقش وفا ماندگار بود
    • آخرین قطره باران 1392/03/02 07:55
      آخرین قطره ی باران که زمین را تر کرد تشنگی باز هم از من گله کرد دل من حس کویری تو را باور داشت ولی از بهر تمنا و دعا حوصله کرد تا نگویند که من غافلم از ابر بهار یا که از حسرت دیدار زمین بیخبرم دل من ابری شد، چشم من بارانی،شوق سیراب شدن بار دگر ولوله کرد
    • آب را در قصه ی هاونگ می کوبند 1392/03/01 09:05
      همّه ی آنانکه برسرو بلند هر حقیقت سنگ می کوبند و یا در راه وصل او کمال از خدعه و نیرنگ می جویند و یا در پای قربانی هزاران جامه رنگارنگ می پوشند بگو هشدار آبی تیره را در قصه ی هاونگ می کوبند
    • بزن این آخرین فریاد 1392/02/30 19:08
      بزن بر باد و بر باران بزن بر خاک و بر طوفان بزن بر حس افسردن بزن بر شمع در زندان بزن بر طبل تو خالی بزن بر رسم بی عاری به سیر و صبر و نیلوفر بزن بر هر چه می دانی بزن تا وارهی از شب بزن تا بگذری از تب بزن تا روشنی زاید بزن بر تیره گون مطلب بزن بر شام بی پایان بر این عریان تر از عریان بزن بر غفلت پنهان بر این نامردی...
    • غیر خود وامدارم مکن 1392/02/30 19:00
      ببین با تمام قوا مانده ام پای تو ،بمان بامن و داغدارم مکن تمام خدم و حشم منتظر، بخوان این دو خط بی قرارم مکن خدا را اگر غیر حق یافتی ، به رقص لغات و به احساس من چو شمشیر بران بسوزان مرا ، ولی غیر خود وامدارم مکن
    • چون کنم باور 1392/02/29 13:17
      آسمان بغضم دو چندان می کنی تا که ماه خویش پنهان می کنی چون کنم باور که یارم می شوی تو که ماه خود به زندان می کنی
    • شب آرزو هم گذشت 1392/02/27 10:20
      شب آرزو هم گذشت و ندیدم تو را ز شاخ حقیقت به غفلت بریدم تو را مجازی بدند همه ی آرزوی های من تو در دست من بودی اما نچیدم تو را
    • راهی زده ام 1392/02/27 06:51
      راهی زده ام به خود که جستجوی تو کنم هر درزه ی جان خویشتن رفوی تو کنم گر گرم کنی حقیقتم و یارم باشی شاید بتوانم که چروک دل اطوی تو کنم
    • باز کن پنجره را 1392/02/22 14:36
      باز کن پنجره را بوی خدا می آید بوی نورانی خورشید بوی تسبیح و دعا می آید پرده ی شب ز گذرگاه زمان می گذرد بوی احساس قرابت بوی توحید و ثنا می آید شاید این نزدیکی یک نفر بیدار است دست در دست خدا روی سجاده ی نور پی تجدید قوا می آید یا که از پنجره ای پی شمعدانی صبح صوت بلبل ز سما می آید باز کن پنجره را تا نسیمی گذری تازه...
    • هر وقت خواستم 1392/02/22 09:38
      هر وقت در زندگی خواستم مشکلاتم را بر گردن دیگران و قضا و قدر بیندازم دیدم پای خودم در میان است . هر وقت در زندگی خواستم از مشکلات و سختی هایم گلایه کنم دیدم فقط از خودم باید گلایه کنم. هر وقت در زندگی خواستم دیگران را به خاطر رفتار نامناسب شان سرزنش کنم دیدم من هم بخشی از روندی بوده ام که وی را به این نقطه رسانده است....
    • 955
    • 1
    • ...
    • 17
    • 18
    • صفحه 19
    • 20
    • 21
    • ...
    • 32