خانه عناوین مطالب تماس با من

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

من و وبلاگ و دلنوشته ها

این وبلاگ رو درست کردم که حرفامو بزنم (حرفایی که جای دیگه نمی تونم بزنم)..... ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر شیر باشم چون اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم....... گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم چون احد مطالب وبلاگ شامل:........................ خود نویسی : اظهار نظر ها و مطالب من در مورد مسائل مختلف فرهنگی ُ اجتماعی سیاسی ورزشی و غیره هست............. فتو وبنویسی : عکس هایی هست که برداشت می کنم و گاهی مناسب می بینم اینجا بگذارم .................................... دل نویسی : افکار منظوم و منثور من است که از دلم بیرون می آید و د ر واقع دل نویسی وبنگاری حرف های دلم است که مستقیم و بدون هیچ واسظه ای از دل به صفحه کلید و از صفحه کلید بر صفحه وب جاری می گردد. این بخش را بیشتر از بقیه دوست دارم .... شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی...... این دلنوشته های درهم من را جدا کنی...... تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است......... باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی......... طنز نویسی : تلاش من برای گفتن و نوشتن بعضی مطالب بصورت طنز است........ خاطره نویسی : وب نویسی بعضی از خاطرات من است که هوس می کنم به قلم آورم و بر صفحه وب جاری کنم. کپی نویسی : این مطالب در واقع مربوط به من نیست و تنها چون از آنها خوشم آمده از سایت ها و وبلاگ های دیگر کپی کرده ام ............ القصه وب نویسی دفترچه نوشته های از دل برآمده و کاملا شخصی من است پس دنبال بازدید کننده نیستم فقط برای خودم می نویسم ، وبلاگ های دیگری دارم که برای همکلاسی ها ، همولایتی ها ، همشهری ها و هموطنان می نویسم ولی این برای خودم است خود خودم . بازدید کنندش هم خود من هستم. اگر کسی آمد هم خوش آمد . اینجا خلوت من است . مهمانم باشید و درگوشی از نواقص و ایرادات و احساس تان در مورد نوشته هایم بگویید............... ایمیل من: mahmasoudi@gmail.com ادامه...

نظرسنجی

سلام دلنوشته های وبلاگ را در چه سطحی می بینید

    روزانه‌ها

    همه
    • محمود مسعودی در سایت شعر ناب
    • محمود مسعودی در سایت شعر نو
    • زمین شناسی 69 دانشگاه بیرجند
    • عکسخانه بیرجند
    • ژئوبلاگ
    • از گل تا دل
    • فتوبلاگ آیینه
    • دنیای بزرگ علی کوچولو

    پیوندها

    • گنجور
    • سارا شعر
    • عمران و معماری
    • داستان نویس مغرور
    • دلنوشته های کویری
    • اشعار شاعران بیرجند
    • غزل های منتظر محمد نوزادی
    • اشعار شاعران معاصر
    • شعر شاعران بیرجند
    • گلچین شعر معاصر
    • صدای آشنا
    • شعر نو

    دسته‌ها

    • دل نویسی 765
      • غزلواره 137
      • نوگونه 108
      • چارگانه 318
      • تکدانه 35
      • مثنوی مانند 15
      • و غیره ... 113
      • زمینشناسانه 9
      • بیرچندانه 20
      • سپیدانه 3
    • خود نویسی 76
    • خاطره نویسی 7
    • طنز نویسی 14
    • زیست محیطی 14
    • فتو وبنویسی 4
    • کپی نویسی 10
    • ژئو وبنویسی 1

    برگه‌ها

    • در مورد وبلاگ

    جدیدترین یادداشت‌ها

    همه
    • تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی مرا آتش زدی، خود را درون من رها کردی چه خرم بودم و خوشدل به بوی آب بر کاگل...
    • دل قوی دار دل قوی دار و پر از شوق،که بر می گردیم از شب تیره گذر کرده ،سحر می گردیم پیله ترکانده و با بال و پر تازه تری ما جهش کرده...
    • بَدیش اینه که ۱۴ روز دیگه می فهمیم چکار کرده ایم سال ها پیش استادی داشتیم می گفت ما ایرانی ها بهمون میگن بخاری می سوزه باور نمی کنیم میگیم حالا بزار امتحان کنم . سرمون...
    • چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما داغ به دل نشسته ای فسرده پود و تار ما نه راه پس،نه راه پیش،نه نور و نه ترانه ای که...
    • تاریخ جز تکرار،چیزی نیست م می خواهد قلم بردارم و بنویسم آدمیت را چه شده است انسانیت را چه شده است برما چه گذشته است اشک امانم نمی دهد نفسم می...
    • نه مرا طاقت دوری نه مرا طاقت دوری، نه تو را لطف حضوری نه تو را نامه و مهری نه مرا شور و سروری شب مان دراز گشت و سحری نیامد از راه نه تو...
    • یک زمین یک زندگی یک زمین ،یک زندگی، یک روزگار یک بشر، یک عمر ،چند فصل بهار حیف نیست آغشته گردانیم شان با دروغ و حسرت و حرص و نقار محمود...
    • به بهانه ی مستند تالان به بهانه ی تالان. امشب خودم را به آخرین اکران های مستند تالان می رسانم. فیلم با تاباندن نور در اعماق زمین به آب آغاز می...
    • دلم برای تو تنگ است دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دلت تنگ است؟ میان عقل و عشق در کشور تو هم جنگ است؟ باورم...
    • ای جان چشم در چشم تو و گوش به فرمان توام تو اگر دم بزنی مرغ سخندان توام می نویسم که نسیم از نفست می خیزد عاشق لب زدن و گفتن ای...
    • دیدار دماوند کوله بر بسته دلم تا که به دیدار دماوند برود تا به نزدیکترین نقطه ی ایران به خداوند برود کوله بربسته که از کوه و در و...
    • مهر و مهربانی ِغیر مهر و مهربانی چیست در دنیای ما که منور می کند احساس ناپیدای ما رنگ می پاشد به اعماق ضمیر آدمی شوق می ریزد به...
    • خیال صحبت تو زنده می کند دل را مرا به جرم نکرده به دار خواهند زد تو را ز راه نرفته کنار خواهند زد اگر که سینه ای از عشق لب به لب گردد به شهر دیده ی او...
    • رویای تو رویاست تا..... رویای تو رویاست تا در خواب باشی در کرسی گرمت فقط بی تاب باشی بیدار اگر گردی و راهی، بلکه روزی در قله ای هم صحبت مهتاب...
    • گره از زلف چمن باز کنیم ای دوست بیا ز خویش و پیله پرواز کنیم با حضرت عشق و با طبیعت آغاز کنیم صدبار گره زدیم،زلف چمن و نبود حاصل امسال،گره از...
    • کشف کن کوه و در دشت و دمن بنام خدایی که در جسم روح آفرید جهان را چنین کامل و باشکوه آفرید به هر کس نشانی ز احساس داد مرا عاشق قله و سنگ و کوه...
    • کاش بارانی ببارد کاش ابر آسمان خاک زمین یاری کند تا زمین تشنه احساس امیدواری کند مهربان گردد زمین با دانه های سربزیر دانه نومید هم،احساس...
    • روزمرَگی ملی روزمرَگی ملی زلزله ما را می کشد معدن ما را حبس می کند.کشتی ما را غرق می کند.پلاسکو ما را به آتش می کشد.خشکسالی نفس ما...
    • ای زلزله جان چطور مطوری خوبی ای زلزله جان چطور مطوری خوبی داری به کجای مملکت می کوبی گویند دوباره قصد تهران کردی شاید که تو هم پی ژن مرغوبی از بس که...
    • پتوی خرافات زلزله ما را می کشد آتش ما را می سوزاند تونل ما را می بلعد سیل ما را می برد و ما چقدر سخت جانیم انگار پتوی خرافات ما را...
    • باران که می آید باران که می آید زمین هم حرف های تازه ای دارد. تمام بوته ها عاشق تر از پیش اند تمام جوی ها جاری، تمام رودها آواز می...
    • پاییز نرو پاییز نرو فرصت دلتنگی نیست زیبایی تو به هیچ آهنگی نیست عشقم شده هر روز ببینم رویت یکسال کم از هزار فرسنگی نیست محمود...
    • دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد قفس هر چند بزرگ باشد دل انسان می گیرد اگر صدها خیابان دارد و میدان و ده ها پارک...
    • مانند یک بوسه که بر داغی یک احساس می تازد تو را مثل گلی در دامن یک دشت ناهموار می خواهم به دشتی که به غیر از زوزه بادی ندارد یار می خواهم تو را مثل نسیمی در میان...
    • سرگذشت نفت (از تشکیل تا کشف) شعر نفت از تشکیل تا کشف بنام خداوند چین و گسل خداوند دشت و خدای قلل بنام خداوند شعر و شعور خدای دوبیتی خدای غزل بنام...
    • پناه من فقط تار است پناه من فقط تار است در شب های تار من که شاید مرهمی باشد به زخم انتظار من نه گل روییده در باغم،نه آبی مانده در جویم چه...
    • مدتی هست مدتی هست که پر کرده پدافندش را دو لب و لپ و نگاه های هدفمندش را می زند تیر چپ و راست به دیوار دلم دل افتاده به میدان...
    • رقص گل از واجبات خواهد شد سال هاست که گنج های زمین جای گل ،گلوله می شوند جای محبت ،نفرت می کارند و زمین متحیر از این قساوت به گرد خویش سرگردان به...
    • شما چرا؟ ای گلوله ها ای تفنگ ها ما آدم ها هزار دلیل داریم برای کشتن بنام دین برای ثروت به حکم سیاست شما چرا ؟ شما چرا قلب ها را...
    • عاشقانه باید دید عاشقانه باید دید این زمین و مردم را لاله های رنگی را،خوشه های گندم را عاشقانه باید رفت کوه و دشت و دریا را جرعه جرعه...
    • چراااااا؟خداااااا؟ چراااااا؟خداااااا؟ هر بار که انتحاری،انفجاری در اطراف می شود انگار لرزش ها و ترکش های آن مستقیم بر روح و روان مان وارد...
    • معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات 96 با نگاهی به آرای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مشاهده می شود تنها در چند استان...
    • شجریان در مقابل تتلو شجریان در مقابل تتلو کاری به نتایج انتخابات ندارم که هر چه باشد تا چند ساعت دیگر اعلام خواهد شد. آنچه آزارم می دهد این...
    • برای فردای انتخابات ریاست جمهوری 96 جدای از هر رنگی و هر تفکری همه به ایران می اندیشند اگرچه گاهی دروغ بگویند و بداخلاقی کنند که این هم متاسفانه مشخصه...
    • تحلیلی ساده از مناظرات انتخاباتی 96 یک تحلیل ساده از یک آدم ساده بعد از مناظره با خودم فکر می کردم اگر صدا و سیما از من بپرسد نظر شما در مورد مناطره ها...
    • پوپولیسم یعنی چه؟ پسرم گفت پوپولیسم یعنی چه که شده ورد زبان کوچه و بازار یعنی استفاده بهینه ی از آمار از دین و مذهب،از کار،از همکار از...
    • صبح خوبست صبح خوبست که همصحبت باران باشی همدل و همنفس سبز بهاران باشی رود و دریاچه و جنگل همه را درک کنی خاصه تر آنکه به ملک...
    • آژیر زلزله (شعری از زبان زمین لرزه ای که خواهد آمد ) شبی،روزی ،غروبی یا سحرگاهی زمانی که شود تسلیم سنگ سخت کوهستان و زان ناگه فروریزد سکوت سرد سنگستان سوار سینه ی امواج...
    • مقصر حادثه پلاسکو کیست؟ یکی از مهمترین بحث ها و شاید وطایف ما بعد از هر حادثه این است که مقصر را پیدا کنیم. مقصرانی که همه می شناسیم ولی برای...
    • دشمن خر است ( خریت های روزانه ما آدم ها) هیچ می دانی که در دنیای ما چند تن خر است البته منظور غیر از خر، که او رسما خر است در علوم زیست شناسی خر فقط یک گونه است...
    • تاخیر و دیگر هیچ تاخیر و دیگر هیچ ساعت حدود ۲۳ به تحویل بار فرودگاه می رسم منتظر می مانم تا با آژیر نوار نقاله ورود بار اعلام شود نکاهی...
    • بسوزیم و بسازیم غریبه ای هستم در میان شهری بزرگ نه شهر مرا قبول می کند نه من او را نه من با او کنار می آیم نه او با من ولی از جبر...
    • به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند اگر جا کم بیارن شـــــــک نکن در ماه می سازند نه تنها دولتی ،بلکه پیام نـــور و...
    • مثال قطره آبی چنان گاهی فشارم می دهد دیوار این زندان که می ترسم فرو ریزد ز دیوار دهان دندان چنان در بطن و دهلیزم ز خون فریاد می آید...
    • می چسبه چای آتیشی ولی کو چای آتیشی؟ این شعر در یک سفر زمین شناسی سروده شده و در آن از کلمات زمین شناسی استفاده کردیده است. تراست زیر بارون و با چند تا دوست...
    • تاراج قطار شهر ها را هواپیما قاره ها را سفینه سیاره ها را به هم نزدیک می کند اینترنت فاصله ها را ماشین سختی ها را پول کمبود...
    • فیش نامه ایا یا ایهاالساقی کجا رفت کاس و ناول ها که فیش اول نمود آسان ولی افتاد مشکل ها گرفتم فیش و گفتم می خورم یک آب هم رویش...
    • تبخیر آرزوها هر صبح شیشه ی گاز دار آرزوهایم را باز می کنم جرعه ای می نوشم و پا در خیابانی خسته می گذارم با عابرانی خسته تر از خودم...
    • آیه ی امن یجیب احساس او به شاخسار گلم عندلیب داشت اقرار می کنم که حالت من را عجیب داشت اقرار می کنم که ذهن مرا پاک خوانده بود هر تحفه...
    • یاد بیرجند یاد بیرجند در دلم هر روز غوغا می کند در رحیم آباد چشمت شور پیدا می کند بین میدان ابوذر تا خیابان حکیم با شهیدان نگاهت...

    بایگانی

    • تیر 1402 1
    • فروردین 1399 1
    • اسفند 1398 1
    • اسفند 1397 1
    • بهمن 1397 3
    • دی 1397 1
    • مرداد 1397 4
    • اردیبهشت 1397 1
    • فروردین 1397 2
    • اسفند 1396 1
    • بهمن 1396 1
    • دی 1396 4
    • آذر 1396 2
    • آبان 1396 1
    • مهر 1396 1
    • شهریور 1396 1
    • مرداد 1396 1
    • خرداد 1396 5
    • اردیبهشت 1396 5
    • بهمن 1395 2
    • آبان 1395 1
    • مهر 1395 2
    • شهریور 1395 2
    • مرداد 1395 1
    • تیر 1395 3
    • اردیبهشت 1395 1
    • فروردین 1395 5
    • بهمن 1394 2
    • دی 1394 4
    • آذر 1394 3
    • آبان 1394 4
    • مهر 1394 2
    • شهریور 1394 6
    • مرداد 1394 4
    • تیر 1394 3
    • خرداد 1394 3
    • اردیبهشت 1394 3
    • فروردین 1394 7
    • اسفند 1393 6
    • بهمن 1393 4
    • دی 1393 8
    • آذر 1393 9
    • آبان 1393 8
    • مهر 1393 9
    • شهریور 1393 10
    • مرداد 1393 32
    • تیر 1393 24
    • خرداد 1393 24
    • اردیبهشت 1393 11
    • فروردین 1393 25
    • اسفند 1392 25
    • بهمن 1392 31
    • دی 1392 36
    • آذر 1392 38
    • آبان 1392 24
    • مهر 1392 30
    • شهریور 1392 35
    • مرداد 1392 36
    • تیر 1392 24
    • خرداد 1392 19
    • اردیبهشت 1392 26
    • فروردین 1392 18
    • اسفند 1391 31
    • بهمن 1391 20
    • دی 1391 15
    • آذر 1391 19
    • آبان 1391 44
    • مهر 1391 31
    • شهریور 1391 55
    • مرداد 1391 30
    • تیر 1391 6
    • خرداد 1391 15
    • اردیبهشت 1391 23
    • فروردین 1391 1
    • اسفند 1390 1
    • بهمن 1390 3
    • دی 1390 1
    • آذر 1390 3
    • آبان 1390 16
    • مهر 1390 23
    • شهریور 1390 3
    • مرداد 1390 7
    • تیر 1390 1

    تقویم

    تیر 1402
    ش ی د س چ پ ج
    1 2
    3 4 5 6 7 8 9
    10 11 12 13 14 15 16
    17 18 19 20 21 22 23
    24 25 26 27 28 29 30
    31

    جستجو


    آمار : 430399 بازدید Powered by Blogsky

    عناوین یادداشت‌ها

    • با قصه ی تکرار کجا کار برآید 1392/09/06 22:56
      و خداوند در وجود آدمیان معجزه ای نهاده بنام عشق که اگر بر جسم خاکی نشیند بدان رنگ و بویی تازه دهد و بهاری بر زمستان جان فرود آید . عشق را باید دو گونه و یا دو مرحله دید . عشق های زمینی و عشق آسمانی در عشق های زمینی زمانی که معشوق در قلب عاشق ورود می کند کلمات و لحظاتش ، نفسات وقدماتش زیبا و معنادار می شود. یک سلام...
    • سراب 1392/09/06 07:24
      از چشم ترت شراب خواهم نوشید از زلف کجت گلاب خواهم نوشید گر وصل تو در خیال ما سر نرسد دائم ز لبت سراب خواهم نوشید " محمود مسعودی(ساده)"
    • اولین باران 1392/09/05 23:28
      اولین باران و صبح و شبنم و نورو نوید می زند فریاد می زاید امید بوی جان می آید از خاک زمین سبزه می آید ز باران ها پدید ریگ ها، تر می شوند از شور عشق دانه باور می کند صبح سپید برگ ها احساس زیبای بهاری می کنند ساقه ها شوری به جان برگ جاری می کنند ریشه ها در جستجوی خاک باران خورده اند شاخه ها امید را تا آسمان ها برده اند...
    • از عجایب زندگی ما ایرانیان (فیسبوک) 1392/09/05 23:11
      و از عجایب زندگی امروز ما ایرانیان این است که: جمعی کثیر به پیدا و پنهان با یک یا جند نام ، از وزیر و وکیل و رئیس ،ورزشکار و سیاستمدار مان گرفته تا کودکان و نوجوانانمان شرکت ها ،سازمان ها و گرو ه هایمان افکار خویش در فیسبوک عرضه می کنند . جوانانمان اکثریت قریب به اتفاق تا نیمه شبان در فیسبوک عمر و جوانی هدر می دهند ....
    • نقطه ی عطفی در تاریخ ایران 1392/09/03 07:52
      دکتر ظریف در فیسبوکس نوشت مذاکرات به نتیجه رسید حق غنی سازی به رسمیت شناخته شد. جدای از اینکه از کجا به کجا رسیدیم . چه بر ما گذشت و با این توافق چه خواهد گذشت. این توافق سال ها نقطه ی عطفی خواهد شد برای تحلیل و تفسیر در تاریخ ایران و قهرمان و ضد قهرمان سازی . اگر چه این تنها اولین گام یک راه طولانی است ، آرامشی را بر...
    • بیا باورکن 1392/08/29 17:38
      چشم من مست مدام است بیا باورکن ساقی و جام به کام است بیا باور کن غم ایام فراری ست ز میخانه ی ما شربت عشق به جام است بیا باور کن طوطیم هست سخنگو و شکر ها شیرین لب و شکر چه به کام است بیا باور کن بلبلان مست و قناری همه مشغول غزل هر دو لب بر لب جام است بیا باور کن مسجد و میکده مدهوش گلاب است هنوز هر چه گل هست بنام است...
    • خرافات یا خر آفات 1392/08/28 18:31
      در زبان محاوره و حتی رسمی هر گاه چیزی از حد تصور و انتظار ما بزرگتر باشد یک خر به آن اضافه می کنیم و مثلا می گوییم خرمهره، خرمگس ،خر... امروز داشتم با خودم فکر می کردم این خرافات هم احتمالا همان خر آفات بوده است که به مرور زمان در نوشتار ساده شده ولی تاثیر و کار کردش مانده، چون خرافات واقعا در ملت هایی مثل ما بزرگترین...
    • کیش شطرنج توام 1392/08/28 15:54
      کیش شطرنج توام ماتم مکن گر چه مشتاقم ،بی تابم مکن تا که فتح قلعه ی دل ها کنی بی نصیب از لعبت نابم مکن " محمود مسعودی(ساده)"
    • در دام ما 1392/08/28 15:36
      سوزن پرگار تو بر گرد ما زد حلقه ای غافلی از اینکه خود در دام ما افتاده ای " محمود مسعودی(ساده)"
    • راز شبنم 1392/08/28 01:45
      شبنمی بعد شبی تار و بلند وقت دیدار نسیم سحری ذره هایش همه یکجا می کرد تا که با قدرت و زیبایی عشق به لب برگ گلی بنشیند بوسه گاه شبنم در کمینگاه سحر بر لب سرخ ترین برگ امید پر از سبز ترین حس بهار در فرودی آرام ساکت و سر به گریبان و تفکر کرده در پی ساختن یک خاطره بود ساکت اما شفاف ساده اما حراف در شبستان خیال رو به...
    • هجران 1392/08/27 12:42
      همجون لب یار ما دلم خونین است چون زلف کجش ترانه ام مشکین است خونین دلی و ترانه هایم به کناری هجران وی از برای ما سنگین است " محمود مسعودی(ساده)"
    • وقتی که تو نیستی 1392/08/26 13:50
      وقتی که تو نیستی بر سرم آواریست افسانه ی زندگی فقط زندانیست گر فکر و خیال هم به دادم نرسد انگار همین شبم شب پایانیست " محمود مسعودی(ساده)"
    • من که می دانم 1392/08/26 08:27
      من که می دانم در آخر خاک بادم می کنی می زنی تیر خلاصم، کی تو یادم می کنی من که می دانم ترحم نیست در چشمان تو سنگ سخت کوه بی جان را نمادم می کنی من که می دانم که عمری مشق عشق می ستانی بی دلیل و بی سوادم می کنی من که می دانم شرابت را ندادی رایگان صد ز من بستانی و قیری به کامم می کنی من که می دانم سرابی بود رویای بهشت...
    • پاییز خوش نگار 1392/08/25 06:45
      در چشم من تو زیبا زیباتر از بهاری شاعرتر از نگاری عاشق تر از هزاری رعنای رازداری راهی به نو بهاری آری هماره گویم پاییز خوش نگاری " محمود مسعودی(ساده)"
    • مگرنه 1392/08/24 19:39
      این راه پر از سنگ و سفال است مگرنه پرآبی رود از کرم و لطف جبال است مگرنه خورشید همه لطف خدا است بر عاشق بی نور رخش حرف و سوال است مگر نه جنگل که شده مامن و ماوای دل سبز بی لطف رخش حرف محال است مگر نه هر چند کویر تشنه و تفتیده ی آب است جز او چی کسی فکر وصال است مگر نه تقوا همه اندیشه و احساس خداییست آدم همه جا محو گل...
    • تنهایی ، زیبایی 1392/08/17 15:46
      تنهایی آدمی اگر یک دریاست لیوان محبتی کفایتش می باشد زیبایی آدمی اگر یک دنیاست یک لحظه تبی کفایتش می باشد " محمود مسعودی(ساده)"
    • شهر کاجستان 1392/08/17 10:45
      شهر من با کاج هایی سربلند می کشاند دل به دام و می نماید در کمند شهر من با کاج ها بیدار و قلبش می تپد تازه می سازد نفس با هر تقلای درخت شهر من معتاد این اکسیژن است در نبود ابر و باران، در حضور خاک و طوفان کاج ها منبع احساس سلامت شده اند تا بگیرند شکاف دل بی تاب کوبر سوزنی برگ رفوگر شده اند خمره هاشان پر از خاطره باد...
    • قطار روزگار 1392/08/16 00:31
      دورگردون غیرگردش با قطاری بیش نیست عمر انسان چار فصل روزگاری بیش نیست کوه و دشت و دره و دریا ز پشت شیشه ها خواب و رویایی درون بیشه زاری بیش نیست هر مسافر چند روزی میهمان کوپه هاست کاخ دنیا هم سرانجامش مزاری بیش نیست نه به میل خود مسافر یا پیاده می شوی راهروها، کوپه ها غیراز حصاری بیش نیست بی سبب خود را به دیوار و در و...
    • حس باران 1392/08/13 02:16
      حس بارانی که وقت نیمه شب سقف آ هن خانه ا م را می زند نرم نرمک باز احیا می کند شعر باران بوی خاک آلوده را کم کمک در سینه ام جا می کند قطره ی باران خواب آلوده را میهمان خاطراتم می شود می نویسد خاطراتی تازه را ناگهان در ذهن سرد آسمان با جرقه روز روشن می شود با صدای غرش شبناک رعد در تنم احساس جوشن می شود نم نم باران به...
    • بهتر از شیطان 1392/08/11 20:13
      گفت شیطان: دیده ام در آدمی بهتر از شیطان رفیق و همدمی حرص و آز و شهوت و جاه و مقام درس می گویند برایم هر دمی " محمود مسعودی(ساده)"
    • بی انصافی 1392/08/11 12:50
      دل بریدن ز سر کوی تو بی انصافیست گر چه صدها گله از زلف کمندت باقیست ساحل ار عاشق موجست تحمل باید زانکه این سرزنش موج ز لطف ساقیست من و ببریدن مهرت چه حکایت باشد حاش لله که مرا بهر تو صد بی تابیست دوری ساحل و دریا ، روایت چه کنی ساحل ار دور شود فایده اش بی نامیست طعنه بر موج مزن سرزنشش کمتر کن گر نکو بنگری این موج ز...
    • تشنگی در راه است 1392/08/10 19:38
      ابر بی جان شده است دشت عریان شده است عوض بارش برف ، بارش خاک فراوان شده است ده بالا دستی ،خالی از جنبش انسان شده است ده پایین دستی: ... آه ، ویران شده است چشمه ها بی تابند شایدم در خوابند رودها فرسوده جوی ها سرگردان سبزه ها پژمرده ساز ها نامیزان قطره ها گم شده اند ذره ها در میدان باد جای باران از خاک خبرها دارد خاک از...
    • کوه دلتنگی نصیب ماست 1392/08/09 09:31
      میان کوه ها هم کوه دلتنگی نصیب ماست میان قله ها تک قله ی سنگی نصیب ماست میان دره ها تنها ،عمیق و بی نصیب و سرد ز بس با باد تنهاییم بدآهنگی نصیب ماست میان دشت های سبز و خندان دانه می کاریم ولی وقت درو احساس اردنگی نصیب ماست میان باغ ها بر طرف جو ،شاد و غزل خوانیم ولی هنگام چیدن درد کوررنگی نصیب ماست " محمود...
    • نی 1392/08/08 20:24
      نی چو خالی شد نوایش آسمانی می شود چونکه پر باشد کجا ساز جدایی می شود گر درون خویش با صد من شکر پر کرده ای بس که سنگینی کجا ذکرت خدایی می شود " محمود مسعودی(ساده)"
    • عطش 1392/08/07 20:57
      گفتم به بوسه ای عطشم را فرونشان زان لب به باغ عافیتم دانه ای نشان گفتا که آتش است و دوچندان کند عطش گفتم که آب تویی آتش من را فرونشان " محمود مسعودی(ساده)"
    • انعکاس عشق 1392/08/06 22:19
      انعکاس خویش را در ساحل سنگی به راهت ریختم چشم مستی گشتم و تک قطره هایم را به پایت ریختم با صدف ماندم کنار ساحلت با ماسه هم نجوا شدم گاهگاهی کشتم این دلتنگی و گاهی به جامت ریختم موج می آمد به گوش صخره می گفت می گذشت من ولی ماندم به پایت،لحظه هایم را به کامت ریختم ماسه ها با رنگ شادی زیر نور ماه و مهر آسمان زانعکاس عشق...
    • حس باران 1392/08/06 16:08
      حس بارانی که بر صحرای سوزان خواهمت گل به دامان ببنمت همچون گلستان خواهمت در مسیر ساقی سیمن چنان پروانه ای گرد ماه روی ساقی در میستان خواهمت شمع بزم مهربانان ، محفل شعر و غزل با غزل همخانه و مست و غزلخوان خواهمت با پرستوی مهاجر در مسیر بادهای روزگار راهی عشق خدا بی ترس طوفان خواهمت بیشه ای هستم که در بی ابری فصل بهار...
    • از کوی تو تا شهر دلم 1392/08/04 16:28
      از کوی تو تا شهر دلم فاصله ای نیست اما ز تو در شهر دلم غلغله ای نیست از این همه لطفی که ز کوی تو روان است ای یار چرا بر دل تنگم صله ای نیست ما تشنه ی عرشیم و تو راهی به زمینی بر روی گسل هست دل و زلزله ای نیست شاید که بد اندیش در اندیشه ما هست کز زلف کمند تو مرا سلسله ای نیست رود ار که به دریا نرسد مرگ به راه است مرداب...
    • کیست بگرفته گلوگاه بشر؟ 1392/08/04 06:59
      بوته در خاک زمین تیشه در دست بشر سبزه در دشت وسیع غافل از دام بشر شاخه در دامن گهواره ی باد ارّه در فکر زمین خوار بشر قوچ در صخره ی مغرور بلند تیر در ذهن کماندار بشر آب در راه رسیدن به وصال سد و بیراهه به افکار بشر یک طرف باغ و طبیعت و درخت یک طرف تیشه و اصرار بشر نفس شهر به تنگ آمده است کیست بگرفته گلوگاه بشر ؟...
    • خویش کلک 1392/07/30 11:43
      عمریست که از چرخ و فلک می نالیم حتّی ز فرشته و ملَک می نالیم چون نیک نظر کنیم در اندیشه ی خود دانیم که از خویش کلَک می نالیم
    • 955
    • 1
    • ...
    • 12
    • 13
    • صفحه 14
    • 15
    • 16
    • ...
    • 32