خانه عناوین مطالب تماس با من

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

من و وبلاگ و دلنوشته ها

این وبلاگ رو درست کردم که حرفامو بزنم (حرفایی که جای دیگه نمی تونم بزنم)..... ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر شیر باشم چون اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم....... گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم چون احد مطالب وبلاگ شامل:........................ خود نویسی : اظهار نظر ها و مطالب من در مورد مسائل مختلف فرهنگی ُ اجتماعی سیاسی ورزشی و غیره هست............. فتو وبنویسی : عکس هایی هست که برداشت می کنم و گاهی مناسب می بینم اینجا بگذارم .................................... دل نویسی : افکار منظوم و منثور من است که از دلم بیرون می آید و د ر واقع دل نویسی وبنگاری حرف های دلم است که مستقیم و بدون هیچ واسظه ای از دل به صفحه کلید و از صفحه کلید بر صفحه وب جاری می گردد. این بخش را بیشتر از بقیه دوست دارم .... شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی...... این دلنوشته های درهم من را جدا کنی...... تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است......... باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی......... طنز نویسی : تلاش من برای گفتن و نوشتن بعضی مطالب بصورت طنز است........ خاطره نویسی : وب نویسی بعضی از خاطرات من است که هوس می کنم به قلم آورم و بر صفحه وب جاری کنم. کپی نویسی : این مطالب در واقع مربوط به من نیست و تنها چون از آنها خوشم آمده از سایت ها و وبلاگ های دیگر کپی کرده ام ............ القصه وب نویسی دفترچه نوشته های از دل برآمده و کاملا شخصی من است پس دنبال بازدید کننده نیستم فقط برای خودم می نویسم ، وبلاگ های دیگری دارم که برای همکلاسی ها ، همولایتی ها ، همشهری ها و هموطنان می نویسم ولی این برای خودم است خود خودم . بازدید کنندش هم خود من هستم. اگر کسی آمد هم خوش آمد . اینجا خلوت من است . مهمانم باشید و درگوشی از نواقص و ایرادات و احساس تان در مورد نوشته هایم بگویید............... ایمیل من: mahmasoudi@gmail.com ادامه...

نظرسنجی

سلام دلنوشته های وبلاگ را در چه سطحی می بینید

    روزانه‌ها

    همه
    • محمود مسعودی در سایت شعر ناب
    • محمود مسعودی در سایت شعر نو
    • زمین شناسی 69 دانشگاه بیرجند
    • عکسخانه بیرجند
    • ژئوبلاگ
    • از گل تا دل
    • فتوبلاگ آیینه
    • دنیای بزرگ علی کوچولو

    پیوندها

    • گنجور
    • سارا شعر
    • عمران و معماری
    • داستان نویس مغرور
    • دلنوشته های کویری
    • اشعار شاعران بیرجند
    • غزل های منتظر محمد نوزادی
    • اشعار شاعران معاصر
    • شعر شاعران بیرجند
    • گلچین شعر معاصر
    • صدای آشنا
    • شعر نو

    دسته‌ها

    • دل نویسی 765
      • غزلواره 137
      • نوگونه 108
      • چارگانه 318
      • تکدانه 35
      • مثنوی مانند 15
      • و غیره ... 113
      • زمینشناسانه 9
      • بیرچندانه 20
      • سپیدانه 3
    • خود نویسی 76
    • خاطره نویسی 7
    • طنز نویسی 14
    • زیست محیطی 14
    • فتو وبنویسی 4
    • کپی نویسی 10
    • ژئو وبنویسی 1

    برگه‌ها

    • در مورد وبلاگ

    جدیدترین یادداشت‌ها

    همه
    • تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی مرا آتش زدی، خود را درون من رها کردی چه خرم بودم و خوشدل به بوی آب بر کاگل...
    • دل قوی دار دل قوی دار و پر از شوق،که بر می گردیم از شب تیره گذر کرده ،سحر می گردیم پیله ترکانده و با بال و پر تازه تری ما جهش کرده...
    • بَدیش اینه که ۱۴ روز دیگه می فهمیم چکار کرده ایم سال ها پیش استادی داشتیم می گفت ما ایرانی ها بهمون میگن بخاری می سوزه باور نمی کنیم میگیم حالا بزار امتحان کنم . سرمون...
    • چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما داغ به دل نشسته ای فسرده پود و تار ما نه راه پس،نه راه پیش،نه نور و نه ترانه ای که...
    • تاریخ جز تکرار،چیزی نیست م می خواهد قلم بردارم و بنویسم آدمیت را چه شده است انسانیت را چه شده است برما چه گذشته است اشک امانم نمی دهد نفسم می...
    • نه مرا طاقت دوری نه مرا طاقت دوری، نه تو را لطف حضوری نه تو را نامه و مهری نه مرا شور و سروری شب مان دراز گشت و سحری نیامد از راه نه تو...
    • یک زمین یک زندگی یک زمین ،یک زندگی، یک روزگار یک بشر، یک عمر ،چند فصل بهار حیف نیست آغشته گردانیم شان با دروغ و حسرت و حرص و نقار محمود...
    • به بهانه ی مستند تالان به بهانه ی تالان. امشب خودم را به آخرین اکران های مستند تالان می رسانم. فیلم با تاباندن نور در اعماق زمین به آب آغاز می...
    • دلم برای تو تنگ است دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دلت تنگ است؟ میان عقل و عشق در کشور تو هم جنگ است؟ باورم...
    • ای جان چشم در چشم تو و گوش به فرمان توام تو اگر دم بزنی مرغ سخندان توام می نویسم که نسیم از نفست می خیزد عاشق لب زدن و گفتن ای...
    • دیدار دماوند کوله بر بسته دلم تا که به دیدار دماوند برود تا به نزدیکترین نقطه ی ایران به خداوند برود کوله بربسته که از کوه و در و...
    • مهر و مهربانی ِغیر مهر و مهربانی چیست در دنیای ما که منور می کند احساس ناپیدای ما رنگ می پاشد به اعماق ضمیر آدمی شوق می ریزد به...
    • خیال صحبت تو زنده می کند دل را مرا به جرم نکرده به دار خواهند زد تو را ز راه نرفته کنار خواهند زد اگر که سینه ای از عشق لب به لب گردد به شهر دیده ی او...
    • رویای تو رویاست تا..... رویای تو رویاست تا در خواب باشی در کرسی گرمت فقط بی تاب باشی بیدار اگر گردی و راهی، بلکه روزی در قله ای هم صحبت مهتاب...
    • گره از زلف چمن باز کنیم ای دوست بیا ز خویش و پیله پرواز کنیم با حضرت عشق و با طبیعت آغاز کنیم صدبار گره زدیم،زلف چمن و نبود حاصل امسال،گره از...
    • کشف کن کوه و در دشت و دمن بنام خدایی که در جسم روح آفرید جهان را چنین کامل و باشکوه آفرید به هر کس نشانی ز احساس داد مرا عاشق قله و سنگ و کوه...
    • کاش بارانی ببارد کاش ابر آسمان خاک زمین یاری کند تا زمین تشنه احساس امیدواری کند مهربان گردد زمین با دانه های سربزیر دانه نومید هم،احساس...
    • روزمرَگی ملی روزمرَگی ملی زلزله ما را می کشد معدن ما را حبس می کند.کشتی ما را غرق می کند.پلاسکو ما را به آتش می کشد.خشکسالی نفس ما...
    • ای زلزله جان چطور مطوری خوبی ای زلزله جان چطور مطوری خوبی داری به کجای مملکت می کوبی گویند دوباره قصد تهران کردی شاید که تو هم پی ژن مرغوبی از بس که...
    • پتوی خرافات زلزله ما را می کشد آتش ما را می سوزاند تونل ما را می بلعد سیل ما را می برد و ما چقدر سخت جانیم انگار پتوی خرافات ما را...
    • باران که می آید باران که می آید زمین هم حرف های تازه ای دارد. تمام بوته ها عاشق تر از پیش اند تمام جوی ها جاری، تمام رودها آواز می...
    • پاییز نرو پاییز نرو فرصت دلتنگی نیست زیبایی تو به هیچ آهنگی نیست عشقم شده هر روز ببینم رویت یکسال کم از هزار فرسنگی نیست محمود...
    • دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد قفس هر چند بزرگ باشد دل انسان می گیرد اگر صدها خیابان دارد و میدان و ده ها پارک...
    • مانند یک بوسه که بر داغی یک احساس می تازد تو را مثل گلی در دامن یک دشت ناهموار می خواهم به دشتی که به غیر از زوزه بادی ندارد یار می خواهم تو را مثل نسیمی در میان...
    • سرگذشت نفت (از تشکیل تا کشف) شعر نفت از تشکیل تا کشف بنام خداوند چین و گسل خداوند دشت و خدای قلل بنام خداوند شعر و شعور خدای دوبیتی خدای غزل بنام...
    • پناه من فقط تار است پناه من فقط تار است در شب های تار من که شاید مرهمی باشد به زخم انتظار من نه گل روییده در باغم،نه آبی مانده در جویم چه...
    • مدتی هست مدتی هست که پر کرده پدافندش را دو لب و لپ و نگاه های هدفمندش را می زند تیر چپ و راست به دیوار دلم دل افتاده به میدان...
    • رقص گل از واجبات خواهد شد سال هاست که گنج های زمین جای گل ،گلوله می شوند جای محبت ،نفرت می کارند و زمین متحیر از این قساوت به گرد خویش سرگردان به...
    • شما چرا؟ ای گلوله ها ای تفنگ ها ما آدم ها هزار دلیل داریم برای کشتن بنام دین برای ثروت به حکم سیاست شما چرا ؟ شما چرا قلب ها را...
    • عاشقانه باید دید عاشقانه باید دید این زمین و مردم را لاله های رنگی را،خوشه های گندم را عاشقانه باید رفت کوه و دشت و دریا را جرعه جرعه...
    • چراااااا؟خداااااا؟ چراااااا؟خداااااا؟ هر بار که انتحاری،انفجاری در اطراف می شود انگار لرزش ها و ترکش های آن مستقیم بر روح و روان مان وارد...
    • معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات 96 با نگاهی به آرای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مشاهده می شود تنها در چند استان...
    • شجریان در مقابل تتلو شجریان در مقابل تتلو کاری به نتایج انتخابات ندارم که هر چه باشد تا چند ساعت دیگر اعلام خواهد شد. آنچه آزارم می دهد این...
    • برای فردای انتخابات ریاست جمهوری 96 جدای از هر رنگی و هر تفکری همه به ایران می اندیشند اگرچه گاهی دروغ بگویند و بداخلاقی کنند که این هم متاسفانه مشخصه...
    • تحلیلی ساده از مناظرات انتخاباتی 96 یک تحلیل ساده از یک آدم ساده بعد از مناظره با خودم فکر می کردم اگر صدا و سیما از من بپرسد نظر شما در مورد مناطره ها...
    • پوپولیسم یعنی چه؟ پسرم گفت پوپولیسم یعنی چه که شده ورد زبان کوچه و بازار یعنی استفاده بهینه ی از آمار از دین و مذهب،از کار،از همکار از...
    • صبح خوبست صبح خوبست که همصحبت باران باشی همدل و همنفس سبز بهاران باشی رود و دریاچه و جنگل همه را درک کنی خاصه تر آنکه به ملک...
    • آژیر زلزله (شعری از زبان زمین لرزه ای که خواهد آمد ) شبی،روزی ،غروبی یا سحرگاهی زمانی که شود تسلیم سنگ سخت کوهستان و زان ناگه فروریزد سکوت سرد سنگستان سوار سینه ی امواج...
    • مقصر حادثه پلاسکو کیست؟ یکی از مهمترین بحث ها و شاید وطایف ما بعد از هر حادثه این است که مقصر را پیدا کنیم. مقصرانی که همه می شناسیم ولی برای...
    • دشمن خر است ( خریت های روزانه ما آدم ها) هیچ می دانی که در دنیای ما چند تن خر است البته منظور غیر از خر، که او رسما خر است در علوم زیست شناسی خر فقط یک گونه است...
    • تاخیر و دیگر هیچ تاخیر و دیگر هیچ ساعت حدود ۲۳ به تحویل بار فرودگاه می رسم منتظر می مانم تا با آژیر نوار نقاله ورود بار اعلام شود نکاهی...
    • بسوزیم و بسازیم غریبه ای هستم در میان شهری بزرگ نه شهر مرا قبول می کند نه من او را نه من با او کنار می آیم نه او با من ولی از جبر...
    • به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند اگر جا کم بیارن شـــــــک نکن در ماه می سازند نه تنها دولتی ،بلکه پیام نـــور و...
    • مثال قطره آبی چنان گاهی فشارم می دهد دیوار این زندان که می ترسم فرو ریزد ز دیوار دهان دندان چنان در بطن و دهلیزم ز خون فریاد می آید...
    • می چسبه چای آتیشی ولی کو چای آتیشی؟ این شعر در یک سفر زمین شناسی سروده شده و در آن از کلمات زمین شناسی استفاده کردیده است. تراست زیر بارون و با چند تا دوست...
    • تاراج قطار شهر ها را هواپیما قاره ها را سفینه سیاره ها را به هم نزدیک می کند اینترنت فاصله ها را ماشین سختی ها را پول کمبود...
    • فیش نامه ایا یا ایهاالساقی کجا رفت کاس و ناول ها که فیش اول نمود آسان ولی افتاد مشکل ها گرفتم فیش و گفتم می خورم یک آب هم رویش...
    • تبخیر آرزوها هر صبح شیشه ی گاز دار آرزوهایم را باز می کنم جرعه ای می نوشم و پا در خیابانی خسته می گذارم با عابرانی خسته تر از خودم...
    • آیه ی امن یجیب احساس او به شاخسار گلم عندلیب داشت اقرار می کنم که حالت من را عجیب داشت اقرار می کنم که ذهن مرا پاک خوانده بود هر تحفه...
    • یاد بیرجند یاد بیرجند در دلم هر روز غوغا می کند در رحیم آباد چشمت شور پیدا می کند بین میدان ابوذر تا خیابان حکیم با شهیدان نگاهت...

    بایگانی

    • تیر 1402 1
    • فروردین 1399 1
    • اسفند 1398 1
    • اسفند 1397 1
    • بهمن 1397 3
    • دی 1397 1
    • مرداد 1397 4
    • اردیبهشت 1397 1
    • فروردین 1397 2
    • اسفند 1396 1
    • بهمن 1396 1
    • دی 1396 4
    • آذر 1396 2
    • آبان 1396 1
    • مهر 1396 1
    • شهریور 1396 1
    • مرداد 1396 1
    • خرداد 1396 5
    • اردیبهشت 1396 5
    • بهمن 1395 2
    • آبان 1395 1
    • مهر 1395 2
    • شهریور 1395 2
    • مرداد 1395 1
    • تیر 1395 3
    • اردیبهشت 1395 1
    • فروردین 1395 5
    • بهمن 1394 2
    • دی 1394 4
    • آذر 1394 3
    • آبان 1394 4
    • مهر 1394 2
    • شهریور 1394 6
    • مرداد 1394 4
    • تیر 1394 3
    • خرداد 1394 3
    • اردیبهشت 1394 3
    • فروردین 1394 7
    • اسفند 1393 6
    • بهمن 1393 4
    • دی 1393 8
    • آذر 1393 9
    • آبان 1393 8
    • مهر 1393 9
    • شهریور 1393 10
    • مرداد 1393 32
    • تیر 1393 24
    • خرداد 1393 24
    • اردیبهشت 1393 11
    • فروردین 1393 25
    • اسفند 1392 25
    • بهمن 1392 31
    • دی 1392 36
    • آذر 1392 38
    • آبان 1392 24
    • مهر 1392 30
    • شهریور 1392 35
    • مرداد 1392 36
    • تیر 1392 24
    • خرداد 1392 19
    • اردیبهشت 1392 26
    • فروردین 1392 18
    • اسفند 1391 31
    • بهمن 1391 20
    • دی 1391 15
    • آذر 1391 19
    • آبان 1391 44
    • مهر 1391 31
    • شهریور 1391 55
    • مرداد 1391 30
    • تیر 1391 6
    • خرداد 1391 15
    • اردیبهشت 1391 23
    • فروردین 1391 1
    • اسفند 1390 1
    • بهمن 1390 3
    • دی 1390 1
    • آذر 1390 3
    • آبان 1390 16
    • مهر 1390 23
    • شهریور 1390 3
    • مرداد 1390 7
    • تیر 1390 1

    تقویم

    تیر 1402
    ش ی د س چ پ ج
    1 2
    3 4 5 6 7 8 9
    10 11 12 13 14 15 16
    17 18 19 20 21 22 23
    24 25 26 27 28 29 30
    31

    جستجو


    آمار : 430386 بازدید Powered by Blogsky

    عناوین یادداشت‌ها

    • حادثه ی امید 1392/09/28 07:48
      هر صبح پر از حادثه ی امید است نور آمده گوید که غمت تبعید است برخیز که می توان به پل ها دل بست وقتی که امید راهی خورشید است " محمود مسعودی(ساده)"
    • راز بگشا 1392/09/27 23:22
      راز صد ایجاز را یکبار بگشا با نسیم دگمه از بند قبا یکبار بگشا در حریم بوسه زن بر جایگاه رازهای ماندنی رمز صدها راز را یکبار بگشا از قدیم " محمود مسعودی(ساده)"
    • می گذرد 1392/09/27 18:56
      حیف این عمر که با می گذرد می گذرد* بی خدایی که به ما می نگرد می گذرد حیف این عشق که در غربت خویش در خیالی که به ما می نرسد می گذرد حیف این راز که در سینه نهان می گردد با رموزی که عیان می نشود می گذرد حیف این شمع که غافل ز دل پروانه ست میخ در سنگ زمان می نرود می گذرد حیف احساس که بی حوصله می گردد گاه غافل از اینکه زمان...
    • راز خواهم گفت 1392/09/27 08:40
      به تاب زلف های تو دوباره راز خواهم گفت به افسون نگاهت قصه ی پرواز خواهم گفت به گیسوست ز شب های سیاه رفته بر بادم ز شب های پر از احساس و از ابراز خواهم گفت به رد پای تو در ساحل دریا خوش منظر قدومت را شمارش کرده از ایجاز خواهم گفت کنار ساحلی در زیر الاچیق بی سقفی به ماه اسمان از طعنه هایت باز خواهم گفت به تنها تک درخت...
    • شوی چله قدیمو 1392/09/26 20:03
      با لهجه بیرجندی قدیمو روی کرسی شوی چلّه بساط خاشک و پختیک و را بُد تغار در میون و چوب در دست به کف خوردن شر و شوری و پا بُد ز بندسارون بالا دیمه زارو بساط هندونه هر جا به را بد انار سرخ باغ زیر خِدو میون گلرخون با وفا بُد تموم قوم و خویشو دور کرسی زغالون زیر کرسی روبرا بُد هزار اوسونه از رستم و سهراب چه چیزک چیزاکو رو...
    • سوء استفاده ی بهینه 1392/09/26 14:00
      رفتم آمار وبلاگ رو نگاه می کنم می بینیم 1140 بازدید اونم هزار صدو جهل بازدید کننده ،نه یک نفر این همه بازدید . هر چی سرمو می خارونم و به مغزم فشار میارم هیچی ازش بیرون نمیاد . آخه این وبلاگ من که در بهترین حالت که خودم 99 بار رفرش کنم 100 بازدید رو بیشتر نداره 1140 تا از کجا در اومده ،در حال به کار گرفتن تک تک سلول...
    • زیر چتر باران 1392/09/26 08:18
      تو را ای پونه گل ،ای عنبرین بو ،به زیر چتر باران می پسندم تو را چون بوی یاس روی دیوار شرر بر حان و ایمان می پسندم تو را چون کاج های سر به افلاک تو را چون سروهای باغ ازاد تو را همچون کبوتر های پرواز به اوج شعر و عصیان می پسندم " محمود مسعودی(ساده)"
    • دل شکسته 1392/09/26 07:53
      تا که نگاه می کنم باز ز من گذشته ای با قطرات اشک من رفته و برنگشته ای حسرت زاده بر دلم اشک نمی دهد دگر اشک مرا گرفته ای پس به کجا نشسته ای یاد تو ای ریاح جان مکتب ارزوی ماست راه نمی دهد به کس بس که به دل نشسته ای دست کسی نمی رسد به باغ آرزو ولی من همه دم به باغ تو گرچه تمام بسته ای گرچه ز اشک رفته ام خبر نمی رسد ولی...
    • عمری با کویر 1392/09/23 14:23
      عمریست با کویریم هم خانه زاد و هم کار بی ابر زنده ماندیم بی آب شادمانی با باد شعر خواندیم با رنج زندگانی ما زادگاه بادیم با آسیاب بادی در عمق خاک هستیم دنبال قطره آبی با چرخ چاه کاریز از گل و لای سرریز نمناک از امیدیم سرشار از نویدیم ما نسل زعفرانیم شاد و بنفش و پر گل در سینه سرخ سرخیم در فصل زرد پاییز خندان لبیم و...
    • ز حرف نادرست 1392/09/23 13:15
      مرد دانا بر نیاشوبد ز حرف نادرست گل توان جستن گهی از خاک سست " محمود مسعودی(ساده)"
    • حکم تو 1392/09/22 00:39
      حکم تو به شعر و قصه هایم جاری شعر تو به فکر و لحظه هایم ساری با فکر تو ساکت و به شعرت مشغول فکر تو به برگ و ساقه هایم یاری حکم تو به شعر و نثرهایم جاری شعر تو به جوی و دشت هایم جاری با فکر تو ساکت و به شعرت مشغول فکر تو به برگ و بذر هایم جاری " محمود مسعودی(ساده)"
    • پای مکش 1392/09/21 07:44
      سر در قدمت نهاده ام پای مکش دل بر حرمت نهاده،سیمای مکش با اینهمه احساس تو را می طلبم جان در طلبت نهاده ام رای مکش سبزینه ی باغم شده ای پای مکش نادیده حصارم شده ای وای مکش تا دانه شوم گل دهم و میوه رسد کن حوصله از حس دلم رای مکش " محمود مسعودی(ساده)" ثبت است نشان تو به دل پای مکش تکفیر مکن مرا ز عشق من رای...
    • دل بر هر دو 1392/09/20 11:55
      نه جای ماندن و نه پای رفتن نه دل کندن از این بر آن نهادن کرا گویم که دل بر هر دو دارم که این یک ریشه و آن میوه دادن " محمود مسعودی(ساده)"
    • سه نقطه ... 1392/09/19 19:48
      تا شروع می کنم حرفم سه نقطه می گردد تا سکوت می کنم ذهنم شکفته می گردد حرف هایی همیشه بی پایان در وجودم شنفته می گردد هر چند با تداوم بی نهایت خط ها باز هم جز سه نقطه، زبان توانا نیست عشق جز با زبان سه نقطه گویا نیست من و این نقطه های سرگردان چون ستاره همیشگی تابان در مسیری چو نور بی پایان راهی بی نهایت خویشیم اولین...
    • قهوه در برف 1392/09/17 11:59
      کیک با یک قهوه ی شیرین شده رز به روی سینی یی رنگین شده روی میزی بر لب باغی قشنگ برف می بارد به باغستان رنگ باغ را دعوت به شادی می کند حس را دعوت به آری می کند برف می پوشد به سر تا پای باغ تا بزاید نو عروس کوچه باغ وه چه گرما می دهد این برف سرد وه چه زیبا می شود این فصل زرد نوش جان قمریان زیر تاق بلبلان ساکت پر طمطراق...
    • تبعید 1392/09/16 21:16
      یک سیب ز باغ سرنوشتم چیدم یک عمر ز سر نوشتم و تجدیدم یارب به که باید اعتمادی کردن وقتی که تمام عمر در تبعیدم
    • عجایب زندگی ما ایرانیان(جوگیری- پیغام گذاشتن برای مسی) 1392/09/16 17:30
      این هم یکی دیگر از عجایب زندگی ما ایرانی هاست که خیلی زود و بشدت و غیرقابل کنترل جوگیر میشیم از دیشب تا حالا هزار جور کامنت رو فیسبوک بنده خدا مسی گذاشتیم از فحش و ناسزا گرفته تا رجز و هزار جور مزخرفات و نامزخرفات دیگه اونم به زبان فارسی. و بنده خدا مسی می نویسه برا این مردم متاسفم این کارا خیلی غیردوستانه است. هزاران...
    • بالاخره کدام ؟ فرزند کمتر یا بیشتر 1392/09/16 08:45
      گفت زن با مرد خود ای شوی من گو به من ای خوشدل همبوی من بچه بیش اش بهتر است یا کمترش من فروماندم به صنع برترش سالها گفتند به ما کمتر به است ناگهان گفتند ، بیشترهم به است گفت ای زن بس کن این افکار را چون نداریم نای این اذکار را گر که صد گوییم بیشش بهتر است جیب می گوید کدامش برتر است آنچنان از ما نفس بگرفته شد که یک اردو...
    • سرگشته 1392/09/15 08:07
      نه دل دارم که بستونی ز مو دل نه دل دارم به خونه یا که منزل مُویم سرگشته ی موی تو دلبر ببین چون می رود پای مو در گل نه دل دارم که راز دل بگویُم نه حل مشکلی از دل بجویُم کجا مونده دلی از بی وفایی که بوی گل از این محفل ببویُم نه دل دارم که دلبر بینم اِمشو که از لعل لبش لب گیرم اِمشو بِری با یار و دلدارم بگویِ یْ که گر...
    • از هجر و جدایی 1392/09/15 07:43
      کبوتر های شهر آشنایی پرستوهای زیبای خدایی الا ای طوطیان خوش خط و خال قناری های دور از بی وفایی به قمری ها و گنجشک و چکاوک به بلبلهای احساسم بگویید دلم می میرد از هجر و جدایی " محمود مسعودی(ساده)"
    • صخره و دریا 1392/09/14 07:28
      دریا کنار صخره ها بیدار می گردد موجی به سر عشقی به دل کف کرده و شادان غرشگر عصیان بر لحظه های بی امان خویش می کوبد در هر نفس صد بار با خویش می گوید آرام اگر گیرم خواهم مرد مرداب خواهم شد ماهی نخواهم دید از زندگی شادی نخواهم چید باید بکوبم بر در و دیوار این صخره باید ببوسم گونه هایش را تنها رفیق روز و شب هایم تنها،...
    • بزن به صخره 1392/09/13 22:02
      دریا بزن به صخره بکوب شادم کن بیاد شربت شیرین شراب نابم کن بگو به انتظار صخره که سخت بنشیند چو او نمی رسد امشب تو بیقرارم کن چو گرمی دستش فسانه می گردد کنار ساحل دریا به زیر خاکم کن بگو که همسفرت شعر آرزوهایم به ریگ ساحل دریا دوباره آبم کن مرا امید وصالش به آسمان می برد کنون که حرف محال است دوباره خوابم کن "...
    • کجاست آرامشی 1392/09/12 15:44
      خواب ها در دیده ها پف کرده سرگردان سایه ها مصلوب دل محکوم دلتنگی چشم ها بر در نگاه آدمی ثابت گوش بر نُت های رنگارنگ ذهن درگیر نِتی مشکوک و مرکز سخت درگیر است مدیریت نه آسان است هیچ راهی را نمی بینم پایانی به خاک و آب و دریاها به پایان کدامین راه دل بندم به لبخند کدامین بچه عمقی بیش از امروز می بینم کدامین مادر از...
    • شعله 1392/09/11 11:18
      نه می خواهُم نه می تونم که برگیرم ز تو دل نه می خواهُم نه می تونم بسازم دور منزل چنان عشقت به جانم شعله انداخت نه می خواهُم نه می تونم بجویم حل مشکل " محمود مسعودی(ساده)"
    • زمین فرصت تکرار ندارد 1392/09/11 08:20
      کاش می شد بنویسیم به کوه بنویسیم به دشت بنویسیم به باد بنویسیم به آب و به هر ذره ی این عالم خاک آلوده که زمین فرصت تکرار ندارد که زمین همچو خودی یار ندارد پس نبریم رگ و ریشه ی وی راه جوییم به اندیشه ی وی تیشه از دست ،تبر از دوش بشر بستانیم تیرها را ز تفنگ ،فکرها را ز خدنگ بستانیم آدمی بر سر شاخ است و به بن می کوبد آدم...
    • بلوغ زودرس زیست محیطی 1392/09/11 00:12
      سال ها پیش که دانشجویی آش نخورده بودم و برای تحقیق و تفحص علمی با چند نفر از دوستان سر به کوه و بیابان گذاشته بودیم. روزی در کوهستانی دور از خطوط عبور بشری بعد از خوردن میوه پلاستیک از دستم رها شد (شاید هم رها کردم) و باد کمین کرده آنرا پران نمود. در همین لحظه بود که یکی از همکلاسی ها را دیدم که بدنبال پلاستیک از...
    • کیستم؟ 1392/09/10 23:27
      کیستم در این جهان ،دیوانه ای بیگانه ای عمر خود را می دهم در جستن پیمانه ای تا به دام خوبرویان می رسم جا می زنم کو رفیق همدمی در گوشه ی ویرانه ای تا شرابی می رسد از خواهش لعل لبی صبر از کف می دهم در جستجوی دانه ای دلفریبان جهان را تا به کی گویم سکوت تا به کی پنهان نمایم راز در افسانه ای چیستم من، خاکم و آبم وَ یا آتش...
    • هدیه 1392/09/09 08:39
      تو بوسه ی عشقی که خدا هدیه به من داد شعری که دمادم به لبم شور سخن داد تو صبح امیدی که در این ظلمت بی نام بی خواب ترین حس مرا عشق کهن داد " محمود مسعودی(ساده)"
    • یکه و تنها 1392/09/09 01:01
      چه یکه و تنها چه ساکتم بی تو عبور یک سایه ز ساحلم بی تو کنار هر ماسه لبی فروبسته من آن لبم تنها که سائلم بی تو به زیر هر سایه به گردش خورشید کجا نشینم چون مسافرم بی تو کنار تو در اوج،به عمقم و ساحل همیشه معیوبم و ساقطم بی تو چقدر مغروری که در حضورت هم سکوت می گوید که غایبم بی تو چه سرد می بینم اجاق و گرما را کجاست...
    • بمان ای همسفر با من 1392/09/07 17:26
      بمان ای همسفر با من که دلتنگم کنار رود ها تشنه میان دشت ها خسته به اوج قله بی تابم تمام عمر بی خوابم اگر بر بسته چشمم را به هر پیدا و پنهانی تلاشی کرده ام شاید بجویم اندکی بیش از سکوت امشب بمان پیمانه ای پر کن بنوشان جام آخر را بپوشان راز آذر را که فردا باز هم مدفون سرگردانی خویشیم که فردا دیر می گردد غروب خسته را...
    • 955
    • 1
    • ...
    • 11
    • 12
    • صفحه 13
    • 14
    • 15
    • ...
    • 32