خانه عناوین مطالب تماس با من

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

از گِل تا دل

من و وبلاگ و دلنوشته ها

این وبلاگ رو درست کردم که حرفامو بزنم (حرفایی که جای دیگه نمی تونم بزنم)..... ساده کردم نام خود تا ساده باشم تا ابد همنفس با سادگی گر شیر باشم چون اسد ساده بینم زندگی و ساده باشم با دلم....... گر ببارد تیغ بر جانم و گر تنها بمانم چون احد مطالب وبلاگ شامل:........................ خود نویسی : اظهار نظر ها و مطالب من در مورد مسائل مختلف فرهنگی ُ اجتماعی سیاسی ورزشی و غیره هست............. فتو وبنویسی : عکس هایی هست که برداشت می کنم و گاهی مناسب می بینم اینجا بگذارم .................................... دل نویسی : افکار منظوم و منثور من است که از دلم بیرون می آید و د ر واقع دل نویسی وبنگاری حرف های دلم است که مستقیم و بدون هیچ واسظه ای از دل به صفحه کلید و از صفحه کلید بر صفحه وب جاری می گردد. این بخش را بیشتر از بقیه دوست دارم .... شاعر نیم که شعرهای مرا اقتدا کنی...... این دلنوشته های درهم من را جدا کنی...... تنها فرود زمزمه از دل به کاغذ است......... باشد که زمزمه های دلم را صدا کنی......... طنز نویسی : تلاش من برای گفتن و نوشتن بعضی مطالب بصورت طنز است........ خاطره نویسی : وب نویسی بعضی از خاطرات من است که هوس می کنم به قلم آورم و بر صفحه وب جاری کنم. کپی نویسی : این مطالب در واقع مربوط به من نیست و تنها چون از آنها خوشم آمده از سایت ها و وبلاگ های دیگر کپی کرده ام ............ القصه وب نویسی دفترچه نوشته های از دل برآمده و کاملا شخصی من است پس دنبال بازدید کننده نیستم فقط برای خودم می نویسم ، وبلاگ های دیگری دارم که برای همکلاسی ها ، همولایتی ها ، همشهری ها و هموطنان می نویسم ولی این برای خودم است خود خودم . بازدید کنندش هم خود من هستم. اگر کسی آمد هم خوش آمد . اینجا خلوت من است . مهمانم باشید و درگوشی از نواقص و ایرادات و احساس تان در مورد نوشته هایم بگویید............... ایمیل من: mahmasoudi@gmail.com ادامه...

نظرسنجی

سلام دلنوشته های وبلاگ را در چه سطحی می بینید

    روزانه‌ها

    همه
    • محمود مسعودی در سایت شعر ناب
    • محمود مسعودی در سایت شعر نو
    • زمین شناسی 69 دانشگاه بیرجند
    • عکسخانه بیرجند
    • ژئوبلاگ
    • از گل تا دل
    • فتوبلاگ آیینه
    • دنیای بزرگ علی کوچولو

    پیوندها

    • گنجور
    • سارا شعر
    • عمران و معماری
    • داستان نویس مغرور
    • دلنوشته های کویری
    • اشعار شاعران بیرجند
    • غزل های منتظر محمد نوزادی
    • اشعار شاعران معاصر
    • شعر شاعران بیرجند
    • گلچین شعر معاصر
    • صدای آشنا
    • شعر نو

    دسته‌ها

    • دل نویسی 765
      • غزلواره 137
      • نوگونه 108
      • چارگانه 318
      • تکدانه 35
      • مثنوی مانند 15
      • و غیره ... 113
      • زمینشناسانه 9
      • بیرچندانه 20
      • سپیدانه 3
    • خود نویسی 76
    • خاطره نویسی 7
    • طنز نویسی 14
    • زیست محیطی 14
    • فتو وبنویسی 4
    • کپی نویسی 10
    • ژئو وبنویسی 1

    برگه‌ها

    • در مورد وبلاگ

    جدیدترین یادداشت‌ها

    همه
    • تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی تو این بیگانه را با شعر و شاعر آشنا کردی مرا آتش زدی، خود را درون من رها کردی چه خرم بودم و خوشدل به بوی آب بر کاگل...
    • دل قوی دار دل قوی دار و پر از شوق،که بر می گردیم از شب تیره گذر کرده ،سحر می گردیم پیله ترکانده و با بال و پر تازه تری ما جهش کرده...
    • بَدیش اینه که ۱۴ روز دیگه می فهمیم چکار کرده ایم سال ها پیش استادی داشتیم می گفت ما ایرانی ها بهمون میگن بخاری می سوزه باور نمی کنیم میگیم حالا بزار امتحان کنم . سرمون...
    • چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما چه رنگ و روی خسته ای گرفته روزگار ما داغ به دل نشسته ای فسرده پود و تار ما نه راه پس،نه راه پیش،نه نور و نه ترانه ای که...
    • تاریخ جز تکرار،چیزی نیست م می خواهد قلم بردارم و بنویسم آدمیت را چه شده است انسانیت را چه شده است برما چه گذشته است اشک امانم نمی دهد نفسم می...
    • نه مرا طاقت دوری نه مرا طاقت دوری، نه تو را لطف حضوری نه تو را نامه و مهری نه مرا شور و سروری شب مان دراز گشت و سحری نیامد از راه نه تو...
    • یک زمین یک زندگی یک زمین ،یک زندگی، یک روزگار یک بشر، یک عمر ،چند فصل بهار حیف نیست آغشته گردانیم شان با دروغ و حسرت و حرص و نقار محمود...
    • به بهانه ی مستند تالان به بهانه ی تالان. امشب خودم را به آخرین اکران های مستند تالان می رسانم. فیلم با تاباندن نور در اعماق زمین به آب آغاز می...
    • دلم برای تو تنگ است دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دماوندجان دلم برای تو تنگ است تو چی دلت تنگ است؟ میان عقل و عشق در کشور تو هم جنگ است؟ باورم...
    • ای جان چشم در چشم تو و گوش به فرمان توام تو اگر دم بزنی مرغ سخندان توام می نویسم که نسیم از نفست می خیزد عاشق لب زدن و گفتن ای...
    • دیدار دماوند کوله بر بسته دلم تا که به دیدار دماوند برود تا به نزدیکترین نقطه ی ایران به خداوند برود کوله بربسته که از کوه و در و...
    • مهر و مهربانی ِغیر مهر و مهربانی چیست در دنیای ما که منور می کند احساس ناپیدای ما رنگ می پاشد به اعماق ضمیر آدمی شوق می ریزد به...
    • خیال صحبت تو زنده می کند دل را مرا به جرم نکرده به دار خواهند زد تو را ز راه نرفته کنار خواهند زد اگر که سینه ای از عشق لب به لب گردد به شهر دیده ی او...
    • رویای تو رویاست تا..... رویای تو رویاست تا در خواب باشی در کرسی گرمت فقط بی تاب باشی بیدار اگر گردی و راهی، بلکه روزی در قله ای هم صحبت مهتاب...
    • گره از زلف چمن باز کنیم ای دوست بیا ز خویش و پیله پرواز کنیم با حضرت عشق و با طبیعت آغاز کنیم صدبار گره زدیم،زلف چمن و نبود حاصل امسال،گره از...
    • کشف کن کوه و در دشت و دمن بنام خدایی که در جسم روح آفرید جهان را چنین کامل و باشکوه آفرید به هر کس نشانی ز احساس داد مرا عاشق قله و سنگ و کوه...
    • کاش بارانی ببارد کاش ابر آسمان خاک زمین یاری کند تا زمین تشنه احساس امیدواری کند مهربان گردد زمین با دانه های سربزیر دانه نومید هم،احساس...
    • روزمرَگی ملی روزمرَگی ملی زلزله ما را می کشد معدن ما را حبس می کند.کشتی ما را غرق می کند.پلاسکو ما را به آتش می کشد.خشکسالی نفس ما...
    • ای زلزله جان چطور مطوری خوبی ای زلزله جان چطور مطوری خوبی داری به کجای مملکت می کوبی گویند دوباره قصد تهران کردی شاید که تو هم پی ژن مرغوبی از بس که...
    • پتوی خرافات زلزله ما را می کشد آتش ما را می سوزاند تونل ما را می بلعد سیل ما را می برد و ما چقدر سخت جانیم انگار پتوی خرافات ما را...
    • باران که می آید باران که می آید زمین هم حرف های تازه ای دارد. تمام بوته ها عاشق تر از پیش اند تمام جوی ها جاری، تمام رودها آواز می...
    • پاییز نرو پاییز نرو فرصت دلتنگی نیست زیبایی تو به هیچ آهنگی نیست عشقم شده هر روز ببینم رویت یکسال کم از هزار فرسنگی نیست محمود...
    • دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد دلم هر روز از دست تو ای تهران می گیرد قفس هر چند بزرگ باشد دل انسان می گیرد اگر صدها خیابان دارد و میدان و ده ها پارک...
    • مانند یک بوسه که بر داغی یک احساس می تازد تو را مثل گلی در دامن یک دشت ناهموار می خواهم به دشتی که به غیر از زوزه بادی ندارد یار می خواهم تو را مثل نسیمی در میان...
    • سرگذشت نفت (از تشکیل تا کشف) شعر نفت از تشکیل تا کشف بنام خداوند چین و گسل خداوند دشت و خدای قلل بنام خداوند شعر و شعور خدای دوبیتی خدای غزل بنام...
    • پناه من فقط تار است پناه من فقط تار است در شب های تار من که شاید مرهمی باشد به زخم انتظار من نه گل روییده در باغم،نه آبی مانده در جویم چه...
    • مدتی هست مدتی هست که پر کرده پدافندش را دو لب و لپ و نگاه های هدفمندش را می زند تیر چپ و راست به دیوار دلم دل افتاده به میدان...
    • رقص گل از واجبات خواهد شد سال هاست که گنج های زمین جای گل ،گلوله می شوند جای محبت ،نفرت می کارند و زمین متحیر از این قساوت به گرد خویش سرگردان به...
    • شما چرا؟ ای گلوله ها ای تفنگ ها ما آدم ها هزار دلیل داریم برای کشتن بنام دین برای ثروت به حکم سیاست شما چرا ؟ شما چرا قلب ها را...
    • عاشقانه باید دید عاشقانه باید دید این زمین و مردم را لاله های رنگی را،خوشه های گندم را عاشقانه باید رفت کوه و دشت و دریا را جرعه جرعه...
    • چراااااا؟خداااااا؟ چراااااا؟خداااااا؟ هر بار که انتحاری،انفجاری در اطراف می شود انگار لرزش ها و ترکش های آن مستقیم بر روح و روان مان وارد...
    • معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معنای رای متفاوت خراسان جنوبی در انتخابات 96 با نگاهی به آرای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ مشاهده می شود تنها در چند استان...
    • شجریان در مقابل تتلو شجریان در مقابل تتلو کاری به نتایج انتخابات ندارم که هر چه باشد تا چند ساعت دیگر اعلام خواهد شد. آنچه آزارم می دهد این...
    • برای فردای انتخابات ریاست جمهوری 96 جدای از هر رنگی و هر تفکری همه به ایران می اندیشند اگرچه گاهی دروغ بگویند و بداخلاقی کنند که این هم متاسفانه مشخصه...
    • تحلیلی ساده از مناظرات انتخاباتی 96 یک تحلیل ساده از یک آدم ساده بعد از مناظره با خودم فکر می کردم اگر صدا و سیما از من بپرسد نظر شما در مورد مناطره ها...
    • پوپولیسم یعنی چه؟ پسرم گفت پوپولیسم یعنی چه که شده ورد زبان کوچه و بازار یعنی استفاده بهینه ی از آمار از دین و مذهب،از کار،از همکار از...
    • صبح خوبست صبح خوبست که همصحبت باران باشی همدل و همنفس سبز بهاران باشی رود و دریاچه و جنگل همه را درک کنی خاصه تر آنکه به ملک...
    • آژیر زلزله (شعری از زبان زمین لرزه ای که خواهد آمد ) شبی،روزی ،غروبی یا سحرگاهی زمانی که شود تسلیم سنگ سخت کوهستان و زان ناگه فروریزد سکوت سرد سنگستان سوار سینه ی امواج...
    • مقصر حادثه پلاسکو کیست؟ یکی از مهمترین بحث ها و شاید وطایف ما بعد از هر حادثه این است که مقصر را پیدا کنیم. مقصرانی که همه می شناسیم ولی برای...
    • دشمن خر است ( خریت های روزانه ما آدم ها) هیچ می دانی که در دنیای ما چند تن خر است البته منظور غیر از خر، که او رسما خر است در علوم زیست شناسی خر فقط یک گونه است...
    • تاخیر و دیگر هیچ تاخیر و دیگر هیچ ساعت حدود ۲۳ به تحویل بار فرودگاه می رسم منتظر می مانم تا با آژیر نوار نقاله ورود بار اعلام شود نکاهی...
    • بسوزیم و بسازیم غریبه ای هستم در میان شهری بزرگ نه شهر مرا قبول می کند نه من او را نه من با او کنار می آیم نه او با من ولی از جبر...
    • به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند به هر نامی که ممکن هست دانشگاه می سازند اگر جا کم بیارن شـــــــک نکن در ماه می سازند نه تنها دولتی ،بلکه پیام نـــور و...
    • مثال قطره آبی چنان گاهی فشارم می دهد دیوار این زندان که می ترسم فرو ریزد ز دیوار دهان دندان چنان در بطن و دهلیزم ز خون فریاد می آید...
    • می چسبه چای آتیشی ولی کو چای آتیشی؟ این شعر در یک سفر زمین شناسی سروده شده و در آن از کلمات زمین شناسی استفاده کردیده است. تراست زیر بارون و با چند تا دوست...
    • تاراج قطار شهر ها را هواپیما قاره ها را سفینه سیاره ها را به هم نزدیک می کند اینترنت فاصله ها را ماشین سختی ها را پول کمبود...
    • فیش نامه ایا یا ایهاالساقی کجا رفت کاس و ناول ها که فیش اول نمود آسان ولی افتاد مشکل ها گرفتم فیش و گفتم می خورم یک آب هم رویش...
    • تبخیر آرزوها هر صبح شیشه ی گاز دار آرزوهایم را باز می کنم جرعه ای می نوشم و پا در خیابانی خسته می گذارم با عابرانی خسته تر از خودم...
    • آیه ی امن یجیب احساس او به شاخسار گلم عندلیب داشت اقرار می کنم که حالت من را عجیب داشت اقرار می کنم که ذهن مرا پاک خوانده بود هر تحفه...
    • یاد بیرجند یاد بیرجند در دلم هر روز غوغا می کند در رحیم آباد چشمت شور پیدا می کند بین میدان ابوذر تا خیابان حکیم با شهیدان نگاهت...

    بایگانی

    • تیر 1402 1
    • فروردین 1399 1
    • اسفند 1398 1
    • اسفند 1397 1
    • بهمن 1397 3
    • دی 1397 1
    • مرداد 1397 4
    • اردیبهشت 1397 1
    • فروردین 1397 2
    • اسفند 1396 1
    • بهمن 1396 1
    • دی 1396 4
    • آذر 1396 2
    • آبان 1396 1
    • مهر 1396 1
    • شهریور 1396 1
    • مرداد 1396 1
    • خرداد 1396 5
    • اردیبهشت 1396 5
    • بهمن 1395 2
    • آبان 1395 1
    • مهر 1395 2
    • شهریور 1395 2
    • مرداد 1395 1
    • تیر 1395 3
    • اردیبهشت 1395 1
    • فروردین 1395 5
    • بهمن 1394 2
    • دی 1394 4
    • آذر 1394 3
    • آبان 1394 4
    • مهر 1394 2
    • شهریور 1394 6
    • مرداد 1394 4
    • تیر 1394 3
    • خرداد 1394 3
    • اردیبهشت 1394 3
    • فروردین 1394 7
    • اسفند 1393 6
    • بهمن 1393 4
    • دی 1393 8
    • آذر 1393 9
    • آبان 1393 8
    • مهر 1393 9
    • شهریور 1393 10
    • مرداد 1393 32
    • تیر 1393 24
    • خرداد 1393 24
    • اردیبهشت 1393 11
    • فروردین 1393 25
    • اسفند 1392 25
    • بهمن 1392 31
    • دی 1392 36
    • آذر 1392 38
    • آبان 1392 24
    • مهر 1392 30
    • شهریور 1392 35
    • مرداد 1392 36
    • تیر 1392 24
    • خرداد 1392 19
    • اردیبهشت 1392 26
    • فروردین 1392 18
    • اسفند 1391 31
    • بهمن 1391 20
    • دی 1391 15
    • آذر 1391 19
    • آبان 1391 44
    • مهر 1391 31
    • شهریور 1391 55
    • مرداد 1391 30
    • تیر 1391 6
    • خرداد 1391 15
    • اردیبهشت 1391 23
    • فروردین 1391 1
    • اسفند 1390 1
    • بهمن 1390 3
    • دی 1390 1
    • آذر 1390 3
    • آبان 1390 16
    • مهر 1390 23
    • شهریور 1390 3
    • مرداد 1390 7
    • تیر 1390 1

    تقویم

    تیر 1402
    ش ی د س چ پ ج
    1 2
    3 4 5 6 7 8 9
    10 11 12 13 14 15 16
    17 18 19 20 21 22 23
    24 25 26 27 28 29 30
    31

    جستجو


    آمار : 430362 بازدید Powered by Blogsky

    عناوین یادداشت‌ها

    • تمام عمر یک سکه است 1392/11/20 06:36
      دلم اندازه ی یک شهر ،یک دنیا برایم تنگ می گردد سکوت خسته ای بر لحظه هایم رنگ می گردد ز دلتنگی هوای سینه ام گویی که مسموم است و شاید در نگاهم قصه هایم گاه معلوم است زمین و آسمان این است غیر از این چه می خواهی؟ گهی سرمست و شادابی گهی طامات می بافی گهی اسب مرادی زیر پا داری گهی هم نامرادی در نوا داری تمام عمر یک سکه است...
    • ببار ای برف 1392/11/19 10:45
      ببار ای برف به کوهستان به دشتستان به هر تکه قله ی تنها به این صحرای بی پهنا زمین تشنه دلتنگ است میان بوته ها جنگ است ببار ای برف بر خاک زمین و دردهای خفته در بستر به آدم های مسکوت مانده در دل های بی باور ببار ای برف ببین مردم چه دلتنگ اند گرفتارند و تنهایند و بی رنگ اند ببار ای برف تو پیوندی میان آدمی با اسمان ها باش...
    • تعویض قطب های مثبت و منفی آدمی 1392/11/17 08:11
      بچه ها در آرزوی بزرگ شدنند و بزرگان در جستجوی کودکی بی پول ها در آرزوی پولداریند و پولدارها در جستجوی سلامت گمنامان به دنبال شهرتند و مشهوران دنبال آرامش روستاییان در ارزوی شهرند، شهرنشینان دنبال سکوت و سلامت روستا انگار همه ناراضیند از دست کی یعنی از دست خدا، از دست خود ، از دست طبیعت، از دست ... پس چی نکند مثبت منفی...
    • چقدر حقوق می گیری؟ 1392/11/16 18:22
      حتما دقت کردید ما ایرانی ها تا با هم آشنا می شویم از اولین سوال های مان این است که چقدر حقوق می گیری ؟ ما ادم ها از قدیم الایام عادت داریم بجای لذت بردن از داشته هایمان هی خودمان را بادیگران مقایسه کنیم بچه که بودیم مادر ادب مان را بابچه همسایه، نمره هامان را با بچه ی عمو ، فعالیت ما را به بچه خاله و .... مقایسه می...
    • من و باران و شب و بند دره 1392/11/16 17:13
      من و باران و شب و بند دره خاطراتی داریم که فقط : تک درخت لب بند چشمه ی پای به بند وان کمینگاه قشنگ زیر شرونه ی بند گل زیبای سپید شاخه ی سرخ امید دل تنهایی بید و خدا می داند وقتی در کویر باشی که نه دریایست و نه دریاچه ای، نه رودیست و نه رودخانه ای ، چشمه ها و قنات ها چشمشان به آسمان است تا جوی تشنه ای را سیراب کنند،...
    • دلبران فصل یخ بسته 1392/11/15 05:07
      سلام ای برف های تازه ی امید سلام ای دلبران فصل یخ بسته به اوج قله هامان شادمان باشید که دشت دوردست هم شادمان گردد که چوپانی برای گوسفندش فکر نان گردد لباسی از عروسی بر تن رنجور شهر افکن امید زایشی بر جسم و جان ساقه ها انداز به پارو گو که یک امشب تامل کن مرا بر پشت بام آدمیت ها تحمل کن درخت را گو که باید سر فرود آورد...
    • امان از عشق 1392/11/14 19:34
      امان از تیشه و از کوه فریاد امان از عشق و از فرمان بیداد که خسرو در کنار ناز شیرین زند تیشه به سر در کوه فرهاد " محمود مسعودی(ساده)"
    • آب گردد انتظار 1392/11/14 17:38
      آب گردد انتظار از شرم رخسار شما خواب گردد نوبهار از چشم بیدار شما زان تبسم کز لبان روزگارت می چکد ناب گردد حال زار از زلف خمدار شما " محمود مسعودی(ساده)"
    • اما نیستی 1392/11/14 07:23
      در خیالم خاطراتی هست اما نیستی فرصت شرح و مجالی هست اما نیستی گفته بودی می رسی قبل از سکوت روزگار صحبت از حرف محالی هست اما نیستی " محمود مسعودی(ساده)"
    • شیرین تر از آنی... 1392/11/13 18:55
      شیرین تر از آنی که فرهاد نگاهم در بیستون سنگ پیدایت نماید لیلی تر از آنی که مجنونی صدایم در انعکاس کوه فریادت نماید دریا تر از آنی که غواص خیالم در سرسرای لحظه ها جایت نماید زیبا تر از آنی که افکار محالم با مستی میخانه زیبایت نماید " محمود مسعودی(ساده)"
    • روزی تو هم 1392/11/13 00:57
      روزی تو هم از شعر من پرواز خواهی کرد سازجدایی از دلم آغاز خواهی کرد روزی تمام یادگاری های عمرت را بر آتشی از حسرت دل باز خواهی کرد روزی برای درد هایم غصه خواهی خورد هر قصه را با غصه ای دمساز خواهی کرد روزی کنار سنگ سنگ کوچه های شهر با هر دو بیتی آه دل را ساز خواهی کرد روزی بیاد روزگار دل تپیدن ها اشکی شده با دفتر دل...
    • بغل بغل 1392/11/09 23:32
      ای گل که تو را بغل بغل می جویم با دست دعا تعل تعل می گویم یک روز قدم رنجه به شعرم فرما بنگر که تو را غزل غزل می بویم " محمود مسعودی(ساده)"
    • چرا ناشاد ؟ 1392/11/09 00:40
      مرا روزی به روی دست ها از شهر خواهند برد به زیر خاک سرد،در تنهایی مطلق دلم را چال خواهند کرد برایم آیه ی قرآن، حدیث و روضه خواهند خواند برای اولین بار نام من را هم به روی سنگ سختی حک خواهند کرد گلی یا بلبلی یا عکس تنهایم به روی سنگ خواهند کرد برایم نذر خواهند داد برایم شعر خواهند گفت برایم مرد مندیلی به روی منبری از...
    • کاش شاعر می شدم 1392/11/08 08:18
      کاش شاعر می شدم تا با حضور قافیه زائر کوی تو می گشتم به نور قافیه گر که زلفانت کمندی بر گلویم می نهاد باز می کردم به شعری یا به زور قافیه کاش شاعر می شدم تا در ردیف قافیه می شدم غواص دریای ظریف قافیه یا که در پرواز زیبای خیالات محال چرخ می خوردم به دنیای عفیف قافیه " محمود مسعودی(ساده)"
    • کوه بیش از کوه 1392/11/07 14:09
      از کوه پیمایی این هفته آموختم: کوه را باید که بیش از کوه دید در میان جسم سختش روح دید قله را باید که بیش از قله دید پله هایی سوی آن بی پله دید برف را باید که بیش از برف دید از میان دانه هایش حرف چید سنگ را باید که بیش از سنگ دید با نگاهی تازه صد ها رنگ دید بوته را باید که بیش از بوته دید عمق وی را با سکوت غوطه دید...
    • کهکشانی از غزل 1392/11/07 13:53
      با کهکشانی از غزل در چشم هایت شیرین تر از شهد عسل ناز نگاهت یک لحظه طوفانی نما دریای دل را با حس گرم یک بغل وان غمزه هایت " محمود مسعودی(ساده)"
    • غمباد 1392/11/07 06:38
      تو شادی بی من و من بی تو ناشاد تو عاشق بی من و من بی تو بر باد الهی بشکنه پشت زمونه تور رفتی بی من و من بی تو غمباد " محمود مسعودی(ساده)"
    • لوت و کلوت و گندم بریانم آرزوست 1392/11/05 21:21
      لوت و کلوت و گندم بریانم آرزوست نبکا و رود و قصه ی برخانم آرزوست آن دره های تنگ و آن کوه های خشک یاردانگ و سیف و سنگ گریزانم آرزوست از بس ملول شهر و خیابان و دوده ام رقصی میان کوه و بیابانم آرزوست. شب های بی ستاره ی بیتاب گشته را ماه و ستاره در شب عریانم آرزوست دل های سنگی شهری گرفته است سنگ عقیق و ماهک تابانم آرزوست...
    • گاهی به دلم سر زن 1392/11/05 06:50
      ای عشق دلتنگ توام مرا باور کن گاهی به دلم سر زن و با ما سرکن چون بی تو توان که زندگانی سر کرد؟ من بی تو چو مرده ام لبم را تر کن ------------- ای عشق تمام زندگانی از توست در عمق دل احساس جوانی از توست چون بی تو توان زندگانی کردن؟ اکسیژن و نور و شادمانی از توست " محمود مسعودی(ساده)"
    • به شرح یک غزل 1392/11/02 18:40
      دیشب به شرح یک غزل بیدار بودم در هر ردیف و قافیه هشیار بودم اما تو وقتی با کنایه می گذشتی تضمین چشمت در دل خمار بودم دیشب ز سوز یک غزل فریاد بودم تلمیح شیرین در شب فرهاد بودم با هر مثل تشبیه می کردم دلم را تمثیل مرغی در کف صیاد بودم " محمود مسعودی(ساده)"
    • با دسته گل غزل 1392/11/01 00:53
      با دسته گل غزل تو را می جویم چارانه به لب ،لب تو را می بویم هر چند تمام شعر ها بی تابند در مثنوی عشق تو را می گویم " محمود مسعودی(ساده)"
    • گندم از گندم بروید جو ز جو 1392/10/30 07:33
      کوهی ز فریادم .دشتی ز سکوت روزگاریست هوای سخنم یخ زده است برف در قله ولی بی احساس ابرها ساکت، زمین تشنه سرگردان چشمه ها سرگرم تحصیلند جویباران منتظر تا برف آب آید مهر در پسکوچه های سینه مفقود است روزگاریست که همسایه غفلت شده ایم ساکن شهرک منت شده ایم دشمن ذکر محبت شده ایم وه که این روز چقدر طولانیست لشکر واژه کجا...
    • کاش می شد همنشین قله شد 1392/10/27 20:39
      قله می خواند مرا از عمق خواب قله می فهمد مرا با برف و آب قله می جوید مرا با بوته ها قله می فهمد مرا با دره ها قله بی تاب است و من بی تاب تر جرعه ای ناب است در این شور و شر راهیم تا برف های کوی او تا ببوسم در میان ابروی او راهیم تا بوته ها تا دانه ها تا تمام کوهساران خدا ناگهان تنها درخت سرخ پوش چشمهایم دعوت خود می کند...
    • برای دیدن روی سپیدت 1392/10/27 20:31
      گل رویت گلستان می نویسم دلم را ابر و طوفان می نویسم برای دیدن روی سپیدت به جان تشنه باران می نویسم " محمود مسعودی(ساده)"
    • شوق کوهستان 1392/10/26 19:43
      فردا صبح راهی برای اولین بار با یک گروه کوهنوردی راهی قله قوچ بر فراز کوه های باقرانمهستم شوق کوهستان به جانم آتشی انداخته هر طرف هر سو برایم قصه ای پرداخته صبح با بانگ خروس خوش خبر ، راهیم تا کوه ،نزدیک سحر می روم تا قله های بی خبر ، از من و این لحظه ای بی ثمر می روم شاید که در پهنای کوه ، غرق در دریای کوهستان شوم می...
    • آزادم 1392/10/25 15:28
      از هر چه ردیف و قافیه ست آزادم از هر چه حساب و زاویه ست آزادم جز عشق نمانده در دلم خورشیدی از هر چه به کوه و بادیه ست آزادم " محمود مسعودی(ساده)"
    • دلم برای کویر می سوزد 1392/10/23 11:26
      به کویر می روند تاآرامش از دست رفته را بجویند. به کویر می روند تا با دیدن مناظر بکر دلشان تازه شود. به کویر می روند تا از کویر نشینان انرژی بگیرند . کسی که به کویر می رود خود می داند چه خطراتی پیش رو دارد. کویر بادها دارد ولی علی رغم سوزشان نامهربان نیستند. خاک دارد ولی می آید و می نشینند و زندگیشان را می کنند شاید هم...
    • شهر دلتنگی 1392/10/23 10:05
      شراب شهر دلتنگی چو نوشی تمام عمر با خود در خروشی اگر مقصود و معبودت نیابی چو آبی بر سر آتش بجوشی به دلتنگی کسی چون مو نباشه که کس بر درد مو درمو نباشه اگر صد سال هم دور از تو باشم تو چون رامم شوی اَرمو نباشه " محمود مسعودی(ساده)"
    • بوی پونه 1392/10/23 00:44
      به بوی پونه مستم کن به جویی بیاور می و مستم کن به کویی نه پیمانه به کار آید نه ام جام بگو می آورند چندین سبویی " محمود مسعودی(ساده)"
    • حتی خیالت را 1392/10/22 20:52
      به دار آویخته ام حتی خیالت را ز تو دل کندم و ایل و تبارت را ندارم طاقت شب زنده داری را فراری داده ام صبر و قرارت را " محمود مسعودی(ساده)"
    • 955
    • 1
    • ...
    • 9
    • 10
    • صفحه 11
    • 12
    • 13
    • ...
    • 32