X
تبلیغات
رایتل

وب نویسی (دل نگاری های ساده - محمود مسعودی)

گاهی که دلتنگ می شوم

گاهی که دلتنگ می شوم 
سر را به لاکم می برم
با خویش می گویم
چرا دنیا بهم پیچیده است
سر را که بر می آورم
آنسوتر از یک حس بد
نه رود در ره مانده و
نه ماه از تابندگی
نه چشمه شورش کم شده
نه بوته از جنبندگی
ساحل کنار آب هست
در سینه اش مهتاب هست
امواج می کوبند بهم
در فکرشان پرتاب هست
رزها هنوزم قرمزند
سبزینه ها جویای نور
بلبل هنوزم عاشق و
دریا هنوزم پر غرور
ناگه به ذهنم می رسد
سهراب جایی گفته بود
چشم را باید شست
جور دیگر باید دید
اری اری این است
روزن از نور پر است
فهم آن مشکل نیست
نور را باید دید
عشق را باید چید
،محمود مسعودی،

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: پروانه از [ ایران ]
گاهی که دلتنگ می شوم ....

حتی امیدی که ارمغان ادامه دلنوشته است و از آنسوی جملات روشن شعر
برمی خیزد ، هم نمیتواند مرهمی برای دل تنگ باشد ....
1394/01/27 ساعت 04:32 ق.ظ
امتیاز: 0 0